چرا در قرآن شهادت یک مرد برابر دو ز ن است ؟ بنابر آیه 282 سوره ی بقره

با سلام و تشکر از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
این آیه بعضی از آداب و احکام قرض دادن را بیان می کند که از آن جمله شاهد گرفتن است.
شاید اشکال از آن جهت باشد که چرا شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد گرفته شده و این توهین به زن پنداشته شده است.
شهادت دادن در محکمه در قوانین قضایى اسلام در زمره حقوق قرار ندارد. شهادت حق نیست، تا بگوییم با دو تا یا یکی شدن به شاهد ظلم میشود، بلکه تکلیف است، یعنى انسان وظیفه دارد براى احقاق حقوق دیگران شهادت بدهد. قرآن کتمان شهادت را حرام اعلام نموده است.(1) این مسئله به خوبی آشکار میسازد که شهادت دادن یک تکلیف است که باید ادا شد، نه یک حق تا استیفا شود؛ تا بگوییم چرا مثلاً حق مردان بیشتر از زنان است؟!
اگر شهادت برخى در دادگاه پذیرفته نمى‏شود، یا کم تر پذیرفته مى‏شود، گویاى سهل تر بودن تکلیف و مسئولیت است، نه تضییع حقوق آنان.
اسلام در برخى امور مردان را از تکلیف شهادت معاف دانسته و آن را در انحصار زنان قرار داده است. در برخى امور زنان را از آن معاف دانسته و آن را به انحصار مردان درآورده و در برخى امور شهادت دو زن را برابر با یک مرد قرار داده است.
همه این قوانین بر پایه حکمت است. نظام تشریع بر پایه نظام تکوین بنا شده است. دقت در این امور عقیده ما را در حقانیت ایدئولوژى اسلام متزلزل نمى‏کند، بلکه بیشتر ما را معتقد مى‏گرداند که در چهارده قرن پیش پیامبر اسلام (‏ص) به گونه‏اى قوانین و ایدئولوژى اسلام را بیان داشت که امروزه با پیشرفت علوم حقانیت آن روشن تر و تطابق آن با نظام تکوین آشکار شده است.
احکام و تکالیف و حقوق بر اساس مبانی و ضوابطی وضع شده اند که اگر بدان ها توجه داشته باشیم ، می بینیم که عادلانه و حکیمانه اند . تفاوت حکم و تکلیف و حق بر اساس تفاوت جسم و روح زن و مرد هست ،ولی نشان و دلیل برتری یکی و پستی دیگری نمی باشد.
ذات زن و مرد یکسان است و هر دو انسان می باشند . در احکام انسانیت مساوی اند و قرب به خدا هم بر مدار انسانیت و تقوا است . به زن و مرد بودن نیست . احکام و تکالیف و حقوق هم عموما متوجه انسان اعم از زن و مرد است، هم چنان که کتب آسمانی و پیامبران برای هدایت انسان اعم از زن و مرد نازل شده و مبعوث گردیده اند، ولی با توجه به تفاوت های روحی و جسمی زن و مرد ، از آن ها انتظار های خاص می رود . برای آن ها حقوق و تکالیف و احکام متناسب با آن انتظارات و آن تفاوت ها وضع شده است.
با توجه به این که خلقت وظیفه فرزند آوری و شیر دادن و تربیت کردن را بر عهده زنان گذارده ، از لحاظ روحی هم زن به گونه ای است که از عاطفه قوی برخوردار است . در زندگی زناشویی بیش تر توجهش به خانه و فرزند است . به همین جهت هم وقتی پیامبر در تقسیم وظایف ، کارهای خارج از منزل را به امام علی و کارهای داخل منزل را به حضرت زهرا واگذار کرد، حضرت زهرا ، از این تقسیم بسیار شاد شد.(1)
از طرف دیگر گر چه اسلام مسؤولیت های اجتماعی را بر عهده زنان هم گذاشته ، زنان هم مانند مردان در قبال اجتماع و دیگر افراد جامعه متعهد و مسؤولند و باید وظیفه همگانی امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند و...، در عین حال از اختلاط غیر لازم و فساد آور نهی کرده ، زنان را به دوری گزیدن از حضورهای اجتماعی غیر مفید و آلوده به شهوت و ...توصیه کرده ، به رسیدن به منزل و اداره آن سفارش نموده ، ایجاد کانون گرم خانوادگی را برترین جهاد زن شمرده است.(2)
با توجه به این مقدمات طبیعی است که زنان به خصوص زنان مؤمن رغبتی به حضور اجتماعی غیر مفید و لازم ندارند . بیش تر توجه شان به امور منزل و ایجاد کانون گرم خانواده و. رسیدن به شوهر و فرزند است . فکر و ذهن شان بیش تر درگیر این موضوع است . طبیعی است که مسائل دیگر را زودتر فراموش کنند.
قرآن با توجه به این حقیقت و این جهت دهی، زن را در معرض فراموشی بیش تر دیده و توصیه کرده که از مردان شاهد بگیرید . اگر در مسائل اقتصادی و مشابه آن خواستید زنان را به شهادت بطبید، به جای یک مرد دو زن را به شهادت بطلبید تا اگر یکی از آن ها گرفتار فراموشی شد، دیگری مطلب را به یاد او بیاورد.
این جا در مقام ارزش گذاری ذات زن و مرد نیست تا آن را توهین بدانیم. بلکه تفاوت حکم با توجه به زمینه های واقعی و جهت گیری های معقول و حکیمانه است.
پی نوشت ها:
1. بحار الأنوار، مجلسی ، ج 43 ، ص 81 به نقل از قرب الاسناد.( فلا یعلم ما داخلنی من السرور إلا الله بإکفائی رسول الله تحمل رقاب الرجال؛ فقط خدا می داند از این که رسول خدا مرا از رو به رو شدن غیر لازم با مردان معاف داشت، چقدر خوشحالم).
2. کافی، ج5، ص9.