سلام خدمتتون عرض كنم مدتي است باخانواده خاله ام مشكل دارم حتي كاربه دعوا وبدوبيراه كشيده شد البته نيت من خير بودمتاسفانه شر شد اكنون كه قصد مشرف شدن به خانه خدا رادارم چندمرتبه ازخاله وخانواده اش عذرخواهي كردم كسي راواسطه كردم تا به خيروخوشي تمام شود ولي متاسفانه نپذيرفتن . آيا قبل ازتشرف به حج حتما بايد راضيت اين خانواده راجلب كنم ياخير .

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
پرسشگر گرامي در آغاز تذكر يك نكته مهم را لازم مي دانيم.
ما نمي دانيم كه تقصير شما يا خاله و يا خانواده اش در اين دعوا چقدر بود؟ معمولا وقتي دعوايي پيش مي آيد با توجه به اين كه هيچ طرفش معصوم نيست، تقصيراتي كم يا بيش از هر دو طرف پيدا مي شود. بنا براين نمي توان گفت خاله يا خانواده اش در اين دعوا بي تقصير بوده و همه گناه آن به گردن شما است. پس با اين نگاه بر همه طرف هاي دعوا لازم است همديگر را حلال كنند، تا لطف و رحمت خدا به سوي خود جلب كنند. روشن است هر كسي در اين راه قدم جلو گذاشت و پيشگام در جلب رضايت طرف مقابل شد، رضايت و رحمت خدا را پيشتر و بيشتر جلب كرده است. اما يك نكته مهم را هميشه در نظر داشته باشيد كه خاله نه تنها به منزله مادر است. (1) بلكه خود مادر است، چنان كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: الْخَالَةُ وَالِدَةٌ (2) خاله مادر است. پس همان احترام و حرمت و حقوقي كه مادر دارد، خاله هم دارد. آيا انسان متدين با مادرش دعوا مي كند؟ به او فحش و ناسزا مي گويد؟ به او اخم مي كند و حرف ناراحت كننده به او مي زند؟ يا وظيفه اش احترام گذاشتن، تواضع كردن، و اف و كمتر از اف نگفتن و با حرفش دلش را نشكستن است؟ همان گونه كه خداوند به سبب ناراضي كردن مادر رحمت خود را از فرزند قطع يا كم مي كند، ناراضي كردن خاله نيز موجب خشم خدا مي شود. پس بر شما لازم است هر جوري شده رضايت خاله را جلب كنيد، حتي اگر بناي بر رفتن به حج و مشرف شدن به حرم پيامبر اكرم (ص) و يا حرم ائمه اطهار (ع) را نداشته باشيد. كساني كه جلب رضايت خدا و پيامبر(ص) و ائمه(ع) براي شان مهم است دست به هر كاري مي زنند، حتي خود را در زير پاي آن طرف انداختن و كف پايش را بوسيدن باشد. آيا داستان علي بن يقطين وزير هارون الرشيد را شنيده ايد. او كه پنهاني شيعه و پيرو و نماينده ويژه امام هفتم(ع) بود. سالي به مكه مي رفت وقتى وارد مدينه شد اجازه خواست تا خدمت امام موسى بن جعفر(ع)برسد، اما مولا به او اجازه نداد. روز دوم على بن يقطين امام(ع) را ملاقات كرد، عرض كرد: آقا گناه من چه بود كه اجازه ورود به من ندادي؟ فرمود : ترا مانع شدم براى اينكه ابراهيم ساربان برادر ديني ات بود، آمد به دفتر كارت تو او را راه ندادي، الان هم مي خواهيد به حج برويد در حالي كه تا رضايت او را جلب نكنيد خداوند حج تو را نمي پذيرد. عرض كرد: آقا من چگونه در اين ساعت مي توانم ابراهيم را ملاقات كنم، در حالي كه من در مدينه هستم و او در كوفه است؟
فرمود: شب تنها بدون اين كه كسى از همراهانت با تو باشد بجانب بقيع ميروى، در آنجا اسبى با زين و برگ مشاهده خواهى كرد، سوار آن اسب مي شوى. على بن يقطين براي جلب رضايت خدا و امام زمانش شبانه از مدينه به كوفه رفت. نصف شب است، درب خانه را كوبيد. از درون خانه صدا آمد، كيه؟ گفت: من على بن يقطينم. ابراهيم ساربان از درون خانه صدا زد: على بن يقطين وزير هارون در خانه من چكار دارد؟، على گفت: گرفتارى بزرگى برايم پيش آمده، فقط تو مي تواني مشكلم را حل كني، او را قسم داد كه درب را باز كند، در بازشد. به ابراهيم گفت: مولايم امام موسى بن جعفر(ع) از پذيرفتن من امتناع ورزيده، مگر اينكه تو مرا ببخشى. ابراهيم گفت: خدا تو را ببخشد.
على بن يقطين قسم داد به ابراهيم كه قدم روى صورت او بگذارد، ولى ابراهيم امتناع ورزيد. براى مرتبه دوم او را قسم داد. ابراهيم ساربان پاى خود را روى صورت على بن يقطين نخست وزير هارون گذاشت. در همان حال مي گفت: خدايا تو شاهد باش كه من براي جلب رضايت تو و امام زمانم اين كار را كردم. از جاى حركت كرده تا صبح نشده خود را به در خانه امام (ع) رساند، اجازه ورود خواست، امام (ع) او را پذيرفت. (3) بنا براين براي جلب رضايت خاله ات بايد خود و غرورت را بشكني، ابتدا نامه اي سراسر تواضع، عذر خواهي، و اقرار و اعتراف به اشتباه و تقصير خود براي خاله ات بنويس، او را سوگند بده تا شما را ببخشد و اجازه دهد او را هر كجا كه خودش خواست، ملاقات كني. وقتي او را ديدي با گريه و اشك بغلش مي كني، دست هايش را مي بوسي، بلكه خود را به پاي او بينداز و پايش را ببوس. قطعا عِرق عاطفي به هيجان مي آيد و شما را خواهد بخشيد. و اگر يك بار نامه دادي پاسخ نداد، مجددا نامه بده، يا افرادي كه احتمال مي دهيد خاله حرف شان را قبول كند واسطه قرار دهيد. اگر باز فايده نداشت، ببين چه وقتي خاله را مي تواني در منزلش يا بيرون تنهايي ملاقات كني، برو به سراغش ، وقتي او را ملاقات كردي همان توصيه فوق را عمل مي كني، ان شاء الله نتيجه مي دهد. اگرچه حلاليت طلبيدن از خانواده خاله ات نيز لازم است. ولي مهم تر از همه كس رضايت خاله شما است. اين مقدار تواضع و خود شكني (يعني بوسيدن پا ) كه گفته شد فقط در برابر خاله ات انجام مي دهي. پيش بقيه اعضاي خانواده ات تواضع انساني داشته باش و به تقصر و اشتباه خود اعتراف كن، اگر آن ها رضايت ندادند استغفار بسيار كن، تا خداوند از تقصير شما بگذرد و حج تان را قبول كند. ان شا ءالله
پي نوشت ها:
1. التهذيب، شيخ طوسي، ج 9، ص 325، دار الكتب الاسلاميه - تهران، 1365 ش.
2. وسايل الشيعه، 29 جلدي، شيخ حر عاملي، ج 21، ص 460، چاپ مؤسسه آل البيت، قم، سال انتشار 1409ق.
3. بحار الانوار، علامه مجلسي ، ج 48 ، ص 85 ، مؤسسه الوفاء بيروت - لبنان، سال انتشار 1404 ق.