با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
پیش از هر چیز از این دغدغه مثبت دینی شما تقدیر نموده و آرزوی موفقیت شما در این مسیر را داریم ؛ البته مساله کشف حقیقت در بین مذاهب امری نیست که به آسانی و در زمانی کوتاه انجام شود و این امور مهم و سرنوشت ساز نیازبه تحقیق و بررسی و تامل و اندیشه بسیار دارد و شما هم اصراری به سرعت عمل در این زمینه نداشته باشید .
نقطه اصلي اختلاف شیعه و سنی در این است که پس از رحلت پیامبر اکرم، چه کسی باید عهدهدار مقام خلافت شود و آن را از چه کسی دریافت کند؟ آیا همان گونه که خداوند این منصب را به پیامبر و پیامبران دیگر عطا فرموده ، به دیگران به عنوان امام یا خلیفه عطا کرده است؟
شیعیان بر این عقیدهاند که امامت منصبی است الهی که باید از طرف خدا به کسانی که صلاحیت آن را دارند، داده شود. خداوند به وسیله پیامبر این کار را انجام داده، امام علی (ع) و یازده نفر از فرزندان وی را برای مقام امامت تعیین کرده است. بر این امر دلایل مختلفی ارائه می کنند ؛ اما اهل سنت بر این باورند که امامت همانند نبوت و رسالت با رحلت پیامبر پایان یافت. از آن پس، تعیین امام به مردم واگذاشته شد.
اما دلایل دو طرف:
دلایل شیعیان بر حقانیت مذهبشان و این که علی و یازده امام معصوم علیهم السلام امامان بر حقاند و اعتقاد بر امامت آن ها واجب است، غیر از آیات قرآن، روایات فراوانی است که از رسول خدا نقل شده، مثلاً ابن عباس از رسول خدا پرسید: امامان پس از شما چند نفرند؟ فرمود: به عدد حواریان عیسی و اسباط موسی و برگزیدگان بنی اسرائیل، امامان پس از من دوازده نفرند. نخستین آنان علی ابن ابی طالب است. پس از او دو سبط من حسن و حسین. پس از وفات حسین فرزندش علی. پس از وفات علی، فرزندش محمد، پس از او فرزندش محمد، سپس جعفر، بعد موسی و پس از او فرزندش علی، پس از او فرزند محمد،سپس علی و پس از او فرزندش حسن و پس از او حجت. (1)
البته روشن است که ما منابع مورد قبول خود را در سند روایات معتبر می دانیم. اما در بحث های طرفینی تنها از منابع اهل سنت نقل حدیث می کنیم نه مانند روایتی که ذکر شد؛ در نتیجه اگر این روایت مذکور در منابع شیعه را هم نپذیریم، روایات عدیده ای در منابع دست اول اهل سنت ذکر شده که رسول خدا عدد جانشینان خود را دوازده نفر ذکر فرموده (2) ، در حالی که هیچ یک از فرقه های اهل سنت تا کنون دوازده امام نداشته و نتوانسته اند منظور از این دوازده امام را توضیح بدهند. در نهایت گفته اند این از آن روایاتی است که منظور آن را نمی فهمیم !
یکی از علمای بزرگ اهل سنت جناب حافظ سلیمان قندوزی در این رابطه می گوید :
احادیثی که دلالت میکند جانشینان پیامبر دوازده نفرند ، از راه های فراوان نقل شده و به حد شهرت رسیده است. با گذشت زمان دانسته شد که مقصود رسول خدا از این سخن خود، امامان دوازدهگانه از اهل بیت و عترت اویند، زیرا نمیتوان این حدیث را بر جانشیان پس از او از اصحابش حمل کرد، چرا که تعداد آنان از دوازده نفر کمتر است. همچنین نمیتوان آن را برحکّام اموی تطبیق کرد، زیرا آنان از دوازده نفر بیشترند و غیر از عمر بن عبدالعزیز، همه آنان مرتکب ظلم آشکار بودند. نیز آنان از بنی هاشم نیستند، در حالی که پیامبر (ص) فرموده است:
«آنان همگی از بنی هاشماند» و نمیتوان آن را بر حکّام بنی عباس حمل کرد، زیرا تعداد آنان نیز از دوازده نفر بیشتر است، بنابر این راهی جز این نیست که بر امامان دوازدهگانه از اهل بیت پیامبر (ص) حمل شود، چرا که آنان داناترین، بزرگوارترین و با تقواترین مردم اهل زمان خود بودند و نَسَب آنان از همه برتر بود و نزد خدا گرامیتر بودند. (3)
گروه دوم از روایات مورد تمسک شیعه نقل های گوناگون تاریخی بر امامت و جانشینی امام علی علیه السلام است که در زمینه های گوناگونی وارد شده؛ اما برادران اهل سنت از قرآن و روایات، دلیل بر صحت باورهای شان ندارند. تنها به این مسئله تمسک میکنند که پیامبر تصریحی در خصوص جانشین خود نفرموده و بر خلافت خلفا اجماع امت صورت گرفته است؛ یعنی مردم آن ها را به رهبری برگزیدهاند. این مهمترین دلیل آن هاست که یقینا قانع کننده برای افراد حقیقتجو نیست، زیرا از کجا معلوم امامت مثل نبوت و رسالت مقامی نباشد که باید از طرف خداوند تعیین گردد؟ چنان که این امر بدیهی به نظر می رسد چون امامت ادامه مسیر نبوت است . امام با درک عقلی بشر قابل فهم و انتصاب نیست.
