با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
امامان(ع) براي امرار معاششان از غير حقوق بيت المال كه از حكومتهاي زمان خويش مي گرفتند از منابع مالي ديگري بهره مي بردند و حتي از آنها انفاق میکردند.
به بعضی از منابع اشاره میشود:
1) كار و کشاورزی
2) تجارت و بازرگانی
3) بخششهای دوستان و دیگران به امامان
یکی از منابع درآمد مالی امامان، هدایا و بخششهای دوستانِ ثروتمند بود. آنها بدور از چشم مأموران حکومت، اموال و یا پولهایی را به امامان اهدا میکردند، تا آنها اموال را در راه خدا و حفظ شیعه به مصرف برسانند.
شیخ مفید گزارش میکند: روزی هارون الرشید به عنوان احترام و تجلیل از مقام علی بن یقطین لباسهایی برای او فرستاد. علی بن یقطین آنها را پذیرفت و در خفا مقدار زیادی از آنها را برای امام کاظم(ع) فرستاد.(1)
حتي نقل شده متوکل عباسی مریض شد. مادرش نذرکرد اگر شفا یابد، اموال بسیاري به امام هادي(ع) بدهد. امام نیز آنها را به دارویی راهنمایی کرد و شفا یافت. مادر متوکل ده هزار دینار برای امام فرستاد. برخی جاسوسی کردند که ابوالحسن اموال بسیاري جمع کرده است. مأمورین شبانگاه به منزل امام هجوم بردند... و ثابت شد اموالی بوده که مادر متوکل فرستاده است.
مأمورین، خانه امام را بازرسی کردند واموال رانزد متوکل بردند. وی مهر مادرش را دید ومادرش جریان را به او خبرداد وتمام اموال را به منزل امام برگرداند. فحملته ورددت السيف والكيسين و قلت له: يا سيدي عز علي، فقال لي : "سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون"(2)
4) موقوفات
یکی از منابع مهم امامان موقوفات میباشد. امام علی(ع) اموال زیادی را وقف بنیفاطمه کرد و امامان (که متولی موقوفات بودند) درآمد آنها را به مستمندان میدادند، از جمله طبق نقل مورخان معتبر درآمد تنها یکی از موقوفات امام علی(ع) چهل هزار دینار بود که تماماً صرف بینوایان شد.(3) نیز موقوفاتی از پیامبر به جا مانده بود که متولی و سرپرست آنها به عهدة فرزندان ارشد فاطمه(س) بود.
5) خمس
یکی از منابع مالی امامان(ع) خمس و سهم امام میباشد، چنانچه مقصود از ذیالقربی در آیه «واعلموا انّما غنمتم من شیء فانّ لله خمسه وللرسول ولذی القربی...»(4)
(ای مؤمنان) بدانید که آنچه به شما غنیمت و فایده رسد (کم یا زیاد) خمس (یک پنجم) آن مخصوص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است اگر ایمان به خدا و آنچه بر بنده خود نازل کردهایم دارید..منظور از، لذی القربی، اهل بیت(ع) هستند.
مصرف آن به طورکامل دراختيار معصوم است كه هرگونه خواست مصرف كند. پس از شهادت امام علي(ع) و صلح امام حسن(ع) جامعه اسلامي عملاً به دو گروه شيعه و طرفداران خلافت تقسيم شدند.
پيروان ائمه يعني شيعيان، خمس اموال خود را به امام عصرخود ميدادند. هر چند به دليل اختناق سياسي حاكم بر جامعه و جلوگيري از ارتباط مردم با امامان، فرستادن خمس با مشكلات بسيار رو به رو بود، اما خمس در هر شرايطي يا براي امام فرستاده ميشد و يا به نمايندگان و وكلاي امام تحويل ميگردید. اين اموال در جهت مصالح شيعيان و... به مصرف ميرسيد.
گسترش شيعه و علاقه مندان اهل بيت از يك سو و محدوديتهاي حكومتي براي اهل بيت از سوي ديگر موجب گشت تا امامان براي اخذ وجوهات و خمس كساني را كه مورد اعتمادشان بودند وكيل در اخذ و رساندن وجوهات نمايند. مانند امام هادي و امام حسن عسكري وكلايي در اخذ وجوهات داشته.
رشد شيعيان و سرازير شدن خمس به سوي امامان به قدري زياد بود كه مي توان به سخن علي بن اسماعيل بن جعفر الصادق كه در مقام سعايت از امام كاظم به يحي بن خالد گفت اموال از شرق و غرب به سوي او سرازير گشته و در خزانه نگه داري مي كند و... (5)
حتي هارون الرشيد امام كاظم را به متهم نمود كه از مردم خراج دريافت مي كند اين رويه حتي در عصر امام رضا استمرار داشت و آن امام چه در مدينه و چه در مرو از طريق وكلايش وجوه شرعي را دريافت مي نمود.(6)
نيز اين رويه در دوران امام جواد ادامه داشت و وصيت علي بن مهزيار اهوازي وكیل آن حضرت مبني تاكيد به پرداخت خمس به امام از اين موضوع حكايت دارد.
اين وضع همچنان ادامه داشت تا در دوران عسكرين كه به ساماندهي و تشكيلات خاصي مبدل شد.
امامان در موضوع خمس، دستور اكيد داده اندكه بايد به امام تحويل داده شود:
و قال (ع): لايحلّ لأحد أن يشتري من الخمس شيئاً حتّي يصل إلينا حقّنا. (7)
6ـ زكات
زكات، از ديگر منابع مالي است كه از سوي شيعيان به امام و يا با اجازه امام به نمايندگان تحويل داده ميشد. در هر صورت در جهت رفع نياز نيازمندان و... مصرف ميگرديد.(8)
7) ارث
امامان مانند دیگران از طریق ارث، اموالی به آنان میرسید.(9)
پینوشتها:
1. الإرشاد، الشيخ المفيد، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، چاپ دوم، سال چاپ1414 - 1993 م، ناشر دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، ج2، ص 225.
2. كافي، شيخ كليني ، تحقيق : علي أكبر غفاري، چاپ چهارم، سال چاپ 1365 ش، ناشردار الكتب الإسلامية - تهران، ج1،ص 499.
3. علامة مجلسي، بحار الأنوار، بيروت - لبنان، ناشر دار إحياء التراث العربي سال چاپ 1403 - 1983 م، ج 41، ص 302.
4.انفال، آيه 41.
5. مفيد، الارشاد، چاپ سوم بيروت، اعلمي، 1410، ص299.
6. طبرسي، الاحتجاج، نشر مرتضي، مشهد، 1403، ج2، ص389.
7. كافي، شيخ كليني، تحقيق: علي أكبر غفاري، چاپ: چهارم، سال چاپ: 1365 ش، ناشر دار الكتب الإسلامية - تهران، ج 3، ص505 و ج1، ص 523.
8. همان، ج 3، ص545 و549.
9. وسایل الشیعه، ج 13، ص 311؛ کافی، ج 7، ص 47 و 48.