سلام دختری هستم بیست ساله .پسری در دانشگاه هست که یک سال است با نگاهاش دنبالم میکنه از نظرم نگاهاش به نسبت بقیه نگاهایی که دیدم خیلی آروم و مهربونه در ضمن اونطور که پیداس خیلی پسر خوبیه تو همه این یه سال همیشه سرکلاسا نزدیک من میشینه و همه کارامو دنبال میکنه حتی وقتی میخندم خوشحاله و وقتی تو جمع دوستا بگم سرم درد میکنه عصبانی میشه از کلاس میزنه بیرون ولی نمیدونم چرا چیزی نمیگه درسته یکم خجالتیه ولی من میترسم که همش بازی باشه نمیدونم چیکار باید بکنم در ضمن دختری هست که از این آقا خوشش میاد و سعی داره با کاراش اونو به دست بیاره مخصوصا از وقتی نگاهای اون پسرو به من دیده به تکاپو افتاده و همش خودشو به این آقا میچسبونه من نمیتونم تاینو تحمل کنم نمیدونم چرا اصا گیج شدم میشه کمکم کنید
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
اين مساله از جمله سربزنگاه هایي است كه شما بايد به عنوان يك دختر مسوول در زمينه زندگي و آينده خود كاملاً به هوش و دورانديش باشيد.
اگر كمي از اين مخمصه عاطفي به در آييد با يك حساب سر انگشتی متوجه مي شويد كه اگر اين پسر بهترين پسر دنيا باشد باز به خاطر سن اندكش شرايط اوليه ازدواج با شما را ندارد. شايد با خود بگوييد كه چه اشكال دارد امروز عقد نماييم و دو و سه سال ديگر ازدواج نماييم، ولي بايد دانست اين ازدواج هاي فرسايشي به هيچ وجه رمقي براي چشيدن طعم واقعی ازدواج باقي نمي گذارد و شما بعد از ازدواج حرف جديدي براي گفتن نداريد. البته اين در صورتي است كه اين پسر فارغ از شرايط اوليه ازدواج، ملاك هاي عمومي و اختصاصي انتخاب همسر را داشته باشد. متاسفانه ان چه از نامه شما بر مي ايد شما هيچ شناختي از ايشان به جز نگاه خيلي اروم و مهربون و چند تا چيز ديگر نداريد كه اين ها به هيچ وجه تامين كننده ملاك ها و معيار هاي ازدواج نيستند.
به نظر مي رسد اين پسر چيزي جز خاطر خواهي كه طبيعي اين سنين است در سبد ازدواجش با شما ندارد و شما نمي توانيد با خوش خيالي به اين سبد خالي رضایت دهید. آيا واقعا به صرف اين كه يك پسر عاشق من شده مي توان به صلاحیت و سلامت ازدواج او راي داد.
از نظر ما روان شناسان اين امکان وجود داد که این پسر از یک یا چندين اختلال رواني پنهان در رنج باشد (كه به هيچ وجه از ظاهر او بر نمي ايد). اختلالات رواني كه كوچكترين انها روياي شيرين ازدواج را به كابوسي وحشتناك مبدل مي سازد. متاسفانه آن دختر ديگر نیز بي گدار به آب زده است و دادگاه هاي خانواده پر است از دخترانی كه به صرف چند بار گره خوردن نگاه، خيال كرده اند كه طرف مقابلشان نيمه گمشده آنان است.
هر چند ايشان آتش بيار اين قضيه است ولي شما هم نبايد با همنوايي قلبي و ذهني با ايشان بر اين آتش بدميد. از سوی دیگر گزینه رایزنی مطرح می گردد که متاسفانه باید گفت شما راه بي آسيبي براي رايزني بي واسطه يا با واسطه با ايشان نداريد
اگر واقعا اين پسر از عقلانيت بهره اي داشت به جاي درگير كردن ناخواسته شما در اين مخمصه عاطفي (كه بعدها متوجه پيامدهاي بسيار منفي ان خواهيد شد) از همان ابتدا به بيان تصميم خود درباره ازدواج با شما مي پرداخت و با خواستگاري رسمي، شما را از این بلاتكليفي نجات مي داد.
پس جان مايه كلام ما اين شد كه شما كمي جدي تر، آسيب شناسانه تر و دور انديشانه تر به اين مسائل بنگريد و از هر گونه خوش بینی و احیاناً خوش خيالي در اين زمینه به شدت پرهيز نماييد.






