من مهسر مردي 40 ساله هستم كه خيلي خوش قلب ومهربان است و هميشه در انجام كارهاي خير
پيش قدم مي باشد و به نياز مندان كمك ميكند. به همين دليل ميگويد كه ديگر احتياجي به خواندن نماز و روزه نميباشد
با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامی! تلاش شما برای آشنا ساختن همسرتان به نماز، کاری بس ارزشمند و مورد پسند است. دعوت ایشان به آشنایی با خداوند و عبادت او از برجسته ترین و متعالی ترین امور است.
زن و شوهر می توانند نقش آفرینی حیاتی گسترده ای بر یكدیگر داشته باشند. البته كیفیت و میزان اثرگذاری و اثر پذیری ها بسیار متفاوت است. آنچه در اینجا حایز اهمیت می باشد داشتن درك روانشناختی ژرف و درستی از طرف مقابل است.
به عبارت دیگرشما دقیقا باید راه های نفوذ و تاثیرگذاری بر همسر خود را بشناسید و متناسب با آن برنامه ریزی كنید و بدون داشتن چنین دركی چه بسا بسیاری از زحمات شما بی نتیجه یا كم ثمر خواهد بود. بنابراین اگر همسر شما خودگرا و منطق پذیر است باید بازبانی بسیار منطقی ومستدل او را قانع سازید و اگر فردی نصیحت و انذارپذیر است باید بیشتر بر جنبه های عقوبتی ترك نماز و روایات و حكایات وارده دراین مورد با او سخن گویید.
اگر احساس می كنید با محبت بیشتر می توانید او را به سوی خدا بكشانید باید از همین طریق وارد شوید واگر راههای دیگری بر او موثر است تا جایی كه با احكام شرع انطباق دارد از آن راهها استفاده كنید.
- در مورد گفته ایشان که انجام کارهای پسندیده و یاد خدا کافی است و نماز لازم نیست؛ باید بگوییم:
بله همواره به یاد خداوند بودن و انجام کارهای نیک بسیار عالی و ارزشمند است، اما آیا چنین کسی را سراغ دارید؟ کدام انسان را مییابید با این همه چیزهائی که انسان را در دنیا به خود مشغول داشته و با این همه عواملی که موجب غفلت و بیخبری میشوند، همواره به یاد خدا باشند؟ آیا نماز چیزی جز برای یادآوری انسانها و بیرون آوردن از غفلت است؟
راستی اگر برای ارتباط با خدا نیازی به نماز نبود، نبایستی پیامبر با آن همه فضائل و کمالات آن قدر نماز بخواند که پاهایش متورم شود یا امیرالمؤمنین (ع) و سایر امامان به نماز این همه اهمیت بدهند؟!
آیا کسی برتر و بیش تر از پیشوایان دینی ما با خداوند رابطه قلبی داشته است؟ آیا اگر بخواهیم کسی را مثال بزنیم که همواره به یاد خدا بوده است، این شخص جز پیامبر اسلام و امامان معصوم بودند؟
آیا مقامی که امیرمومنان به آن دست یافته بود، به گونهای که فرمود: اگر تمام پردهها کنار رود، بر یقین و ایمان من افزوده نمیشود، کسی برتر از آن دست یافته است؟
پس چگونه چنین انسانهایی نه تنها خود را بینیاز از نماز و ارتباط با خدا نمیدانستند، بلکه شبانه روز به نماز میایستادند و نه تنها نمازهای واجب، بلکه حتی نمازهای مستحب داشتند که بنا بر نقل روایات گاهی تا هزار رکعت میرسید؟
هم چنین نماز رابطه بنده با خداست. طبیعی است که بنده آن را به جا میآورد که خواسته خداوند و معبود اوست. اصولاً هدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. اگر قرار باشد که هر انسانی طبق خواسته خود عمل نماید، نه شیوه ای که خداوند از او خواسته، این دیگر بندگی خداوند نمیشود، بلکه بندگی خود و عمل طبق خواسته خود است. این که به یاد خدا و شاکر بودن خدا، بخواهد مانعی برای اثبات بندگی و عبودیت من باشد، آیا نباید در آن شک و تردید کنیم که چگونه یاد او ما را از عبودیت و بندگی و اطاعت دور کرده است؟
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز است. نماز سفرهای است گسترده، که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز میکند. بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجود دارد. هر کس مطابق ذوق و سلیقه و به اندازه توان و مرتبه وجودی و استعداد خود از آن بهرهمند میشود. نماز عبادتی جامع است که میتواند تمام وجود انسان (از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی و قلبی و باطنی) را در خدمت بندگی و پرستش قرار دهد. نیت خوب داشتن به تنهایی نمیتواند انسان را از انجام عبادت و نماز بینیاز کند.
شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی میباشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیباییها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را میگیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر»؛ (1)
- أمّا برای ترغیب و تشویق ایشان به نماز تذكرات ذیل راهگشاست:
الف) وقتی می خواهید مطلبی را مطرح كنید از قبل برنامه ریزی كرده و مراقب نحوۀ آغاز و پایان خود در سخن گفتن باشید.
ب) باید حتی الامكان خودتان اهل مطالعه بوده و سرمایه هایی از معارف دینی و اسلامی را دارا باشید. همچنین در ابعاد مختلف سیرنموده و شواهد تاریخی را از رجال متشخص و متدین و نیز قرآن وحدیث مطرح سازید.
ج ) كتاب و مجلاتی را خودتان یا از طریق دیگران تهیه كرده با ظرافت خاصی در معرض دید ایشان قرار دهید یا اگر مصلحت دیدید پیشنهاد مطالعۀ آن را به ایشان بدهید.
د ) از دیگران؛ یعنی، از افرادی كه دارای نفوذ كلمه و سرمایۀ كافی در این زمینه باشند استفاده كنید. سوال هایی را به طور طبیعی مطرح سازید و محور صحبت را به آن سو بكشانیدبه طوری كه ناخود آگاه در این طریق قرار بگیرند. و اصولا طرح سو ال در این زمینه چه از طرف خودتان و چه از طرف دیگران، می تواند ذهن طرف را جلب نماید.
ه) از خدای سبحان نیز استمداد كنید و مایوس نباشید. حالات انسان متفاوت است. بسیار شده كه ما نسبت به كسی مایوس می شویم ولی برخلاف تصور ما، شرایطی فراهم می شود و طرف متحول می گردد. تجربه و تاریخ شواهد زیادی را نشان می دهد كه به طور غیر مترقبه كسی دگرگون گشته و سرنوشت دیگری پیدا كرده است.
ای خوش آن جذبه كه ناگاه رسد
ناگهان بردل آگاه رسد
ای خوشا بوی دلاویز گلی
كز پری چهره ای چون ماه رسد
ز ) در عین حال اگر آثار مثبت چندانی مشاهده نكردید نگران تاثیر پذیری از ایشان نباشید، البته با جدیت تمام بكوشید كه ایمان و عمل صالح خود را به دقت مواظبت نموده و اندك فروگذار نكنید و همواره از خداوند حفظ ایمان ودیانت خود را استمرار كنید، چه بسا در طول زمان بقای ایمان شما اثر سازنده ای در ایشان ایجاد كند. از طرف دیگر سرمایه گذاری جدی و حساب روی فرزندان خود نمایید. در مواردبسیاری دیده شده است كه ایمان و اعمال فرزندان بر والدین تاثیر گذاشته و موجب بازگشت و هدایت آنان شده است.
پی نوشت:
1. عنکبوت (29) آیه 45.






