با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
براي جواب به شما توجهتان را به چند نکته جمع مي کنيم:
1.اگر کسي به غير خدا، بدون اذن واجازه و امر خدا متوسل شود، کارش غلط و شرک و کفر است. زيرا کسي را مقرب درگاه خدا و واسطه شمرده که خدا او را مقرب و واسطه ندانسته و به وساطت و شفاعت او اجازه نداده و بندگانش را به توسل به او فرا نخوانده است. کار مشرکان از اين سنخ است. آنان بت ها و الهه هاي خود را مقربان درگاه خدا مي دانستند که با توسل به آنان مي خواستند به خدا نزديک شوند در حالي که آن بت ها و الهه ها نه جايگاهي نزد خدا داشتند و نه خدا به شفاعت و توسل بدانان فراخوانده بود ، و اين قطعا شرک و کفر است:ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفي (1)
2. اگر کسي به ديگري متوسل شود و او را شريک خدا و در عرض و هم رديف خدا بداند، نيز مشرک و کافر است مثل مسيحيان که عيسي را خدا و يا پسر خدا و سومين خدا شمردند .اگر کسي پيامبر و امامان را شريک خدا و در عرض و همرديف خدا بداند، قطعا مانند مسيحيان مشرک و کافر است.
آیاتی که فقط به خواندن خدا امر کرده و خواندن دیگری با خدا را نهی کرده به این معنا نظر دارد که هیچ کس را با خدا و همردیف او قرار ندهید. مبارزه شديد امامان هم با غلو براي همين بود که کسي آنان را همرديف و شريک خدا قرار ندهد.
3. اگر به کسي به اين عنوان که خدا او را دوست دارد و برگزيده خداست و خداوند اين محبوبيت و برگزيدگي را در قرآن و به زبان پيامبرش اعلام کرده و به توسل به او فراخوانده، متوسل شود، اين عين بندگي و اطاعت خداست و در عين اين که ما مي توانيم مستقيم با خدا مرتبط شده و به ساحتش عرض بندگي کرده و از حضرتش حاجاتمان را بطلبيم، ولي طبيعي است که توجه به درگاه خدا با توسل به محبوب هاي خدا و مقربان درگاهش و بندگان برگزيده اش که آنان را به امامت و هدايت ما گمارده، بهتر است. زيرا ما با توجه متوسلانه به پيامبر و امامان، به خدا اعلام مي کنيم که خدايا هم خدايي تو را گردن نهاده ايم و هم نبوت، امامت و هدايتگري بندگان بر گزيده ات را و چون پذيرش نبوت و امامت پيامبر و امام ، محبوب خداست، پس عملي که نشانگر اين پذيرش باشد، بهتر از عملي است که اين پذيرش را نشان ندهد.
وقتي پادشاهي، فردي را به ولايت عهدي معرفي کرده باشد، شما به هنگام عرض ارادت به آن پادشاه، يا به مقام خودش متوسل مي شوي و عرض مي کني پادشاها من ارادتمند و مطيع شمايم و اين حاجت را دارم و يا به مقام وليعهدش متوسل شده و او را واسطه قرار مي دهي و مي گويي پادشاها به مقام ولي عهدت چنين و چنان؛ در اين عرض ارادت و طلب حاجت دوم، شما داريد ضمن اعتراف به پادشاهي او به انتصابش هم اعلام پايبندي کرده و مقام وليعهدش را تاييد مي کني و اين مطلوب تر است.
اما صدا کردن خود پيامبران و امامان با توجه به اينکه آنان عبد خدا و محبوب خدا هستند و به اذن خدا در جهان قدرت تصرف دارند و به اصطلاح دست خدا هستند، هيچ مانعي ندارد و در روايات و آيات و سيره نبوي اجازه اين نوع توسل رسيده است. وقتي ما مي گوييم يا رسول الله، او را به عنوان ولي خدا و بنده برگزيده خدا و محبوب خدا و...صدا مي زنيم و اگر اين موارد به ادله قوي براي ما ثابت نبود، ما به هيچ وجه به اين شخصيت ها متوسل نمي شديم و آنان را صدا نمي زديم.
اما اين که چرا اين همه به توسل سفارش مي کنيم با اين که خدا نياز به واسطه ندارد؟ در اين، هيچ شکي نيست و خوشبختانه اسلام و شيعه بندگان را به ارتباط مستقيم و در هر نقطه و هر زمان و هر ساعت با خدا فرا خوانده و بي نيازي به واسطه براي ارتباط برقرار کردن را فرياد مي زند. همين دعوت به توسل هم به معناي محتاج بودن به واسطه و بستن راه ارتباط مستقيم نيست زيرا پیامبر و امامان که به توسل دعوت کرده اند ، نفرموده اند که هر گاه خواستيد با خدا مرتبط شويد، از خانه و شهر خود حرکت کنيد و به شهر و خانه ما بياييد و اجازه ملاقات با ما بگيريد و درحضور ما و به وساطت ما با خدا سخن بگوييد و...؛ نه، در اسلام و شيعه اين گونه نيست و همچنان که خدا همه جا هست و در هر ساعت و در هر مکان و به هر زبان مي توان با خدا مرتبط شد، پيامبر و امامان هم، چون خليفه و آيت و جلوه خدايند، در هر زمان و در هر مکان و به هر زبان مي توانند صدا شوند و از آنان شفاعت خواسته شود و هيچ تشريفات خاص و هزينه اي ندارد برخلاف مسيحيت يا اديان ديگر که حتما بايد در اوقات معين به کليسا رفت و به محضر کشيش رسيد و او را به عنوان واسطه مخاطب قرار داد و حاجت را به او گفت تا به خدا بگويد يا به وساطت او به خدا گفت و اين بسيار محدود کننده و هزينه بردار است.
پس توسل شيعه به هيچ وجه محدود کننده ارتباط مستقيم با خدا و هزينه بردار و ... نيست. بلکه عين ارتباط مستقيم با خدا با توسل به محبوب خداست.
و اما دين و مذهب و پيامبر و خدا به اين جهت بندگان را به توسل دعوت کرده اند تا انسان ها را متوجه دعوت کنندگان به هدايت و بندگي و دروازه هاي ورود به ساحت قرب حق و بيان کنندگان دين و... گردانند. با دعوت به توسل به پيامبر و اهل بيت، ما به در خانه هدايت گران خدايي مي رويم و آنان ما را به راه رضاي خدا مي برند و از بيراهه ها باز مي دارند و ما ديگر به انسان هاي بي صلاحيت توجه پيدا نمي کنيم و دين و معارف و احکام خود را از غير اهل بيت نمي گيريم.
در قران کریم آمده است: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏(2)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خداوند پروا كنيد و (براى تقرّب) به سوى او (از مقرّبان درگاهش و از عمل‏هاى صالح) وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد، شايد رستگار گرديد.
اميدواريم خدا به ما توفيق شناخت معارف و رجال دين را عنايت بگرداند.
پی نوشت ها:
1. زمر (39)، آیه 3.
2. مائده، 35.