چرا پیامبر اسلام با دختری 9 یا 18 یا 29 ساله ازدواج کرد؟ چرایی و چگونگی این ازدواج را شرح دهید.همچنین سن درست عایشه در آن زمان و سن پیامبر،لطفا
سوال دوم :آیا ازدواجهای متعدد پیامبر درست است و چرا پیامبر این عمل را تکرار میکرد؟آیا صرف الگو بودن کافی ات؟میتوانست این مسئله را با تشویق دیگران به ازدواج انجام دهد چرا خود با دختران و زنان ازدواج میکرد؟
سوال سوم:امکانش هست که لیستی از ازدواج و زنان و نسب و دلایل ازدواج پیامبر را در سایت قرار دهید و یا حداقل کتابی را معرفی کنید.
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
درباره علل تعدد از دواج پيامبر (ص) و اسامي همسران آن حضرت ، به كتاب همسران پیامبر (ص)، حسن عاشوری لنگرودی مراجعه فرماييد. در ضمن شما مي توانييد به سايت اين مر كز : (http://www.pasokhgoo.ir)نيزمراجعه نماييد
اما درباره از دواج حضرت با عايشه بايدگفت :
اولا: شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب_های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواجها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود. (1)
ثانیا: این یکی از دروغهای روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.
در مورد جملة نخست؛ (سن عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد)می گوییم:
1 . برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند:عایشه در سال 57 هـ ، و در هفتاد سالگی درگذشت. (2) معنای این سخن آن است که عایشه در سال اوّل بعثت متولد شد. تاریخ اجرای صیغه عقد را یک ماه بعد از رحلت حضرت خدیجه و پس از عقد «سوده» بیان کردهاند. (3) حضرت خدیجه در رمضان سال دهم بعثت از دنیا رفت و در شوال همین سال عایشه به عقد پیامبر(ص) درآمد. (4)
بااین داده تاریخی میگوییم: عایشه در هنگام عقد بیش از ده سال داشت.
2 . برخی از سیره نویسان همانند «ابن اسحاق» و «ابن هشام» که پیشگامان در سیره نویسی هستند، مینویسند: عایشه بیستمین فردی بود که به پیامبر اسلام(ص) ایمان آورد و اضافه میکنند: قبل از عایشه خواهرش اسماء و بعد از عایشه «خبّات بن اَرَّت» مسلمان شدند. (این امر درحدود سال چهار بعثت و بعد از آشکار شدن دعوت پیامبر (ص) رخ داد.) و میافزایند عایشه در این هنگام به سن تکلیف نرسیده و صغیره بود. (5) صغیره بودن به چه معنا است؟ قطعاً به این معنا نیست که دوره شیرخواری را طی میکرده، چرا که در این دوره معقول نیست گفته شود اسلام را اختیار کرده بود، بلکه باید در این هنگام سنّ عایشه در حدی باشد که بتوان نسبت اسلام آوردن را به او داد.
حضرت علی (ع) در هنگامی که اسلام اختیار کرد، بین ده تا سیزده سال داشت. متذکر شدهاند. حضرت در این هنگام صغیر بود، «رجل» نبود. حال درباره عایشه هم میبایست طوری سخن گفت که معقول باشد، یعنی سنش به اندازهای باشد که بتواند اسلام را اختیار کند تا بگویند بیستمین مسلمان است، لیکن کمتر از سن بلوغ باشد. اگر بلوغ دختران نه سال است، ایشان در این هنگام مثلاً هشت ساله باشد. در این صورت معنایش این است: هنگامی که به عقد پیامبر (ص) درآمد، حدوداً پانزده ساله بود، نه نُه ساله.
ثانیاً : در زمان پیامبر (ص) سن ازدواج دختران در همین حدود معمولی و متعارف بود. عربهای شبه جزیره خوش نداشتند دختر دیر ازدواج کند و مدتها در خانه پدر بماند. بلکه میکوشیدند تا دخترانشان را زودهنگام شوهر دهند و خیالشان از این بابت آسوده شود.
بنابراین ازدواج دختران در سنین کم در آن عصر و زمان پسندیده و متعارف بود و هیچ اشکالی نداشت.
طبعاً سنتهای اجتماعی و فرهنگی هر ملت و هر زمان را باید با معیارهای همان جامعه مورد سنجش قرار داد، نه با معیارهای عصر حاضر.
اگر پیامبر (ص) در این مورد مرتکب اشتباهی میشد و کاری غیر متعارف انجام میداد، بدون شک دشمنان حضرت از آن سوء استفاده میکردند و آن را بر ضد دعوت پیامبر اسلام (ص) به کار میگرفتند. در تاریخ هیچ نشانی نیست که دشمنان قسم خورده حضرت از این ازدواج دستاویزی برای کوبیدن شخصیتش گرفته باشند. این خود دلیلی است که ازدواج حضرت با عایشه بر خلاف عرف نبود.
بین عقد و عروسی عایشه حدود پنج سال فاصله بود، یعنی اگر عایشه در 10 سالگی مثلاً به عقد پیامبر (ص) در آمد، عروسی او در پانزده سالگی اتفاق افتاد، و ازدواج در چنین سنی متعارف بود و اشکالی ندارد.
پی نوشت ها:
1. أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، تحقيق على محمد البجاوى، بيروت، دار الجيل، ط الأولى، 1412 ، ج4، ص 1811؛ عز الدين بن الأثير أبو الحسن على بن محمد الجزرى،أسد الغابة فى معرفة الصحابة، بيروت، دار الفكر، 1409، ج6، ص 65 .
2. ابن قتیبه دینوری ، المعارف، قم ، انتشارات الرضی،1415 ق . ص 134 .
3. ابن سعد محمد کاتب واقدی، طبقات الکبری،بیروت، دار صادر ، 1401 ق . ج 8، ص 79 .
4. همان، ص 58.
5. سیره ابن هشام، بیروت،دار احیاء التراث العربی،1421 ق ،چاپ سوم، ج 1، ص 290.






