می دانیم خدا از همه بی نیاز است و نیز خیلی انسانها را دوست دارد
در چند آیه دارد که اگر کسی دچار شرک جلی شود اگر چه از روی گمراهی و اشتباه باشد من خدا هرگز او را نمی بخشم و او را تا ابد در آتش مخلد میکنم ،آیا این خودخواهی نیست و تکبر،با این فرض که این انسان اشتباه کرده،اگر پاسخ دهید برای رسیدن به کمال است می گویم حال او نمی خواهد به کمال برسد ولی انسان بدی هم نیست یعنی تمام دستورات خدا رانیز اجرا کرده به جز آنها که در مورد شرک استفبا تشکر فراوان از اینکه تفره نمی روید و باکلمات بازی نمی کنید
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
دوست بزرگوار ظاهرا اشاره شما به آياتي نظير اين آيه شريفه است كه خداوند متعال مي فرمايد:«إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى إِثْماً عَظيماً »؛«خداوند (هرگز) شرك را نمىبخشد! و پايينتر از آن را براى هر كس (بخواهد و شايسته بداند) مىبخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است»(1) ولي شما در برداشت از اين آيه شريفه و معنا و مفهوم آن اندكي دچار خطا شده ايد و لذا نسبت به خودخواهی خداوند دچار ترديد گشته ايد.
این آیه شریفه نه تنها گویای خودخواهی خداوند نیست بلکه به تعبیر روایات امیدبخش ترین آیات قرآن است (2). در این گونه آیات به دلائل و قرائن مختلف منظور خداوند از عدم بخشش شرك در صورت اصرار بر آن و عدم توبه از چنين شركي است والا حتي مشركترين افراد نيز در صورتي كه توبه نمايند از عفو و رحمت و بخشش خداوند بهره مند خواهند شد، توبه و بازگشت از گناه، همه گناهان حتى شرك جلی را مىشويد:«وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ»؛« او است كه توبه را از بندگان خود مىپذيرد و گناهان را مىبخشد» (3) بنابراین منظور آن آیه شریفه در مورد امكان شمول عفو الهى، نسبت به كسانى است كه توفيق توبه نيافتهاند، يعنى قبل از آنكه از كردههاى خود پشيمان شوند و يا بعد از پشيمانى و قبل از جبران اعمال بد خويش از دنيا بروند. (4)
این آیه در ادامه آیات قبل بیان می شود که حالات يهود و نصارى را بیان می کند که هر یک به نوعی مشرك بودند، و قرآن بوسيله اين آيه به آنها اعلام خطر مىكند كه اين عقيده را ترك گويند كه گناهى است غير قابل بخشش، سپس در پايان آيه دليل اين موضوع را بيان كرده مىفرمايد:" كسى كه براى خدا شريكى قائل شود گناه بزرگى مرتكب شده است. « وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى إِثْماً عَظِيما ».
اما در خصوص این که چرا برای این گناه عذاب جاویدان و خلود در جهنم بیان شده است باید گفت که جای این سؤال هست که چه تناسبی بین جرم مشرکین و عذاب جاویدان آنها وجود دارد، افرادی که در دنیا مرتکب شرک جلی هستند چندین سال محدود مشرک بوده اند پس چرا در قیامت عذابشان دائمی است؟ که در پاسخ باید اشاره نمائیم، که اگر چه چنین افرادی خصوصا یهود و نصاری که مورد خطاب آیه کریمه هستند چنین رویه ای را با اصرار در پیش گرفته بودند که حتی اگر عمر جاویدان هم می داشتند باز هم دست از روش خطای خود بر نمی داشتند (5)
لذا تناسب این عذاب با بنا و نیت دائمی آنها هماهنگ است، ثانیا: این هشدار بیشتر جهت ترغیب و تحذیر آنها برای دست بر داشتن از این مسیر خطا می باشد و غیر از جنبه اخبار دهی جنبه بازدارنده دارد، لذا عقلا این امکان هست که خداوند حقیقتا در قیامت به وعیدهای خود به چنین عذاب های ابدی عمل نکند (اگر چه به وعده های خود به اهل بهشت قطعا عمل خواهد نمود) و ثالثا:خداوند متعال در همان دنیا نتیجه واقعی عمل آنها را که همان خلود در جهنم باشد را به آنها از طرق مختلف که بر آنها اتمام حجت گردد اعلام نموده است (6) لذا آنها با اطلاع و آگاهی از تنیجه رفتار غیر عاقلانه خود چنین انتخابی کرده اند و نتیجه را هم پذیرفته اند.
البته در انتها خوب است به این مطلب اشاره شود همانطور که از مفهوم شرك جلي مشخص است به این معنی كه فرد عملا براي خداوند در عالم شريكي در پرستش قرار مي دهد و به جای پرستش خداوند موجود دیگری را به عنوان پروردگار خود می پذیرد در مورد چنین فردی که طبیعتا در کارهایش هیچ هدف و انگیزه الهی و یا اراده رسیدن به کمال و سعادت ابدی را نداشته است نمی توان پذیرفت که تمام دستورات الهی را اجرا کند و همه اوامر الهي را (جز شرك)انجام دهد در عالم واقع محقق نمي شود.
زيرا اگر چه در منظر عموم مردم كسي که اهل كار خير است و ديگران از کار های خیر او بهره مند شده اند، انسان كاملا خوبی است لکن براي رسيدن به سعادت و كمال و داشتن عمل صالح و انجام فرامين الهي فقط خوب بودن خود عمل كافي نيست، بلكه حسن نيت و داشتن قصد خالص الهي نيز مهم است به این معنا که در خوب بودن و سعادت بخش بودن یک عمل هم حسن فعلی لازم است و هم حسن فاعلی یعنی هم خود عمل باید خیر و خوب و مطابق خواست خداوند باشد و هم فرد انجام دهنده آن عمل را به قصد الهی انجام دهد و یکی از آنها به تنهائی کافی نیست.
اگر چه در منظر فضل الهي كساني كه اهل عمل خير بوده اند و نداشتن قصد الهي و يا حتي انحراف آنها از مرزهاي توحيدي به خاطر عدم آشنائي آنها با معارف الهي و عدم قصور خود آنها بوده است در پيشگاه عدالت خداوند به عنوان مستضعف فرهنگي مورد عنايت واقع خواهند شد (7)، ولي همانطور كه اشاره شد كساني كه در اين آيه شریفه به عنوان مشرك خطاب شده اند و به عذاب دردناك و ابدي وعده داده شده اند كساني هستند كه در مقابل دعوتهاي فراوان خداوند متعصبانه بر شرك خود پافشاري نموده اند.
پي نوشت ها:
1. نساء(4)آيه 48.
2. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ناصر خسرو، 1372ش، ج3، ص90
3. شورى(42) آيه 25.
4. آيت الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، 1374ش، ج3، ص412.
5. انعام(6) آیه 27 و 28.
6. بقره (2) آیه 217.
7. رك: شهيد مطهري، عدل الهي، نشر صدرا، 1365ش، ص 347.






