با سلام باز هم روایت مزخرف در شیعه، شیعه چگونه می تواند روایت زیر را توجیه کند در این روایت مشخص می شود که امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) معصوم نیستند و امام جهت دفع فتنه هیچ کاری نکرده است!! لعنت بر مذهب دروغگو. شاید بگویید که روایت مرسل است پس آن را ثابت کنید، شاید بگویید که این روایت به این صورت گفته شده تا اکنون در کتابها موجود باشد و ظلمهایی که به امام شده ثابت شود این حرف یک حرف بسیار چرت است چون در این صورت بدتر شده و حق و باطل مخلوط شده و تشخیص حق مشکل است و قدرت خدا را با این حرف زیر سوال می برید و خیلی از روایات هستند که حق را ثابت می کنند و همانطور دست نخورده باقی مانده و اگر بخواهد هر روایتی برای اینکه برای نسلهای بعد باقی بماند به این صورت بیان شود پس پیدا کردن حق غیر ممکن می شود!! لعنت بر مذهب دروغگو
روایت :
پس هنگامى كه حضرت به خانه بازگشت، خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اى پسر ابوطالب! سلام بر تو، همچون كودكى كه در شكم مادر جمع شده و زانو در بغل گرفته، كنج خانه نشستهاى؟، همانند آدم هاى ظنين و متهم به گوشهاى نشستهاى. تو كسى بودى كه بالهاى باز شكارى [شجاعان عرب] را در هم كوبيدى، حال بىسلاحان به تو خيانت كردهاند. اين پسر ابى قحافة [ابوبكر]، عطيه پدرم و وسيله زندگى ساده فرزندانم را از من مىربايد. همانا او [أبو بكر] كوشش كرد كه با من دشمنى كند و او را در مكالمهاى كه با وى داشتم، دشمنترين ] و لجبازترين] دشمنها يافتم تا آن جا كه انصار، يارى خود را از من دريغ داشتند، مهاجرين، ارتباط خويش را با من ناديده گرفتند و جماعت [حاضر در مسجد]، چشم خود را روى هم نهادند تا مرا نبينند، نه كسى بود كه دفاع [از من] كند و نه كسى مانع [از ستم] شد. در حالى به سوى مسجد رفتم كه بغض گلويم را گرفته و درد دل خود را پوشانده بودم، و در حالتى به منزل بازگشتم كه [به علت عدم يارى مسلمانان] خفيف و خوار شده بودم. از روزى كه تندى شمشيرت را از بين بردى، صورت خود را ذليل نمودى. روزى گرگ ها را مىدريدى و امروز خاك را فرش خود قرار دادهاى ]و گوشه اى نشستهاى[، جلوى هيچ گويندهاى را نمىگيرى! و هيچ كار مؤثرى، در جهت دفع فتنه موجود، انجام ندادهاى و من هم هيچ اختيارى ندارم. اى كاش پيش از اين حالت سكون و گوشه نشينى، من مُرده بودم و اى كاش پيش از اين كه به اين حالت ذلّتِ [ظاهرى] بيفتم، مُرده بودم. خداوند، از قِبَل من، عذر خواه من باشد از شما، از جهت اين كه شما در مواردى ستم هايى را از من دفع نمودى و در مواردى از من حمايت كردى و واى بر من در هر صبحدمى، واى بر من در هر شبانگاهى و تكيه گاهِ [ما] مُرد و بازو[ى ما] سست شد، شكايتم را به پدرم و عرض حالم را به پروردگارم ارائه مىكنم و عذاب و انتقام او از ديگران شديدتر خواهد بود.
الطبرسي، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب ( 548هـ)، الاحتجاج، ج 1 ، ص 145 ، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.
ابن شهرآشوب، رشيد الدين أبي عبد الله محمد بن علي السروي المازندراني (588هـ)، مناقب آل أبي طالب، ج 2، ص 50 ، تحقيق: لجنة من أساتذة النجف الأشرف، ناشر: المكتبة والمطبعة الحيدرية، 1376هـ ـ 1956م.
نویسنده بالا سخنان فاطمه زهرا(س) خطاب به شوهرش را از مزخرفات و دروغ های شیعه شمرده است.
