به نام خدای حکیم و با آرزوی پذیرفتن سلام ما از سوی شما عزیزان و سرورانی که وقت شریفتان را درراه روشن کردن تاریکیهای ذهنی بندگان خدا صرف می کنید .
سوالاتم را در قالب توضیحی ساده و خودمانی بیان میکنم.
من پسری27 ساله مجرد و دوسالی است به لطف خدا شاغل گشته ام .
یک سالی است به صورت جدی تصمیمم به ازدواج گرفته ام و با خانواده در میان گذاشته ام زیرا طبق تحقیقاتم بهترین روش برای پیدا کردن گزینه مناسب ازدواج همان خانواده است ملاکهایم را هم گفته ام.
برخدا توکل کرده ام و اصلی ترین ملاکم را از او در خواست نموده ام که همان ایمان واقعی دختر است زیرا من علم غیب ندارم و فقط خدا ذات انسانها را می شناسد و میدانم خدا صدای مرا شنیده و حتما اگر حکمتش باشد اجابت خواهد کرد.
و روی این ملاکم بسیار حساس هستم زیرا می دانم حتی ممکن است دنیا و آخرتم هم وابسته به چگونگی ازدواجم باشد. با خود فکر می کنم اگر همسر آینده ام دارای ایمان نباشد من را هم با خود گرفتار خواهد کرد و چه بسا دین و دنیای مرا هم خواهد سوزاند و چه در تاریخ بسیارند این گونه همسران و چه بسیارند درست متضاد ایشان که همسری نیکو دنیا و اخرای مردی را (مانند همسر پاک طینت یکی از شهدای کربلا که الان خاطرم نیست)
{منظورم از بیان مطلب قبل اهمیت فوق العاده ایمان در انتخاب همسر است}.
راستش را بخواهید گزینه هایی معرفی شده اما واقعیتش را بخواهید به هر دلیل باب میلم نبوده اند و در واقع شرایط کفویت را نداشته اند خانواده ام می گویند ملاکهایی که تو می گویی جلو چشممان نمی افتد.
حقیقتا از احتمال افتادن در منجلاب گناهان بزگ می ترسم . راستش نمی دانم چه باید کرد آنی را که من می خواهم پیدا نشده و احتمال گناه بزگ بر من وجود دارد ولی بعضی وقتها فکر می کنم شاید خداوند دارد مرا امتحان صبر می کند. گه گاهی فکر می کنم چون خطر وجود دارد بهتر است ازدواجی صورت دهم که چندان باب میلم نباشد و شرایط کفو بودن را ندارد با خود می گویم چاره ای نیست چون دفع ضرر بزرگتر (احتمال گناهان بزرگ )عقلا واجبتر است تا خطر کمتر(عدم کفویت). اما از چیز دیگری هم می ترسم وآن این است که شاید به علت کم تحملی و بی صبریم زندگی خودم را تا ابد خراب کنم نمی دانم چه کنم تشخیص برایم مشکل است.
علم غیب ندارم از نظر من دو امکان برای من وجود دارد
1- شاید واقعا امتحان صبر باشد و با کمی تحمل، خدا بهترینها را برایم بخواهد و خودش هم مرا از گناهان بزرگ حفظ کند که او همیشه کمک کار خلایقش است و جواب توکلهای مرا بدهد چون واقعا میدانم خدا صدای مرا شنیده و حتما دیر یا زود پاسخ خواهد داد.
2-امکان دیگر این که امتحان صبری در کار نیست و تفکر اول از طرف شیطان است می خواهد مرا از ازدواج باز دارد و زمینه سقوطم را فراهم کند. و همچنین با عدم ازدواج هم ضربه روحی بزند و هم اینکه ضربه دینی شدید . با خود فکر می کنم باید هر چه زودتر ازدواج کنم حتی اگر تا ابد در حسرت آنی بمانم که در ذهنم می اندیشم.
تشخیص بسیار برایم مشکل است شما چه فکر می کنید الله اعلم
سوال دیگری دارم آیا نوع توکل من بر خدا توکل درستی است که از یک طرف می دانم که همه امورات دست خداست و تا او نخواهد تیغ نبرد مویی اما از طرف دیگر بر مادر و خواهرانم فشار می آورم که علت آینکه انکسی را که می خواهم پیدا نمی کنید کم محلی شماست (آنها که می گویند ما سعی خودمان را می کنیم اما پیدا نمی شود). آیا بهتر نیست که فقط از خدا بخواهم و به کسان دیگر هیچ کاری نداشته باشم آیا در توکلم شریکی برای خدا گرفته ام؟
خواهشمندم جوابها یتان در صورت امکان کمی مفصل باشد.
الحمد الله .
با تشکر از شما عزیزان و با عرض عذر خواهی به علت آن که نوشتارم طولانی شد ولی دغدغه ام زیاد است چاره ای نیست.یا حق
نکاتی را تقدیم حضورتان می نماییم و امیدواریم که راهگشای مسالهء شما باشد:
1.جای خوشحالی است که شما در مسالهء ازدواج بر مهم ترین ملاک تاکید دارید و البته در عین حال نباید از ملاک های دیگر غافل شوید. یک سالی که برای یافتن دختری با ایمان پیگیر بوده اید، زیاد نیست و باید خود را برای یک سال دیگر هم آماده کنید؛ زیرا اشخاص و اشیاء ارزشمند کمیاب هستند و لذا باید برای یافتن آنها وقت بیشتر و زحمت افزون تری را تحمل کنیم و به همین دلیل است که گفته اند:"هر که طاووس خواهد ، جور هندوستان کشد".
