با سلام
کنیه ابوالقاسم برای پیامبر به چه دلیل است و ایا این کنیه فقط از طرف شیعیان می باشد؟
کنیه اباعبدالله برای امام حسین به چه دلیل است؟ آیا امام حسین فرزندی به نام عبدالله داشته اند؟ و از کدام همسر؟
امام حسین چند همسر داشته اند؟ لطفا بفرمایید از هرکدام چند فرزند و نام فرزندان هرکدام چه بوده است؟
چرا شوهر حضرت زینب در کربلا حضور نداشته است؟ از فرزندان ایشان کدام یک در کربلا شهید شده اند؟
با تشکر

پرسش: ائمه
شرح : 1 -با سلام کنیه ابوالقاسم برای پیامبر به چه دلیل است و ایا این کنیه فقط از طرف شیعیان می باشد؟
پاسخ:
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
دليل اين كنيه آن است كه قاسم نخستین فرزند رسول خدا(ص) است، و پیش از بعثت در مکه تولد یافت، (1)و پیامبر (ص)به نام وی ‏«ابو القاسم‏» کنیه گرفت.(2) و این کنیه فقط از طرف شیعیان نیست.
پي نوشت:
1. اعیان الشیعه، سید محسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات،1418 ه ق، چاپ پنجم، تحقیق سید حسن امین، ج 2، ص 321.
2. اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر ( عز الدین )، تهران، المکتبه الا سلامیه، 1336 شمسی، ج 1، ص 16 .

پرسش: 2 - کنیه اباعبدالله برای امام حسین به چه دلیل است؟ آیا امام حسین فرزندی به نام عبدالله داشته اند؟ و از کدام همسر؟
پاسخ:

دوست بزرگوار اگر چه در فرهنگ اعراب یکی از جهات قرار دادن کنیه ها برای اشخاص با توجه به نام فرزند او می باشد و اشخاص را با نام فرزند بزرگتر خود می خواندند. مثلاً به امام علی علیه السلام «ابا الحسن» می گویند. به این دلیل که فرزند (پسر) بزرگ ایشان، امام حسن (ع) بود. اما وجوه دیگری نیز در نام گرفتن برخی از افراد به الغاب و کنیه ها وجود داشته است که در مجموع باعث شده است در تحلیل کنیه «اباعبدالله» برای امام حسین (ع)، سه نکته قابل ذکر باشد:
1. در میان اعراب خصوصا بزرگان قبائل مرسوم بود که در بدو تولد برای نوزادان خود خصوصا نوزادانی که به جهت جایگاه خانوادگی مقامی خاص داشتند علاوه بر اسم، کنیه ای نیز تعیین می شد، که در همین راستا پیامبر اکرم (ص) کنیه «اباعبدالله» را از همان سنین کودکی برای نواده خود حضرت سید الشهداء برگزیدند(1). حتی روایات فراوانی داریم که امام حسین در دوران کودکی و قبل از تولد فرزندانش در لسان پیامبر و امیر المومنین " ابا عبدالله "خوانده شده است:
عَنْ امام الصادق (ع) قالَ : « قالَ علیٌ عَلَیهِ السَّلام لِلْحُسَیْنِ (ع): یا اباعَبداللهِ اُسْوَهٌ اَنْتَ قَدْماً . فقالَ :‌ جُعِلْتُ فِداکَ ما حالی ؟‌... امام صادق علیه السلام فرمود:‌ « علی علیه السلام به حسین علیه السلام فرمود: ای اباعبدالله تو از پیش اسوه مردم بوده ای . [ حسین علیه السلام ] عرض کرد : فدایت شوم حال من چگونه است ؟‌ فرمود:‌ دانشی داری که ایشان بدان نادان اند و زود است که دانشمند از دانش خود بهره جویند. ای فرزندم گوش فردار و بینا باش قبل از آنکه [ واقعه ای] تو را دریابد. قسم به آن که جانم در دست اوست بنی امیه خون تو را می ریزند اما نمی توانند تو را از آئینت برگردانند و از یاد پروردگارت غافل سازند . حسین (ع) فرمود:‌ قسم به آن که جانم در دست اوست کافی است. من بدانچه خدا فرود آورده است اقرار کردم و سخن پیامبر را دروغ نمی شمارم .(2)
2. بر اساس برخی اقوال تاریخی امام حسین (ع) فرزندی به نام عبدالله داشت که در کربلا به شهادت رسید. برخی عبد الله را نام دیگر علی اصغر دانسته اند. اما بر اساس برخی از اقوال تاریخی عبدالله، نوزادی است که در کربلا به دنیا آمد و مادرش رباب بود .که نشان می دهد او فرزندی غیر از علی اصغر(ع) بوده است (3).
3. برخی نیز با توجه به معنای این کنیه «پدر بندگان خدا » با این تحلیل که قیام امام حسین (ع)، موجب بقای دین و یکتاپرستی بود و پرستش هر یگانه پرستی در دنیا تا قیامت، مرهون حرکت و شهادت امام است، اگر امام حسین (ع) قیام نمی نمود و خون پاک خود و فرزندان و یارانش را نثار نمی کرد دیگر نشانی از توحید و عبودیت باقی نمی ماند که مردم عبد آن خدا و عامل به آن توحید باشند. از این رو،حکمت اطلاق این کنیه بر ایشان را به این دلیل دانستند که او پدر تمام بندگان خداست؛ یا همان «اباعبدالله» .(4)
و همچنین برخی با این تحلیل که قیام حضرت موجب حفظ اسلام و رسالت پیامبر اسلام گشت و در واقع امام حسین (ع) احیا کننده شریعت جد خود گشت، و لذا ایشان «پدر حضرت محمد» یا همان"اباعبدالله" نام گرفت چون یکی از القاب و نامهای پیامبر "عبدالله" نقل شده است.(5)
پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی، بحارالانوار ،الوفاء بیروت ،1404ق، ج44، ص 251.
2. ابن قولويه قمى، كامل الزيارات،انتشارات مرتضويه نجف اشرف، 1356 ق، ص 72.
3. ابن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی بیروت، دار صادر .1379 ق،ج 2، ص 181.
4. آیت الله عندلیب، ثارالله،مرکز مطالعات راهبردی خیمه، بی تا، ص 47.
5. خداوند در قرآن متعدد پامبر را با نام (عبد خدا ) نام می برد (فرقان(25) آیه 1).

