با سلام من فکر نمی کردم که روایات مزخرف در کتب شیعه هم پیدا شود ولی با این روایتی که در زیر آمده مشخص می شود که شیعه بی بهره نمانده است.در روایت زیرین توهین به پیامبر اکرم شده است چون پیامبر اکرم بدون هیچ تحقیقی حکم به قتل کسی میدهد که هنوز ثابت نشده که زنا کرده است و به انسان بی گناهی تهمت میزند که زنا کرده است از همه بدتر حکم او را قتل صادر می کند و به امام علی(ع) می گوید اورا بکشد و در این روایت به امام علی(ع) توهین شده است چون امام باید با برهنه شدن شخصی سریعا صورتش را برگرداند ولی در این روایت امام علی(ع) آنچنان به قسمت عورت این مرد لخت خیره می شود که می فهمد نه عورت مردانگی داشته و نه عورت زنانگی!! چقدر دقت می خواهد که امام علی(ع) آنقدر دقیق به عورت این مرد نگاه کرده باشد تا بفهمد عورت زنانگی داشته یا نه !!! لعنت بر مذهبی که چنین روایتی را قبول کند.
تفسير الصافي ج 3 ، ص 424 ، ذيل آيه 11 سوره نور ، بحارالانوار ج 22 ص 153، تفسر قمي ج 2 ص 99، تفسير الميزان ج 15 ص 104.
از آقا امام باقر عليه السلام روايت داريم که فرمودند : زماني که ابراهيم فرزند رسول خدا از دنيا رفت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بسيار محزون شدند ، عايشه گفت : چرا براي فوت ابراهيم غمگيني ؟ ابراهيم فرزند جريج بود ( و فرزند تو نبود ) . رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) حضرت علي عليه السلام را به دنبال جريج فرستادند و امر نمودند که حضرت امير او را به قتل برساند . حضرت علي عليه السلام در حالي که شمشيري به دست داشتند حرکت نمودند ، جريج قبطي هم روي ديوار باغي نشسته بود ، در اين هنگام حضرت علي عليه السلام به باغ رسيدند و در زدند جريج از بالا به حضرت نگاه کرد تا در را براي ايشان باز کند ، زماني که غضب را در چهره حضرت علي عليه السلام ديد فرار نمود و درب را باز نکرد ، حضرت علي عليه السلام روي ديوار باغ رفتند و داخل باغ شدند و با سرعت دنبال جريج رفتند ، جريج هم فرار مي کرد ، جريج بر از قتل ايمن نبود ، بر جانش ترسيد لذا از درخت نخلي بالا رفت و حضرت هم به دنبال او از درخت بالا رفتند وقتي حضرت نزديک او رسيدند ، جريج خودش را از بالاي درخت پائين انداخت ، ناگهان لباسش کنار رفت و عورتش مشخص شد ، نه عورت مردانگي داشت و نه عورت زن . وقتي اين صحنه اتفاق افتاد حضرت علي عليه السلام او را رها نمودند و به محضر پيامبراکرم شرفياب شدند و عرضه داشتند : اي پيامبر خدا زماني که مرا دنبال اين امر فرستاديد من همچون ( کنايه از اينکه به شدت دنبال عمل کردن به دستور شما بودم ) قسم به آنکه شما را به پيامبري مبعوث نموده است جريج نه عورت مردانگي داشت و نه عورت زن . رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) فرمودند : سپاس خدايي را که اين نسبت ناروا را از اهل بيت من ( ماريه ) دور نمود و حقيقت داستان را مشخص نمود .
با سلام و تشکر از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
«إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُم...»(1)
براى آيه فوق دو شان نزول نقل شده است یک شان نزول كه مشهورتر است و در كتب تفسير اهل سنت آمده و در تفاسير شيعه نيز بالواسطه نقل شده درباره تهمت زدن به عایشه است و شان نزول دیگر که همان روایتی است که مورد سوال است و در کتب تفسیری شیعه آمده است.
