باسلام و عرض خسته نباشید
بنده با فردی حالا چه به صورت درست و چه غلط رابطه دوستی را آغاز نمودم. این رابطه نزدیک به ۴ سال ادامه داشته است. بنده و ایشان سر بسیاری مسایل دینی و سیاسی اختلاف نظر بسیار شدیدی داشته و داریم. ایشان به ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مسایل اسلامی هم اعتقاد نداشته و ندارند. چندین بار سر همین مسایل با یکدیگر وارد بحث شدیم و آخر داستان بحث را با دلخوری از یکدیگر پایان دادیم. که در آخر به این نتیجه رسیدیم که در خصوص مسایل دینی و سیاسی به هیچ عنوان با یکدیگر بحث نکنیم و توهینی به یکدیگر و اعتقادات هم نداشته باشیم.

حال از زاویه دیگر به موضوع نگاه می کنم. ما سر مسایل کاری با یکدیگر آشنا شدیم. سختی ها و آسانی های زیادی را پشت سر گذاشتیم. بعضی شب ها در دوران سخت زندگی تا نزدیک صبح به کار مشغول بودیم. با اینکه در بسیاری موارداعتقادی با یکدیگر تضاد داشتیم اما در مسایل انسانی و رعایت حقوق دیگران و رعایت وجدان و انصاف همانند هم بودیم و به دیگران ارج می دادیم و همین مسایل باعث ادامه همکاری ما شد و دوش به دوش یکدیگر به هم کمک می کردیم. به مرور به یکدیگر دلبسته شدیم. مشکل در زندگی هرکداممان طرف مقابل را هم ناراحت می کرد. مریضی هرکداممان سبب پیگیری دیگری برای بهبودش می شد و بسیاری روابط دوستانه که میان دو دوست صمیمی در جریان می باشد. دست هم را در بسیاری از مسایل سخت گرفته ایم پشت یکدیگر محکم ایستاده ایم و همیشه از هم حمایت کرده ایم. کارهایی کرده ایم که اعضای خانواده هم برای یکدیگر نمی کنند.

رابطه ما تا این اواخر و چند ماه گذشته ادامه پیدا کرد دیگر فشار کاری ثابت شده و از شدت آن کاسته شده و زندگی روزهای خوبی را می گذارند. اما همانطور که گفتم ما بر سر اعتقادات مشکل داشتیم. بحث های قدیم ما همیشه رسوبات ناراحتی هایی برای من داشت و همیشه احساس وجدان درد در خصوص رابطه با چنین فردی داشتم. که بنده این اواخر که اوضاع خوب شده بود تصمیم گرفتم به روابط خود پایان دهیم. گفتم رابطه ما خیلی صمیمی بود و حتی این اواخر بنده بدهی مالی سنگینی به این دوست خود داشتم و او اصلا هیچ فشاری به بنده برای دریافت بدهیش نداشت اما من که می خواستم رابطه را براساس تفکرات خود که رابطه با چنین آدمی معصیت است پایان دهم وام گرفته و بدهی ایشان را دادم و از فردای آن روز دیگر نه به تماس های ایشان جواب دادم و نه ایشان را دیدم.
از موضوع چند ماه می گذرد. فشار دلتنگی به رفیق چند ساله بنده را تحت فشار قرار داده است. او نیز در پیامی که برای من ارسال نموده است احساس نگرانی و دلتنگی شدید داشته است. من گیر کردم نمی دانم چه کنم. دوباره رابطه را برقرار کنم یا هیچ اهمیتی به احساسات ندهم. با او دوباره ادامه دهم و گذشته را فراموش کنم یا با کینه بحث های قدیم هرگز وی را نبخشم.
نمی دانم چه کنم شاید یک راهنمایی وجود داشته باشد روایتی از معصومی حدیثی؛ آیه ای نمی دانم شما مسلط هستید و بنده نیاز به راهنمایی شما دارم.
یک خواهش هم دارم. همانطور که من راحت و بدون استفاده از عبارات کلیشه ای صبحت نمودم شما هم پاسخ من را شفاف و با در نظر گرفتن وضعیت من بدهید.
متشکرم

