با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
پاسخ نخست لازم است معناي عبادت و گناه روشن شود تا حقيقت مطلب فهميده شود. عبادت منتهاي خضوع و اظهار ذلت و خواري در برابر ذات مقدس خدا است. علامه طباطبايي (ره) آن را به معني خضوع در برابر فرمان خدا معرفي كرده است. (1) اصل عبادت به معني تذلل و خضوع و انكسار است و لازمه آن اطاعت محض از خدا و فرمانبرداري از او مي باشد. گناه در زبان فارسي به معني بزه، جرم، خطا، نا فرماني و امثال اين الفاظ آمده است(2)، و در پيش اهل شرع به معناي عمل خلاف دستورات دين يا عصيان ورزيدن نسبت به حدود و مرزهاي تعيين شده توسط دين و مخالفت كردن با فرمان خدا و پيامبر(ص) و ائمه (ع) است. چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِين‏(3)
و هر كس خدا و پيامبرش را نا فرماني كند و از حدود خدا تجاوز نمايد او را در آتشي در آورد كه جاودانه در آن بماند و عذابي خوار كننده دارد.
به بيان ديگر گناه يعني پيروي از نفس اماره و خواهش هاي نفساني و مخالفت كردن با فرمان هاي خدا و رسول (ص) و نقطه مقابل آن عبادت يعني اطاعت محض و فرمانبرداري خالصانه از خدا و مخالفت با هواي نفس و شيطان هاي درون و بيرون. بنا براين چگونه مي توان گفت « گناهي هر چند كوچك باشد ثوابش از عبادت و اطاعت خدا بيشتر است؟» مگر آن كه عملي به ظاهر عبادت باشد. اما حقيقت آن چيزي جز ريا و نفاق و شرك و مانند آن نباشد. يا گناهي كه نادانسته و از روي غفلت - نه عصيان و مخالفت با خدا و رسول (ص) - انجام گرفته باشد و پس از آن بيداري از غفلت و تحول روحي و انقلاب دروني در وي ايجاد شود و باعث توبه و استغفار و عبادت آگاهانه و با معرفت گردد. بله در اين صورت گناهي كه زمينه شده انسان از غفلت و ناداني بيرون آيد، از عبادت همراه با ريا و نفاق و جهل و غفلت بهتر است. زيرا هيچ گناهي را نبايد كوچك و حقير شمرد. چنان كه پيامبر اكرم (ص) به ابوذر غفاري مي فرمايد: هيچ گناهي را كوچك ننگر، بلكه نگاه كن كه با آن گناه از چه كسي نا فرماني مي كني.(4)
پي نوشت ها :
1. الميزان، علامه طباطبایی، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج 7، ص 44، ناشر دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش.
2. ر. ك. لغتنامه دهخدا، واژه گناه.
3. نساء (4) ، آيات 13و 14.
4. مجموعه ورام،ورام بن ابي فراس، ج 2، ص 53، ناشر مكتبه الفقيه - قم.