اولا این سخنان با سند معتبر در کتب روایی شیعه ثبت شده و گر چه متواتر نیست. ولی قراین فراوان در خود سخنان و قرائن زمانی و مکانی صدور این سخنان، ما را به صحت این روایت بر یقین می دارد. البته طبیعی است که این روایت را عالمان اهل سنت هیچ گاه نقل نمی کنند و نمی پذیرند. زیرا مبنای اعتقادی آنان در مورد حقانیت خلیفه اول را در هم می ریزد و ما هم انتظار نداریم که بپذیرند.
ثانیا در این سخنان هیچ مطلبی که با مبانی عقلی و با مبانی قرآنی و روایی منافات داشته باشد، دیده نمی شود. اگر مطلبی خلاف مبانی قرآنی یا روایی یا عقلی هست، بگویند.
ثالثا این توبیخ از جانب حضرت زهرا نسبت به همسرش کاملا طبیعی است و نشانه زیاده روی او یا تردید او در عصمت شوهر و بی گناهی و معذور بودنش نیست. بلکه برای اظهار و روشن شدن عذر شوهرش است تا در آینده تاریخ ، او را در این مورد ضعیف و ترسو و ... نخوانند.
مشابه این گونه برخورد توبیخ آمیز را در قرآن از جانب معصومی نسبت به معصوم دیگر می بینیم. حضرت موسی به طور رفته و برادرش هارون را به عنوان جانشین بین امت قرار داده است و با رفتن او ، سامری با یارانش مردم را به گوساله پرستی سوق داده اند و هارون هر چه نهی کرده، منعی نبخشیده و برای این که بین بنی اسرائیل تفرقه نیفتد و دشمنان بیرونی سوء استفاده نکنند، از درگیری اجتناب کرده است که برادر از طور باز می گردد و با مشاهده ارتداد قوم ، بر برادر توبیخ وار می شورد و محاسن او را می گیرد و با شدت به زمین می زند که چرا مانع نشدی:
أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ (1)
الواح را افكند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد.
َيا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلاَّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْري (2)
اى هارون! چرا هنگامى كه ديدى آنها گمراه شدند ... از من پيروى نكردى؟! آيا فرمان مرا عصيان نمودى؟!
این برخورد شدید با برادری که معصوم و پیامبر است و وظیفه نهی از منکر خود را انجام داده ، برای این است که عذر او آشکار و در تاریخ ثبت شود و دیگران بدانند وقتی هارونی که گناهکار نیست این چنین مؤاخذه می شود، دیگر حساب کار بقیه معلوم است!
نویسنده ای که این خطبه را از مزخرفات و دروغ های شیعه شمرده آیا قبول ندارد که ایشان در زمان پدر مورد احترام فوق العاده کل جامعه بود و برای سخن و کلام و اشارتش سر می باختند ولی با رحلت پدر، خلافت و جانشینی پدرش را که در غدیر خم برای شوهرش اعلام شده و بر آن بیعت گرفته شده بود، از شوهرش به ناحق گرفتند و بر خلاف امر خدا و پیامبر به دیگری تحویل دادند و در این زمینه از او و شوهرش و خاندانش نظر نخواستند؟
آیا قبول ندارد که برای گرفتن بیعت از شوهرش به خانه او هجوم آوردند و تهدید به آتش زدن کردند و ... و شوهرش را به صورت توهین آمیزی به مسجد کشاندند تا به زور از او بیعت بستانند ؟
آیا قبول ندارد که به فاصله چند روز بعد از وفات پدرش، فدک را که توسط پدر به او بخشیده شده بود، تصاحب کردند و
کارگران او را اخراج کردند و با این که ایشان مدعی بود فدک بخشش پدر به اوست، ولی آنان بخشش را منکر شدند و فدک را ارث شمردند (یعنی دروغگو شمردن او در ادعای بخشش بودن فدک) و ارث را هم از پیامبران منتفی دانستند و شاهدانش را نیز نپذیرفتند (معلوم است که برای نحله و بخشش بودن فدک شاهد آورده و گر نه برای ارث و ارث بری که شاهد نمی خواهد) و استدلال های مطابق با قرآن بر ارث بر فرض ارث بودن فدک، را هم رد کردند ؟ (و چه ظلم و ستمی از این بالاتر که او را در ادعایش تکذیب کنند و از او بر صحت ادعایش شاهد بخواهند و بعد هم شاهد هایش را نپذیرند؟)
آیا قبول ندارد که ایشان برای دادخواهی به مسجد رفته و در جمع مهاجر و انصار خطبه خوانده و یاری طلبیده و بدون این که دستی به یاری به سویش دراز شود، از مسجد بازگشته است؟
و ...
