سلام من دانشجوی دکترای تغذیه هستم. و در خارج از کشور تحصیل میکنم. سوال من این هست که چرا خوردن گوشت خرگوش از نظر شیعه حرم و از نظر صنعت حلاله؟ من محل پرورش خرگوش رو دیدم، کاملا بهداشتی و تمیزه. اینجا بچهای سنی هم هستن. بچهای مسیحی میگن شما همه مسلمنین چطور میشه شیعه نمیخوره ولی سونیا میخورن؟
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در مورد دستورات دینی آنچه به طور عام از آن آگاهی داریم، این است که احکامی که از طرف خداوند فرستاده شده و به وسیله پیامبر یا معصومان بیان شده، دارای مصلحت هایی برای انسانها در جهت سعادت و کمال او هستند، اگر چه از آن مصالح و مفاسد واقعی آگاهی کامل نداریم، اما اين امور به حقيقت سعادت انسان بر مي گردد و ضرورتا این امور در مورد صحت جسماني و امور بهداشتی نيست، هرچند مي تواند در اين خصوص هم باشد كه مواردي از آن كشف شده و یا احیانا به مرور زمان و در اثر پیشرفت علم و دانش بشری کشف خواهد شد .
اما حرمت برخی خوراکیها و نوشیدنیها به طور کلی از جنبههای مختلف قابل بررسی است:
1- از نظر جسمی و بهداشت فردی:
در این باره اگر چه برخی از میکروبها را با پیشرفت علمی و با ابزارهای مختلف بتوان از بین برد، اما اطمینان خاطر نسبت به نابودی تمامی موارد ضرر رسان مشکل است چنان که همین احتمالات در مورد گوشت برخی حیوانات مانند خوک داده شده (1) بر فرض صحت اين ادعا یکی از دلائل حرمت مصرف گوشت حیوانات حرام گوشت می تواند احتمال بروز این صدمات جسمی باشد؛ البته همه اين امور تنها در حد احتمال است. چه بسا اصلا از نگاه شرع مساله ضررهاي جسمي يا امور بهداشتی مد نظر در حكم حرمت استفاده از گوشت اين حيوانات نباشد.
2- از نظر روانی و معنوی:
در مورد گوشت حیوانات حرام گوشت، بر فرض که تمامی آلودگیهای ظاهری آن از بین برود، چه بسا تأثیرات منفی روحی و معنوی به دنبال داشته باشد. زیرا به طور کلی حیوانات گوناگون دارای روحیات و غرائز و خصلت های مختلفی هستند که مصرف گوشت این حیوانات ممکن است به انتقال برخی از این صفات به روح انسان منتقل گردد و آثار روانی و روحی آن حیوانات نیز به انسان منتقل شود. اگر چه به میزان محدود و ناشناخته باشد. چون امروزه در علم تغذیه تأثیر غذاها بر روح و روان افراد مورد توجه قرار گرفته و مسأله اي ثابت شده است.
در روايات هم به نوعي نظير همين مسائل روحي و غير مادي به عنوان دليل اجتناب از گوشت برخی حیوانات ياد شده است.(2) نتيجه اينكه به طور مشخص نمي توان گفت اين گونه احكام و حرمت ها جهت مشكلات بهداشتي و ايجاد بيماري هاي جسمي در انسان يا تنها به خاطر برخي آثار روحي است تا نوع پرورش و نگهداري يا فرآوري و تهيه و توزيع گوشت اين حيوان در نوع حكم شرعي آن تاثير گذار محسوب گردد.
اما مهمترین نکته در این بحث آن است که اساسا دستورات شرعی بخصوص درمورد امور حلال و حرام بیش از هر چیز جنبه آزمون تسلیم و تعبد بشر را داراست و ماهیت شریعت، در عین تعیین مسیر بهترین و سالم ترین زندگی برای بشر، نوعی تربیت اخلاقی او در مسیر عبودیت و بندگی خداوند و تسلیم بودن در برابر فرامین اوست و از این جهت تنوع و تفاوت دستورات شرایع مختلف حتی در یک مورد خاص معنا پیدا می کند.