2.گفته اید نمی دانم از قید کفویت بگذرم به خاطر نیفتادن در گناه بزرگ یا صبر کنم و ... .
به نظر ما درست این است که شما از قید همسر مناسب نگذرید ؛ زیرا همان طور که گفته اید مسالهء ازدواج، مسالهء مهمی است و در دنیا و آخرت انسان تاثیر اساسی دارد ولی در این رابطه باید دو نکته را توجه داشته باشید؛ اول آن که توقع افراطی نداشته باشید و به دنبال یک دختر عارفه و چنین و چنان نباشید که با ایمان و اخلاقش بهشت را برای شما ایجاد کند و شما را هم به اوج معنویت ببرد؛ زیرا چنین چیزی معمولا پیدا نمی شود و ضمنا این دیگر "کفویت" نیست. کفویت یعنی همتایی و شما باید ببینید که آیا خود شما در این حد هستید که چنان همسری داشته باشید؟
بخش مهمی از خوش بختی و موفقیت انسان در زندگی به توانایی و مدیریت مرد در زندگی برمی گردد و جوانی مثل شما باید از نظر دانایی و مهارت و صبوری، خود را قوی کند تا بتواند حتی نقص مختصر همسرش را برطرف کند و نمی توان توقع داشت که همسر ما بی عیب و عالی باشد و ... .
نکتهء دوم آن است که مسالهء گناه را برای خود خیلی بزرگ نکنید و آن را به خود تلقین نکنید. اگر چه قبول داریم که زمینهء گناه در جامعه زیاد است ، اما شما می توانید با رعایت اموری مانند محافظت از دیداری ها و شنیداری ها و ایجاد فضای معنوی برای خود و نیز تغذیهء مناسب ، انشاالله به گناه نیفتید تا به خواست خدا به همسر مناسبتان برسید(اگر مقصودتان از به گناه بزرگ افتادن مسالهء خاصی است در تماس بعدی برای ما بنویسید).
3. همان طور که گفته اید، همهء امور در دست خدا و به مشیت خداست و لذا همیشه باید متوجه خدا باشید و از او بخواهید که نیازهای شما را برآورده نماید و اگر این مورد شما رخ نداده، نباید با خانوادهء خود درگیر شوید و آنان را مسوول نشدن این کار بدانید ولی در عین حال شما و همهء ما وظیفه داریم که در هر مساله و نیازی، هم خود اقدامات لازم را انجام دهیم و هم از دیگرانی که فکر می کنیم در حاصل شدن آن کار می توانند نقش داشته باشند کمک بگیریم و این، مخالف با توکل نیست. بلکه اقدامی در جهت توکل است؛ زیرا که سنت خداوند در آفرینش این است که امور را از طریق وسائل و ابزار ها انجام می دهد و لذا هر کمکی که دیگران در انجام امور خیر به ما داشته باشند، با عنایت و خواست خداست و کمک خواستن ما هم خود بخشی از برنامهء الهی است و به دستور خداوند صورت گرفته؛ زیرا خداوند در قرآن کریم ما را به تعاون و یاری در امور خیر و پاکی ها امر نموده است:"و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان"(1). حتی این که شما به صورت ملایم و بدون آزار رساندن و ناراحت کردن خانواده از آنان گلگی کنید و بخواهید که کار شما را با جدیت بیشتری دنبال کنند نیز مخالف توکل نیست و بلکه در جهت آن است.
البته سعی کنید که در این باره منطقی برخورد کنید و راهکارهایی به آنها بدهید تا بتوانند این مساله را بهتر پیگیری کنند و انشاالله همسر مناسبی از طرف خداوند برایتان پیدا کنند.
4.خواستن از اولیاء الهی و توسل نمودن به آنها برای پیدا شدن همسر مناسب، بسیار کارساز است و خداوند چنین تقدیر نموده که در تنگناها، توجه به اولیای او مشکل گشا باشد. در ذیل، نماز و دعایی را از حضرت ولی عصر (عج) به شما معرفی می نماییم تا با عمل به آن ( در کنار اقدامات لازم دیگر)انشاالله مورد مناسبی برای شما پیدا شود.
در حاشیهء کتاب شریف مفاتیح الجنان (اواسط آن) نماز حضرت حجت (ع) آمده که باید در شب جمعه پس از نیمه شب انجام شود(شامل غسل و نماز و دعا)که نمازش دو رکعت است و صد بار "ایاک نعبد و ایاک نستعین" در هر رکعت دارد (مثل نماز حضرت در مسجد جمکران). البته نماز و دعا را باید در مصلای منزلتان انجام دهید(یعنی جایی که معمولا نماز و عبادات و دعای خود را در آنجا انجام می دهید) و اگر چنین جایی را ندارید از همین حالا جای مناسبی را برای مصلای خود قرار دهید. این نماز و دعا به خواست خدا شما را حاجت روا می کند؛ زیرا از طرف امام زمان (س) پیغام داده شده که حاجت فرد به خواست خدا روا می شود. موفق باشید و التماس دعا
پی نوشت:
1. مائده، آیهء 2.






