با سلام.پسری 27 ساله هستم.سوالی داشتم در این زمینه که از کجا معلوم اون چیزی سر راه انسانها قرار می گیرد به صلاح اون فرد هست و تله شیطان نیست؟به عنوان مثال در امر ازدواج پسری که با دختری آشنا می شود از کجا میشه فهمید خوشبختی اون پسر با این دختر هست؟آخه ممکنه بعدا مورد بهتری پیدا شه؟
همین طور این موضوع در مورد کار میخاستم بدونم؟یعنی اینکه اگه سر کار رفتیم و تعهد دادیم به مدت زیادی سر اون کار وایستیم از کجا معلوم بعدا یه کار بهتر پیدا نشه؟
با سلام و تشکر از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
متأسفانه باید اقرار کرد که اندیشه جبر در فرهنگ دینی عوام ما رسوخ کرده و بسیاری از سخنان رایج ما بوی جبر میدهد، مثل این تعبیر رایج که «تقدیر بود که چنین شد» یا «هر چه تقدیر باشد، همان میشود» و امثال آن. این تعابیر یک معنای درست دارد و یک معنای نادرست، ولی اکثر افراد از این تعابیر، معانی جبری و نادرست آن را اراده کرده و میفهمند.
معنای صحیحی که برای قسمت و سرنوشت وجود دارد، قضا و قدر الهی است که در جای خود دقیقا توضیح داده شده است؛ مورد سوال شما ازدواج و یا انتخاب کار هم یکی از موارد سرنوشت انسان است. اراده انسان تا حدودی در سرنوشت او مؤثر است. البته اراده انسان تنها عامل تعیینکننده رخدادهای زندگی او نیست و چه بسا انسان اراده کاری را دارد، ولی موانع بسیاری برای او پدید میآید یا اراده چیزی را ندارد. اما آن امر برای او به راحتی محقق میشود.
لذا اگر شخص در هر عملی تمام جوانب امر را در نظر بگیرد و با استفاده از عقل خود به برانداز نمودن تمام انتخابهاي خود بپردازد و از شرع نيز كمك گرفته و استفاده نمايد تا اعمالي كه انجام مي دهد خداي ناكرده از مسير ناصواب نباشد، اميد بسيار زيادي است كه انتخاب درستي نمايد و بهترین مصلحت برای او رقم بخورد.
مثلا اگر فردی در ازدواج با نیت خیر و انجام امر خداوند و به كارگيري درست از عقل و تجربه افراد به دنبال این عمل باشد و از امور گناه آلود دوری کند و با معیارهای اسلامی و دینی به این مساله نگاه کند، می توان گفت که قطعا مسیری که می رود مرضی خدا بوده و خدا نیز به انسان در این مسیر کمک کرده و امید آنکه بهترین گزینه را در مورد زندگی سعادتمندانه خود بیابد بسیار است و احیانا همان کسی را خواهد یافت که مصلحت دنیا و آخرتش در زندگی با او باشد. همین قاعده در مورد انتخاب شغل یا هر عمل دیگری نیز متصور است و فرد می تواند با آن الهی یا شیطانی بودن مسیر را تشخیص داده و با انتخاب خود یکی را برگزینید.
نهایت آن است که اگر با اندیشه و تدبر و تعقل و دور اندیشی ، همچنین با کمک و مشورت دیگران نتوانست در این زمینه به جمع بندی و تصمیم گیری نهائی برسد از برخی راهکارهای تردید زا همچون مشورت با خداوند و استخاره بهره می برد و با توکل به خداوند و با حفظ رضایت به قضای الهی به عمل خود اقدام می نماید.
البته بايد توجه داشت كه سرتاسر زندگی انسان ابتلا و امتحان الهی است. ابتلا هم برای مؤمن است و هم فاسق. (1) ابتلا منحصر در موارد شر و نامطلوب انسان نیست، بلکه در خیر و نعمت هم ابتلا میباشد:« وَ نَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَ الخَْيرِْ فِتْنَة؛ شما را با بديها و خوبيها آزمايش مىكنيم و سرانجام بسوى ما بازگردانده مىشويد.»(2)
به هر حال آزمون انسان در دنیا وابسته به همین امور ناشناخته و غیر شفاف و عملکرد او در قبال پیامدهای آن است و لذا بايد توكل بر خدا داشت و با ياد او به انتخابهاي سرنوشت ساز در زندگي دست زد، اما در عین حال بنا نیست که در هر مورد و هر مساله خاصی جزئیات و جوانب مساله دقیق و روشن برای ما علنی شود تا فهمیم این مورد خاص دقیقا بهترین گزینه و به صلاح دنیا و آخرتم خواهد بود یا ممکن است گزینه بهتری هم پیدا شود؛ بلکه معیار تامل دقت و توکل برخدا پیش از انتخاب و رضایت از نتیجه و صبر بر مشکلات احتمالی این انتخاب
پینوشتها:
1. انفال(8) آیه 17؛ اعراف (7) آیه 163.
2. انبیاء(21) آیه 35.