پرسش: امام حسین چند همسر داشته اند؟ لطفا بفرمایید از هرکدام چند فرزند و نام فرزندان هرکدام چه بوده است؟
پاسخ: در باره تعدادهمسران و فرزندان امام حسین(ع) واسامی انان اختلاف است .شیخ مفید می نویسد:
براى حسين (ع) شش فرزند بود: (1) على بن الحسين(زین العابدین ) «اكبر» كنيه‏اش ابو محمد و مادرش شاه زنان دختر يزدجرد شاه ايران بود. (2) على بن الحسين (علی اکبر ) «اصغر» كه با پدرش در كربلا شهيد شد و مادرش ليلى دختر أبى مرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود. (3) جعفر بن الحسين (ع) كه فرزندى نداشت و مادرش زنى بود از قبيله قضاعه و جعفر در زمان زنده بودن پدر از دنيا رفت. (4) عبد اللَّه بن الحسين كه در خردسالى با پدرش در كربلا شهيد شد، و تيرى آمده در دامان پدر او را ذبح كرد . (5) سكينه دختر آن حضرت كه مادرش رباب دختر امرئ القيس بن عدى از قبيله كلاب بود، و رباب مادر عبد اللَّه نيز بود.(6 ) فاطمه دختر ديگر آن حضرت (ع) و مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبيد اللَّه بود.برخی علی اوسط ومحمد وزینب را نیز به فرزندان حضرت افزوده اند. ولی نام مادر انان را ذکر نکرده اند .(2) دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد.
1. ارشاد شیخ مفید، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی،تهران، علمیه اسلامیه، ج 2، ص 138 .
2. سید محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1418 ه ق، چاپ پنجم، تحقیق سید حسن امین ، ج 2، ص 389.

