سلام.بنده طلبه پایه 3 میباشم.سوالم این بود که زندگی امثال بنده با ان افرادی که هیچ اعتقادی به اسلام ندارند چه فرقی دارد.هر دو طیف دارند زندگی خود را میکنند و هیچ مشکلی ندارند.لطفا پاسخی دهید که سبب ارامش قلبی بنده شود؟
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز
ای کاش در مورد پرسش خود توضیحات دقیق تر و روشن تری را ارئه می فرمودید تا پاسخ گویی ما بهتر و کامل تر انجام شود؛ در هر حال باید عرض کنیم که اصولا در کم و کیف زندگی باید بین دین باوران و بی دینان تفاوت قائل شد و البته در بین معتقدان به ادیان هم اعتقاد به دین اسلام با اعتقاد به سایر ادیان در نوع زندگی آنان تفاوت هایی را رقم می زند.
به طور طبیعی زندگی انسان بر اساس جهان بینی او و ایدئولوژی که مبتنی بر این جهان بینی است رقم می خورد و جزئیات زندگی همه انسان ها بر اساس همین تفاوت در جهان بینی و ایدئولوژی هاست که شکل و ماهیت مختلفی پیدا می کند؛ در نتیجه زندگی یک فرد معتقد به وجود خداوند در راس هرم هستی و معتقد به وجود جهانی دیگر در پس این عالم ماده از جهات مختلف با زندگی فردی که به این دو عنصر مهم معتقد نیست بسیار متفاوت خواهد بود .
درست است که در مسیر زندگی کوتاه دنیایی هر دو گروه مشغول زندگی هستند، اما به یقین نمی توان گفت این دو طیف هیچ مشکلی ندارند. زیرا اعتقاد و یا عدم اعتقاد به اصول بنیادین فکری بشر مانند اعتقاد به عالمی وراء عالم ماده، اعتقاد به خدا و اعتقاد به معاد و محاسبه روز قیامت و... به یقین نقش تعیین کننده ای در مسیر زندگی انسان ها خواهند داشت و کسی که به خدا و دستورات او ایمان دارد یقینا مشکلاتی را در مقام زندگی پیش خود می بیند، همان گونه که فرد بی اعتقاد به این امور در بسیاری از موارد دچار نابسامانی های روحی و فکری در مورد خود و آینده خود خواهد بود.
چه بسا بتوان گفت مهمترین شاخصه تمایز بین این دو گروه همان آرامش ذهنی و فکری گروه مومن و متدین در برابر این پرسش اساسی باشد که اگر خدا و معادی باشد چه بر سر من می آید؟ در واقع کسی که به وجود خدا و معاد ایمان دارد علی رغم دغدغه های موجود در زندگی مومنانه همواره این امیدواری را دارد که در برابر ضرری که ممکن بود در فرض صحت مدعای انبیاء و وجود قیامت متوجه او گردد ، تلاشی را انجا م داده و حتی المقدور تلاش کرده این ضرر را تبدیل به فرصت بهره مندی کند.
در حالی که فردی که به خدا و دین ایمان ندارد همواره این دغدغه ذهنی با او هست که اگر واقعا خدایی باشد و در قیامت مطالبه درخوایت های الهی از من صوزت بپذیرد چه خواهم کرد و چه بر سر من می آید ؟ البته ممکن است بسیاری از افراد ملحد و غیر متدین در طول زندگی خود و در اثر غفلت ها و غرق بودن در لذات مادی یا مشکلات و دغدغه های زندگی دنیایی به این مساله کمتر فکر کنند، اما نمی توان انکار کرد که هر انسانی در خلوت های خود گه گاه با این پرسش درگیر می شود و چه بسا در سنین پایانی عمر این پرسش بیش از هر چیز فرد را بیازارد.
در یک نگاه دیگر زندگی یک مومن مسلمان با مومنان به دیگر ادیان در کم و کیف جهان بینی آنان و عملکردی که متاثر از این جهان بینی و شریعت مورد قبول آن ادیان است و از انجا که ما معتقدیم دستورات خداوند بر اساس مصالح و مفاسد واقعی برای بشر تنظیم شده، شریعت حق در هر زمان بهترین و کامل ترین دستورالعمل زندگی محسوب می شود و در نتیجه کسی که در زمان کنونی به دستور العمل شریعت اسلام پایبند است در اصل زندگی دنیایی خود نیز از بهترین وضعیت ممکن بهره مند است.
البته طبیعی است که خود انسان نتواند در مورد درستی یا نادرستی وضعیت زندگی خود اظها نظر روشن و درستی داشته باشد و چه بسا اگر به قبائل بدوی در قلب جنگل آمازون زندگی متمدنانه شهری را عرضه کنید ان را خوب ندانند و وضعیت خود را بهتر قلمداد کنند و یا به تعبیر شما آن ها هم زندگی خود را می کنند و هیچ مشکلی ندارند؛ اما این اعتقاد واقعیت ها را تغییر نمی دهد .
در نتیجه وقتی انسان می داند که بر اساس ساختاری زندگی می کند که نزدیک ترین احتمال را به وضعیت مطلوب از منظر خداوند دارد و احیانا رضایت خداوند عالم و سعادت ابدی را به دنبال خواهد داشت ، ناخواسته تفاوت وضعیت خود با دیگر افراد را احساس می کند، هرچند آن ها خود هیچ مشکلی با وضعیت کنونی خود نداشته باشند و وضعیت خود را ایده آل بدانند.