تفاسیر روایی شیعه اغلب همین روایت را نقل کرده اند و بعضی از آنها به بررسی آن پرداخته اند و نقد هایی بر آن وارد کرده اند مثلا تفسیر صافی پس از نقل این روایت چنین می نویسد: «أقولُ: انّ صحّ هذا الخبر فلعلّه انّما بعث عليّاً الى جريح ليظهر الحق و يصرف السوء و كان قد علم انّه لا يقتله و لم يكن يأمر بقتله بمجرّد قول عائشة.»(2) اگر این خبر صحیح باشد. شاید پیامبر حضرت علی را به سوی جریح فرستادند تا حق آشکار شود و سوء ظن برطرف شود و در واقع می دانستند که حضرت علی او را نمی کشند و به مجرد حرف عایشه امر به قتل جریح نمی کنند.
اما تفاسیر غیر روایی و اجتهادی نیز مانند المیزان و نمونه بعد از نقل این دو شان نزول آنها را بررسی کرده اند و اشکالاتی را به این شان نزولها وارد کرده اند که معلوم می شود این روایات را نپذیرفته اند از جمله در تفسیر نمونه بعد از نقل اصل شان نزول مورد سوال می نویسد: اما در مورد شان نزول دوم، مشكل از اين بيشتر است چرا كه:
اولا: مطابق اين شان نزول كسى كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر بيشتر نبود، در حالى كه آيات با صراحت مىگويد گروهى در اين مساله فعاليت داشتند، و شايعه را آن چنان پخش كردند كه تقريبا محيط را فرا گرفت، و لذا ضميرها در مورد عتاب و سرزنش مؤمنانى كه در اين مساله درگير شدند همه به صورت جمع آمده است، و اين با شان نزول دوم به هيچوجه سازگار نيست.
ثانيا: اين سؤال باقى است كه اگر عايشه مرتكب چنين تهمتى شده بود و بعدا خلاف آن ثابت گرديد. چرا پيامبر ص حد تهمت بر او اجرا نكرد؟
ثالثا: چگونه امكان دارد پيامبر اكرم (ص) تنها با شهادت يك زن حكم اعدام را در مورد يك متهم صادر كند، با اينكه رقابت در ميان زنانى كه داراى يك همسرند عادى است، اين امر ايجاب مىكرد كه احتمال انحراف از حق و عدالت يا حد اقل اشتباه و خطا در حق او بدهد.
به هر حال آنچه براى ما مهم است اين شان نزولها نيست، مهم آن است كه بدانيم از مجموع آيات استفاده مىشود كه شخص بيگناهى را به هنگام نزول اين آيات متهم به عمل منافى عفت نموده بودند، و اين شايعه در جامعه پخش شده بود و نيز از قرائن موجود در آيه استفاده مىشود كه اين تهمت درباره فردى بود كه از اهميت ويژهاى در جامعه آن روز برخوردار بوده است.
و نيز گروهى از منافقان و به ظاهر مسلمان ها مىخواستند از اين حادثه بهره بردارى غرضآلودى به نفع خويش و به زيان جامعه اسلامى كنند كه آيات فوق نازل شد و با قاطعيت بىنظيرى با اين حادثه بر خورد كرد، و منحرفان بد زبان و منافقان تيره دل را محكم بر سر جاى خود نشاند.
بديهى است اين احكام شان نزولش هر كه باشد انحصار به او و آن زمان و مكان نداشته، و در هر محيط و هر عصر و زمان جارى است.(3)
خلاصه اینکه نمیتوان قاطعانه قضاوت کرد که حدیث افک مربوط به کدام همسر پیامبر (عایشه یا ماریه قبطیه) است. از مجموع آیات و روایات استفاده میشود زنِ با شخصیتی در جامعه اسلامی توسط منافقان مورد اتهام قرار گرفته بود. اما قرآن او را تبرئه کرد و اگر در کتب تفسیری یا روایی شیعه این شان نزول وارد شده به معنای پذیرفتن آن نیست بلکه نقد هایی هم به آن وارد کرده اند.
برای اطلاع بیشتر در این مورد به کتاب حدیث افک «اثر جعفر مرتضی عاملی» مراجعه شود.(4)
پی نوشت ها:
1. نور(24)آیه11.
2. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، انتشارات الصدر، ج3، ص 424.
3. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، انتشارات اسلامیه، ج14، ص 393.
4. مرتضی عاملی، سید جعفر، حدیث افک.