پرسش: 4 - چرا شوهر حضرت زینب در کربلا حضور نداشته است؟ از فرزندان ایشان کدام یک در کربلا شهید شده اند؟ با تشکر
پاسخ:
بسياري از خواص توفيق همراهي با امام حسين را نداشتند. اما پاسخ چرايي اين مطلب را از كلام صاحب تنقیح المقال بيان مي داريم:
وي معتقد است امام حسین (ع) در مدینه یا مکه فردی را مکلف به همراهی نکرد. او می نویسد: امام حسین هنگامی که از حجاز به طرف عراق حرکت کرد، خود می دانست که به فیض شهادت خواهد رسید، ولی به ظاهر، به قصد جنگ و نبرد مسلحانه حرکت نکرد، تا بر همه ی مکلفین واجب شود که به عنوان جهاد، با او همراه شوند ؛ بلکه بر اساس وظیفه ی خود، یعنی به دست گرفتن رهبری ظاهری و پیشوایی مردم، که حضرتش را دعوت کرده بودند، حرکت کرد . در این صورت بر دیگران واجب نیست که با او هم سفر شوند و اگر کسی هم همراهی نکند، گناهی را مرتکب نشده است . آری گناهکار فردی است که در قیام کربلا و محاصره ی امام حسین در روز عاشورا حضور داشته و با آن حال از امام تخلف کرده، به یاری حضرتش نشتافته است .
اما کسانی که در حجاز بودند و از همان اول با امام نیامدند، از ابتدا مکلف به حرکت و همراهی با امام نبودند و عدم همراهی آنان تخلف و موجب فسق و گناه آنان نیست. مامقانی پس از بیان این مقدمات می گوید:
بنا بر این، تعدادی از صالحان و خوبان بودند که در آن هنگام، شرف شهادت برای آنان نوشته نشده بود و در حجاز ماندند و شکی نیست که احدی در عدالت آنان تردیدی نداشته است . پس نیامدن محمد حنفیه و عبدالله جعفر به علت سرپیچی یا انحراف ایشان نبوده است . (1)
علامه مجلسی نقل می کند که:
امام حسین، قبل از شهادتش به بنی هاشم چنین نوشته است:
« من الحسین بن علی الی بنی هاشم، اما بعد، فانه من لحق بی منکم استشهد معی و من تخلف لم یبلغ الفتح و السلام ؛ اما بعد، هرکس از شما با من بود به شهادت خواهد رسید و افرادی که با من نیامدند، به درجه ی فتح نایل نشدند !» .
وی بعد از ذکر روایت فوق چنین می نویسد:
جمله ی: «به فتح نایل نمی شود » این احتمال را می رساند که امام (ع) دیگران را بین آمدن به کربلا و نیامدن مخیر کرده بود؛ پس چون آمدن آنان امر واجبی نبود، بلکه تخییری بود، تخلف از آن، گناه محسوب نمی شود. (2)
باید گفت : عدم حضور عبد الله در کربلا به خاطر سهل انکاری نبود ، زیرا عبد الله بن جعفر از شخصیت های لایق وبا تقوا بود، به همین خاطر امام علی (ع) حضرت زینب(س) را به عقد وی درآورد. عبد الله همان شخصیتی است که به حضرت زینب (س) اجازه داد در کربلا حضور یابد (3) و دوتا از فرزندان خود،عون ومحمد را به کربلا فرستادکه هردو به شهادت رسیدند . و خود از اینکه در کربلا حضور نداشت اظهار تاسف نمود.(4) او عاشق خاندان اهلبیت (ع ) و در خدمت امام علي (ع)، امام حسن (ع)و امام حسين (ع) بود.
برخی احتمال داده اند شرکت نکردن او به اشاره و فرمان امام حسین بود تا عبدالله برای حفظ بقیه بنی هاشم در مدینه باقی بماند.(5)
پی نوشت ها:
1. تنقیح المقال فی علم احوال الرجال، مامقانی، عبدالله، ص‏112، بی جا، مطبعة الحیدریة؛ بحارالانوار، ج 42، ص 81 .
2. بحار الأنوار، علامة المجلسي، ج 44، ص 233- 298 ، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي ، بيروت ، لبنان .
3. رياحين الشريعه، ذبیح الله محلاتی، ج3 ،ص41، دارالکتب الاسلامیه ، تهران.
4 . الکامل في التاريخ،ابن اثير، بيروت، دار صادر، ج 4، ص89 ، معارف ومعاریف، مصطفی دشتی ،ج7، 232،،صدر،قم،1376.
5. دائره المعارف تشیع، جمعی از نویسندگان ، ج 11، ص 83.