حالا آیا طبیعی نیست که بعد از این همه سختی شوهر را خطاب کند و او را بر خانه نشینی و دست نبردن به شمشیر و دفاع از او و ... توبیخ کند ؟ بله او می داند که شوهرش چرا سکوت کرده و چرا در کنج خانه نشسته ؟ زیرا او می بیند که بسیاری از اعراب و بادیه نشینان و اهل قبایل و ... از سر ترس و برای جلب منفعت و ... ، اظهار ایمان کرده اند و ایمان هنوز به دل آنان راه نیافته و با مرگ رسول خدا دوباره به جاهلیت باز خواهند گشت و می بیند که این اعراب آماده بازگشت به جاهلیت ، آماده نبرد با مسلمانان و ریشه کنی اسلام هستند ( جنگ های رده با مرتدان و اصحاب اسود عنسی و طلیحه و بعد مسیلمه و ... ، کمتر از دو هفته بعد از وفات رسول خدا شروع شد.(3)) و اگر امروز علی در دفاع از او و برای بازپس گرفتن حق غصب شده اش دست به شمشیر ببرد، به طور طبیعی جمعی با او و جمعی با مخالفان او و علیه او خواهند شد و جنگ داخلی رخ خواهد داد و مرتدان را شاد خواهد کرد زیرا این جنگ و اختلاف شوکت آنان را خواهد شکست و ضعیفشان خواهد کرد و ... و نه او حاضر به چنین پیش آمدی است و نه شوهرش علی چنین کاری خواه کرد.
امام هم بعد از تمام شدن خطاب توبیخ آمیز همسر این عذر را آشکار می کند تا آیندگان بدانند که سکوت و تحمل او نه از بی ... و ... بوده بلکه به خاطر رعایت مصلحت اسلام و مسلمانان بوده است و همان طور که بعدا بارها گفت خار در چشم و استخوان در گلو برای رضای خدا و مصلحت اسلام صبر و تحمل کرد.
امام علی بعد از این سخنان توبیخ آمیز فاطمه (س) جوابی می دهد که به جواب حضرت هارون به برادرش موسی شباهت زیاد دارد. هارون در جواب توبیخ شدید برادر عرض کرد:
َابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني وَ كادُوا يَقْتُلُونَني فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (4)
فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند، پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!
إِنِّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني إِسْرائيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلي (5)
من ترسيدم بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به كار نبستى.
و حضرت علی هم در جواب توبیخ همسر می فرماید:
نهنهي عن وجدك يا ابنة الصفوة ، وبقية النبوة ، فما ونيت عن ديني ، ولا أخطأت مقدوري .
ای دختر برگزیده خدا و ای باقیمانده نبوت از غضب و خشم و غصه دست بکش و بکاه که من در انجام وظیفه دینی سستی کرده و نه از آنچه می توانستم انجام دهم ، کم گذاشته ام.
و حضرت هم که عذر شوهر را می دانست و او را بر حق می دید ، سکوت کرد و دست کشید. (6)
جهت آشنایی بیش تر با مضامین بلند این خطبه ، مطالعه کتاب شرح خطبه حضرت زهرا ، نوشته آیه الله سید عز الدین حسینی زنجانی توصیه می شود
پی نوشت ها:
1. اعراف (7) آیه 150.
2. طه (20) آیه 92-93.
3. طبری، تاریخ طبری، بیروت، اعلمی، ج 2، ص 463 به بعد .
4. اعراف (7) آیه 150.
5. طه (20) آیه 94.
6. طبرسی، احتجاج ، نجف، دار نعمان، 1386 ق، ج 1، ص 146.