مثلا در شریعت یهود برخی از امور حرام بود درحالی که در شریعت اسلام آن موارد حلال اعلام شد: « وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلاَّ ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إِنَّا لَصادِقُون (3) و بر يهوديان، هر حيوان ناخندار [حيواناتى كه سم يكپارچه دارند] را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم مگر چربيهايى كه بر پشت آنها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلوها، و يا آنها كه با استخوان آميخته است اين را بخاطر ستمى كه مىكردند به آنها كيفر داديم و ما راست مىگوييم ».
در حالی که می دانیم این قبیل تحریم ها در شریعت اسلام برداشته شده و خداوند به صراحت خطاب به مسلمانان می فرماید :
« ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ نَبِّئُوني بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين (4) هشت جفت از چهارپايان (براى شما) آفريد از ميش دو جفت، و از بز دو جفت بگو: «آيا خداوند نرهاى آنها را حرام كرده، يا مادهها را؟ يا آنچه شكم مادهها در برگرفته؟ اگر راست مىگوييد (و بر تحريم اينها دليلى داريد)، به من خبر دهيد!»
با توجه به این قبیل آیات روشن می شود که فلسفه اصلی این تحریم و تحلیل ها امور شرعی و تعبدی است و بعدی است که بگوییم برخی از این حیوانات برای نژاد بنی اسرائیل مضر بود و برای نزاد مسلمانان مضر نیست، زیرا اسلام و مسیحیت ادیان جهان شمولی هستند که به نژاد خاصی مرتبط نیستند.
به علاوه که در آیه اول به روشنی جنبه تربیتی و توبیخی تحریم برخی حیوانات یا بعضی اجزاء بدن حیوانات دیده می شود؛ در هر حال اگر مبنا و معیار اصلی در امور شریعت این نکته خاص باشد تفاوت موازین و دستورات شرعی در بین ادیان مختلف معنای روشنی خواهد داشت .
اما در خصوص اختلاف بین شیعه و سنی در این مساله باید گفت این اختلافات به اختلاف در منابعی بر می گردد که حاکی از سنت رسول خدا و شریعت اسلام است و متاسفانه جدا شدن امت اسلامی از هم و تفکیک منابع دسترسی به شریعت و سنت پیامبر درصدر اسلام باعث بروز این قبیل اختلافات در جامعه اسلامی شده و البته در عین تاسف بار بودن این مساله، بروز این قبیل اختلاف دیدگاه ها و نظرات در تفسیر و تبیین متن شریعت امربی طبیعی و عادی و مشترک بین همه ادیان است.
چنان که اختلاف بین فرقه های یهودی و مسیحی در اعتقادات و باورها و امور شرعی به مراتب بیشتر از اختلاف بین فرقه های مسلمان در اعتقادات و باورها و دستورات شرعی است؛ در هر حال این که شیعیان گوشت خرگوش را حرام می دانند به روایاتی بر می گردد که در منابع معتبر روایی شیعه وارد شده است.(5) اما به دلیل فقدان این روایات در منابع اهل سنت آن ها قائل به حلیت مصرف گوشت خرگوش هستند. (6)
روشن است که قضاوت سطحی و صرفا بهداستی در مورد دستورات دینی چندان صحیح نیست. چه در مورد گوشت حیوانات باشد و چه پنیر و ....، چون گاهی این دستورات مخلوطی از چند حکمت مختلف و گاهی صرفا به جهت ارزیابی میزان عبودیت و بندگی انسانی تشریع شده اند.
پي نوشت ها:
1. احمد امين شيرازي، اسلام پزشك بي دارو، موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (ع) بی تا و بی جا، ص52 و53.
2. شيخ صدوق، الأمالي، انتشارات كتابخانه اسلاميه، 1362 ه ش، ص 666.
3. انعام(6)، آیه 146.
4. همان، آیه 143.
5. رک : شیخ صدوق ، علل الشرایع، نشر دار الحجه، بیروت، 1416 ق، جلد 2 ، صفحه 543 .
6. أبو المظفر يحيى بن محمد بن هبيرة الشيباني ، اختلاف الأئمة العلماء، دار الكتب العلمية ، بيروت - 1423ه، ج 2، ص 355 .






