سلام و وقت بخير
مدتي است از وجود نامه اي از "محمد ابن ابي بکر" به معاويه مطلع شده ام اما هر چه گشتم متن کامل اين نامه را پيدا نکردم، از شما خواهش ميکنم متن کامل اين نامه را همراه با منبع رسمي و اصلي آن در اختيار من بگذاريد و اگر نامه او از سوي معاويه پاسخ داده شده نيز، آن را هم برايم ارسال کنيد.
با سپاس فراوان
هنگامى كه عمرو عاص با لشگريان خود بطرف مصرف حركت مىكرد، معاويه نامهاى براى محمد بن ابى بكر نوشت و به عمرو عاص داد تا به محمد بدهد، عمرو عاص نامه معاويه را همراه نامه خود براى وى فرستاد.
معاويه براى محمد نوشت: عاقبت ظلم و ستم بسيار بزرگ مىباشد.
ريختن خون حرام، آدمى را از انتقام خلاص نمىكند، خون حرام براى كسى كه مرتكب آن گردد، در دنيا رسوائى مىآورد، و در آخرت هم او را گرفتار مىكند ما مىدانيم كه شما بيش از همه به عثمان ظلم كردى، و از او عيبجوئى مىنمودى و بر او سخت مىگرفتى.
تو با گروهى كه با عثمان در افتادند همكارى كردى، و به آنان مساعدت نمودى، و در كشتن او با قاتلان شركت كردى، اينك خيال مىكنى من در خواب هستم و يا از تو غافل مىباشم بعد از آن مىآيى در شهرى سكونت مىكنى، و در آسايش بسر مىبرى، در حالى كه همه مردم آنجا از ياران من مىباشند، و با من همفكر هستند، و منتظر دستورات من مىباشند.
مردم مصر از من فرياد رسى مىخواهند، و مرا دعوت كردهاند تا آنها را از دست شما نجات دهم، من اكنون گروهى را به مصر فرستادم كه آنها نسبت بتو خشمگين هستند، آنها خون تو را خواهند ريخت، و براى رضاى خدا با تو جهاد خواهند كرد، آنها با خدا عهد بستهاند تا تو را بكشند، و اگر آنها قصد كشتن تو را هم نكرده بودند باز خداوند تو را بدست آنها و يا دوستان ديگر خود تو را مىكشت.
اكنون تو را بر حذر مىدارم و تو را بيم مىدهم، اگر چه دوست دارم تو را بخاطر ظلمى كه كردهاى بكشند، تو بخانه عثمان وارد شدى و به او ستم كردى، مگر تو نبودى كه تيرها را بر امعاء و احشاء عثمان فرود آورى، من دوست ندارم كشته شوى. مىخواهم سالم در دست من قرار گيرى تا از تو قصاص نمايم و السلام.
پاسخ محمد به معاويه
بعد از اين محمد بن ابى بكر براى معاويه نامهاى نوشت و در پاسخ او گفت: نامه تو به دست من رسيد و درباره عثمان مطالبى نوشته بودى، من از جريان عثمان از تو معذرت خواهى نمىكنم، براى من نوشته بودى از حكومت مصر
كنار روم گويا خواستهاى مرا نصيحت كنى، تو مرا به مثله تهديد كردهاى مثل اين است كه خواستهاى به من محبت نمائى.
من اميدوارم كه عذاب خداوند به شما برسد و در ميدان جنگ هلاك گرديد، و ذلت و خوارى بر شما فرود آيد، و عقب گرد نمائيد، اما اگر شما در دنيا پيروز شديد، چه مقدار مىتوانيد زندگى كنيد؟ بجان خودم سوگند كه شما تا كنون از چه ستمگرانى حمايت كردهايد، و چه اندازه از مؤمنان را كشتهايد، و مثله كردهايد ما همه بطرف خدا مىرويم، و مسير امور در دست او مىباشد، و هو ارحم الراحمين و الله المستعان على ما تصفون.(1)
پي نوشت:
1. الغارات و شرح حال اعلام آن، ابو اسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى كوفى (م 283)، ترجمه عزيز الله عطاردى، انتشارات عطارد، 1373ش، ص143 تا148 .