ثانیا اگر خلافت به انتخاب مردم است، پس چرا عمر از جانب ابوبکر و عثمان با انتخاب شورای شش نفره به خلافت رسید؟
البته جدای از این اصل کلی ، ده ها بلکه صدها دلیل دیگر از قرآن يا منابع اهل سنت داریم که به طور صریح یا غیر صریح بر امامت و برتری امام علی علیه السلام نسبت به دیگران گواهی می دهد و خلافت را متعلق به او دانسته، صلاحیت هر فرد دیگر را در این زمینه نادرست قلمداد می نماید؛در نتیجه درستی عقیده و باور شیعه از این طریق به اثبات می رسد .
در این جا تنها به عنوان نمونه به یکی از استدلالها بر حقانیت شیعه اشاره میکنیم که یکی از بهترین راههای اثبات حقانیت شیعه در هر زمان و برای هر کس است. ایشان برای اثبات حقانیت شیعه گفته است: رسول خدا (ص) فرمود: «یوشک أن یأتی رسول ربّی فأُجیبَ وإنّی تارک فیکم الثقلین أوّلهما کتاب الله فیه الهدی و النور و أهل بیتی اُذکّرکم الله فی أهل بیتی اُذکّرکم الله فی أهل بیتی؛ (4) در آیندهای نه چندان دور دعوتِ حق را لبیک خواهم گفت و در بین شما دو امانت گرانبها باقی مینهم: یکی کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، و دیگری اهل بیتم. شما را به پیروی از اهل بیت خود سفارش میکنم، شما را به پیروی از اهل بیت خود سفارش میکنم».
اگر در این روایت شریف (که همة صحاح اهل سنت آن را نقل کردهاند) با دقت بنگریم، میبینیم تنها شیعه است که این دو امانت گرانبها (کتاب خدا و عترت پاک) پیروی میکند.
معنای عترت در روایت ثقلین این میشود که به اهل بیت رجوع کنید، تا سنت مرا به شما بیاموزند، زیرا آنها منزه و به دور از دروغ میباشند و خدا با آیه تطهیر، آنان را از پلیدیها به دور دانسته است.
قرآن کریم با چندین وجه قابل تفسیر و تأویل است. برای درک مفاهیم و معارف آن باید به کسانی که در دانش بیمانند هستند و به گفته رسول خدا، به اهل بیت پیامبر رجوع کرد.
شیعیان در همه مسایل به پیشوایان معصوم و اهل بیت رسول خدا مراجعه مینمایند و آن گاه که در زمینهای روایت یا آیه روشنی نیامده باشد، به اجتهاد میپردازند، ولی اهل سنت در همه چیز (چه در تفسیر قرآن و چه در شرح سنت و معنا و تفسیر آن) به صحابه رجوع میکنند و از آنان پیروی مینمایند و به دلیل عدم عصمت در صحابه، اعتماد به گفته آنان کار دشوار است. (5)
آنچه ذکر شد بیان کوتاه وم ختصری از دلائل حقانیت تفکر شیعیان است اما روشن است که در این زمینه مجال بحث و بررسی بسیار عمیق تری وجود دارد ، در نتیجه پیشنهاد می کنیم ایشان را دعوت به مطالعه کتاب های ذیل برای مطالعه و تحقیق بیشتر و یا مراجعه به مراکز تخصصی شیعی مانند مرکز ما بفرمایید:
1. المراجعات نوشته علامه سید شرفالدین، ترجمه علیاصغر مروج خراسانی؛
2. آنگاه هدایت شدم نوشته دکتر محمد تیجانی.
3. شبهای پیشاور شرح مناظره سلطان الواعظین شیرازی با علمای اهل سنت هند.
4. علامه امینی، راه ما، راه و روش پیامبر ما، ترجمه موسوی همدانی.
پینوشتها:
1. علامه مجلسی ، بحار الانوار، نشر دار الاحیاء لتراث العربی، بیروت، 1403ق. ج 36، ص 286، حدیث 107.
2. محمد بن اسماعیل بخاری، صحيح البخاري، دار السلام للطباعة و النشر، عربستان بي تا، باب الأحكام، ح 7222 .
3. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، نشر العلمیه قم بی تا . ص 446.
4. علی متقی، کنز العمال، نشر موسسه الرساله بیروت 1413 ق .ج 1، ص 178، ح 898.
5. محمد تیجانی راه یافتگان، بوستان کتاب، قم، 1382ش. ص 190.