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
اگرچه در قرآن کریم و دستوارت نورانی اسلام به انتخاب دوستان خوب و پسندیده از جهت فکری و رفتاری توصیه اکید شده است و در مقابل از همنشینی و رفاقت با دوستان بد و فاسد نهی شده است. چرا که دوست ناباب‏ و همنشين بد مي‏تواند يكي از دام هاي خطرناك براي انسان باشد. قرآن کریم در سوره مدثر آیه 45 می فرماید: «وَ كُنَّا نخَُوضُ مَعَ الخَْائضِين؛ پيوسته با اهل باطل همنشين و هم صدا بوديم.» رفاقت و همنشینى با انسان هاى فاسد را از علل جهنمى شدن اهل دوزخ مى داند. همچنین قرآن در سوره فرقان آیه28 از زبان افراد منحرف كه گرفتار عذاب دوزخ شده‏اند چنين مي‏فرمايد: « يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً؛ واي بر من، اي كاش فلان مرد بد كار را رفيق نمي‏گرفتم، كه رفاقت او مرا از پيروي حق محروم ساخت و گمراه گردانيد. آري، شيطان براي انسان مايه سرافكندگي و خواري است.» امیرمومنان علی(ع) نیز مى فرماید:«جِمَاعُ الشَّرِّ فِي مُقَارَنَةِ قَرِينِ السَّوْء؛ تمام شرور و بدى ها در مجالست و همنشین بد، گرد آمده است.» اما این را بدانید که دوست شما علی رغم این که از جهت اعتقادات با شما فاصله و تضاد دارد و به فرموده شما به ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مسایل اسلامی هم اعتقاد نداشته و ندارند، ولی در عمل پایبندی خود را به اثبات رسانیده است و با رفتارهای انسانی که از خود نشان می دهد، عملاً طبق آیین اسلام عمل می کند به همین خاطر، نمی تواند مصداق دوست و همنشین بد و فاسد تلقی گردد و دوستی با او معصیت به حساب آید.
به نظر می رسد که دوست قدیمی شما و کلاً این گونه افراد، نیاز به امر به معروف و نهی از منکر عملی دارند، یعنی این که شما به جای این که بخواهید دائماً با او به بحث های بی فایده و خشک اعتقادی بنشینید و اسباب ناراحتی و دلگیری خویش را فراهم آورید، با زیرکی و هوشمندی تمام با رفتار و عمل تان می توانید به گونه ای دیگر با او برخورد داشته باشید که او را به تدریج نسبت به باورها و اعتقادت دینی و اسلامی خوشبین و معتقد گردانید. می توانید او را بدون این که با زبان و سخن تان متقاعد کنید و یا مجذوب تعالیم اسلامی کنید به نوعی دیگر با مهر و محبت، با عمل به دستورات اسلامی، با ترتیب سفرهای زیارتی، هدیه کتابهای مذهبی و... با معارف حقه اهلبیت آشنا گردانید. چرا که به فرموده امام رضا(ع) که در حدیثی می فرمایند: «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ اگر مردم سخن زيباى ما را بدانند، بى‏گمان از ما پيروى مى‏كنند.» البته این را بدانید که امر به معروف و نهى از منكر و تلطیف قلوب مسئوليت بزرگى است كه بايد با ظرافت و لطافت خاص انجام گيرد تا مؤثر واقع شود. طبيعى است كه اگر اين فريضه الهى به طور شايسته عملى گردانید و مراتب و آداب خاص آن در نظر بگیرید و راه های مختلف آن را امتحان کنید، مسلماً بی تأثیر نخواهد بود و چه بسا ممکن است دوست تان متوجه اشتباه خود گردند و از اعتقادات نادرست خود دست بردارند و به باورهای صد درصد اسلامی گرایش پیدا کند که در این صورت شما مصداق روشن آیه شریفه خواهید بود که خداوند در قرآن کریم سوره مائده، آیه32 فرمودند: « مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً؛ هر كس، انسانى را رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است.»
بر اساس تعالیم اسلامی و آموزه های دینی، چه شما با او مجدداً رابطه برقرار بکنید و یا نکنید، کینه و کدورت به دل نگه داشتن و نبخشیدن دیگران زیبنده یک فرد مسلمان نیست بنابراین، شک نداشته باشید که در هر صورت، باید گذشته ها و کینه کدورت احتمالی را به ورطه فراموشی بسپارید و او را ببخشید و از این فرصت طلایی برای هدایت و راهنمایی ایشان استفاده کنید. ضمن این که اگر او را ببخشید و با آغوش باز او را بپذیرید، احتمال این که او به اعتقادات شما گرایش پیدا کند و از تعصبات جاهلانه و کورکورانه فاصله بگیرد بالا می رود. البته اگر در ادامه رابطه احساس کردید که برخلاف انتظار، شما به سوی اعتقادات او گرایش پیدا می کنید و سخنان و رفتارهای غیر اسلامی او در شما تأثیر می گذارد، به حکم آیات قرآن و دستورات اهلبیت(ع)، دیگر مجاز به ادامه رابطه نیستید و بایستی رابطه خود را با او قطع کنید تا موجب گمراهی شما نگردد.
در پایان، از این که نتوانستیم همانند شما راحت صحبت بکنیم و شاید از عبارت های کلیشه ای استفاده کردیم پوزش می طلبیم. گاهی مجبور شدیم برای اتقان مطلب به آیه و حدیثی اشاره کنیم و بحث را این گونه پیش ببریم.