با سلام
می خواستم بدانم ادله ی وجود امامی زنده و غائب تا چه اندازه قوت دارد؟
مثلا بنده به کتاب کافی ، باب فی الغیبه و باب فی مولد الصاحب رجوع کردم و روایاتش را دیدم ولی بسیاری از این روایات طبق کتاب مرآه العقول ضعیف دانسته شده است.
همچنین بسیاری از روایات جلد 51 و 52 و 53 بحار الانوار که راجع به احادیث مهدی است ضعیف است. البته با تحقیق چنین حرفی را می زنم
بنده به این نتیجه رسیدم که روایات در باب امامی زنده و غائب در حد تواتر نیست.
حال چرا شیعیان این بحث را جزو اصول اصلی دین دانسته حتی بعضا توحید را متوقف بر قبول آن می دانند.
بنده قبول دارم که کلیت احادیث احتمال وجود امامی زنده و غائب را می رساند ولی به نظر من هیچ گاه برای انسان قطع حاصل نمی کند.
حال شما بگویید آیا صحیح می گویم و اگر اشتباه است از شما می خواهم مرا دقیقا راهنمائی کنید.
این مسأله هم بیان شود که اگر اثبات امامی زنده و غائب فقط متوقف بر روایات باشد و صحیح و ضعیف بودن روایات را علماء باید تعیین کنند آیا بحث قبول امامی زنده و غائب بحثی تقلیدی نمی شود؟ با توجه به اینکه خود علماء در مورد راویان احادیث اختلاف نظر دارند به نظر شما چگونه می توان به امامی زنده و غائب اطمینان پیدا کرد؟آیا اشکال دارد که بنده از فرد دیگری تقلید کنم که روایات را صحیح نمی داند؟
خواهش می کنم بنده را راهنمائی کنید.
با تشکر

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
روایات در این که جانشینان رسول خدا دوازده نفرند که اولشان علی و بعد فرزندان معصومش حسن و حسین و نه نفر از نسل حسین که آخرینشان مهدی است و عمر و غیبتی طولانی دارد و در آخر الزمان ظهور می کند و دنیا را پس از این که از ظلم و ستم پر شده، از عدل و داد پر خواهد کرد، متواتر و یقینی است و این روایات در کتاب های شیعه و سنی فراوان است.
البته طبیعی است که همه این روایات از لحاظ سند صحیح به معنای خاص آن نیستند. یعنی همه افراد سلسله سند دوازده امامی ، عادل و ثقه نیستند و بعضی از روایات از لحاظ سند صحیح به این معنا هستند و بیشتر روایات در مراتب بعدی یعنی حسن ، موثق یا ضعیف هستند.
البته روایت در این باب وقتی از لحاظ سند ضعیف باشد به معنای بی اعتباری نیست. زیرا مضمون آن روایت با روایات صحیح و آیات قطعی قرآن مطابق است و همین خودش قرینه بر صحت و جبران کننده ضعف سند است. بنا بر این با توجه به آیات قطعی و روایات متواتر و روایات صحیح، روایات ضعیف هم در کنار آنها قوت می گیرند و معتبر می شوند و بر وجود امام غایب زنده علم می یابیم.
اعتقاد به امامت از اعتقاد های اصولی شیعه است. یعنی شیعه با توجه به آیات و روایات بر این اعتقاد است که سلسله هدایتگران معصوم از روز ازل تا ابد پیوسته بوده و باید باشد:
َ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ (1)
هر قوم و مردم هر زمانی باید هدایتگر معصوم داشته باشند تا واسطه فیض بوده و حجت خدا بر آنان باشد.
اعتقاد به امام معصوم و زنده از ازل تا ابد و از جمله بعد از رسول خدا تا قیامت از اعتقادهایی است که بنا بر آیات فراوان قرآن و روایات بی شمار باید به آن پایبند بوده و امام زمان خود را شناخته و به او اقتدا کنیم.
با توجه به آیات و روایات امامان بعد از پیامبر دوازده نفرند که دوازدهمین آنها فرزند امام عسکری است.
اعتقاد نداشتن به امام زمان یعنی قبول نکردن آیات و روایات وارد در این موضوع و انکار آنها و بی اعتقادی به یک آیه و انکار آن یا انکار یک کلام قطعی از رسول خدا مساوی انکار نبوت و خدا و کفر است. بنا بر این ما نمی توانیم مسلمان باشیم و با توجه به این آیات و روایات معتقد به وجود حضرت حجت نبوده و منتظر او نباشیم.
آیات و روایات وارد شده در مورد حضرت مهدی آن قدر زیاد و یقینی اند که اهل سنت هم به مهدی موعود معتقد بوده و انتظار او را می کشند . البته بعض اهل سنت معتقدند که مهدی از نسل فاطمه و امام حسین بوده و در آخر الزمان متولد می شود و فقط چون عمر طولانی را بعید می دانند، به متولد شدن او در آینده معتقد شده اند.
ولی این درست نیست که ما چون مطلبی بعید است با این که آیات و روایات از وقوع آن خبر داده اند، باز هم نپذیریم. زیرا هر چیز بعیدی برای ما و به قدرت ما بعید است. اما برای قدرت نامتناهی خدا هیچ چیزی بعید نیست. عمر طولانی محال ذاتی نیست. مثل اجتماع نقیضین که در یک زمان و در یک نقطه هم شب باشد و هم روز، وقتی کاری محال نباشد، برای خدا آسان است و عمر طولانی امام زمان یک مطلب غیر عادی و به اراده خداست و با توجه به آیات و روایات که از آن خبر داده، ما نمی توانیم بدان معتقد نباشیم.
اعتقاد به امام زنده نه متوقف بر روایات است و نه در اعتقادات تقلید جایز است.
آیه بالا حکایت از آن داشت که امام معصوم و هدایتگر و حجت همیشه باید باشد تا حجت خدا بر مردم تمام شود و در قیامت نتوانند برای گمراهی خود عذری بتراشند. وجود حجت و واسطه فیض بین آسمان (به معنای جهان بالا و عالم ملکوت) و زمین یک مطلب مستند به دلیل عقلی و نقلی است و همان گونه که اگر پیامبر نباشد مردم برای گمراهی عذر دارند و بعثت برای اتمام حجت و از بین بردن عذر لازم است:
رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ (2)
تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند، توانا و حكيم است.
بعد از پیامبر هم تا قیامت باید امام معصوم و زنده ای باشد تا هدایتگر به حق بوده و با وجود او گمراهان بر گمراهی عذری نداشته باشند و این یک برهان عقلی است و آیات و روایات در راستای این برهان می باشند.
بنا بر این اعتقاد به امامت و امام دوازدهم زنده از اعتقادات اصولی متکی به برهان عقلی و نقلی است و روایات فقط ما را در رسیدن به حقیقت کمک می کنند و مانند احکام تعبدی نیست تا تقلیدی باشد.
شما چه مرجعتان این روایات را صحیح بداند یا نداند، نمی توانید این اعتقاد را رها کنید. زیرا متکی بر برهان یقینی عقلی و نقلی است و ضعف روایات ضرری بدان نمی رساند.
پی نوشت ها:
1. رعد (13)، آیه 7.
2. نساء (4)، آیه 165.