رضا و مرضیه
قصه ی دلها
رضا پسری بود مودب، با ایمان. هیچ رابطه ی حرامی حتی تلفنی با هیچ دختری نداشت. دنبال هیچ جور خلافی نبود و خلاصه سرش به درس و++++++ گرم بود. بعداز پایان تحصیلات دانشگاهی عاشق دختر عموش مرضیه شد. مرضیه هم انگار قرینه ی رضا بود.زیبا، با حیا، با حجاب، با عفت در رفتا کلام ورشد یافته در محیط صحیح خانواده. خلاصه یک بانوی ایرانی کامل.رضا و مرضیه آنقدر با حیا بودند که حتی هنگام سلام و جواب سلام به هم کمی خجالت می کشیدند.اما با این همه تفاهم خانواده ی مرضیه در جواب خانواده ی رضا گفتند که مرضیه میگه الان که دارم درس می خونم وبه این چیز ها فکر نمی کنم ونمی توانم هیچ جوابی بدهم.یک سال از دانشگاه مرضیه باقی مانده بود که رضا یک کار خوب و آبرومند پیداکرد وشرایطش برای تشکیل زندگی بهترشد.دوباره رضا از خانواده اش خواست موضوع را با مرضیه در میان بگذارند.رضافکر می کرد مرضیه دخترباحیایی است و دختر هم کلا ناز دارد برای همین بوده که بار اول جوابم را نداده. به قول معروف می خواسته از هول حلیم توی دیک نیفته.اما باز هم مرضیه گفت تاموقعی که درسم تموم نشه نمی توانم هیچ جوابی بدم. این جواب ندادن علاقه ی رضا به مرضیه را بیشتر می کرد. آنقدر این علاقه زیاد شده بود که رضا در این مدت یک سال که از درس مرضیه باقی مانده بود چند دفعه ی دیگر پیامکی وتلفنی از مرضیه تقاضا کرد.در این یک سال رضا چه درد فراقی کشید بماند...... .بعد از پایان تحصیل مرضیه، خانواده ی رضا دوباره از خانواده ی مرضیه درخواست جواب کردند.خانواده ی مرضیه دیگه بهونه ای نداشتند، همچنین بی دلیل هم نمی توانستند جواب رد بدهند چون فامیل بودند.
مجبور شدند بگویند:
پدر مادر مرضیه با رضا قرار گذاشتند که موضوعی رو به او بگویند. یک برگه از پزشک قانونی به رضا نشان دادند که اثبات می کرد مرضیه به علت تصادفی که دو سال پیش در راه دانشگاه داشته وبه علت ضرباتی که به بدن او وارد شده پرده ی بکارت او آسیب دیده و دیگر مرضیه باکره نیست.رضا از تصادف خبر داشت اما از باقی موضوع نه. ما بهت می گفتیم می خواد درس بخونه که شاید کم کم تو هم بی خیالش بشی. آخه می خواستیم خودت و خانوادت فکر نکنین ما دخترمون رو بهت انداختیم...چون تو فامیل نزدیک ما بودی. حالا هر جور خودت می دونی اگه با این شرایط حاظری با مرضیه ازدواج کنی مرضیه جوابش مثبته.رضا با شنیدن این موضوع رنگش سرخ شد دستاش لرزید زبونش بند اومد. بعد از ده دقیقه مکث و سکوت خیلی منطقی گفت تا هفته ی دیگه نظرمو بهتون می گم.از اون لحضه به بعد هر دقیقه برای رضا مثل یک سال می گذشت.اصلا نمی تونست بخوابه. سکوت عجیبی او رو در بر گرفته بود. سکوتی که پشتش تفکر بود.غذا به زور می خورد. انگار داره سوزن می خوره. همش تو فکر بود و به نقطه ای خیره. داشت دیگه قاطی می کرد. از خونوادش پرسید.ولی حال آنها هم بهتر از حال رضا نبود.سر دو راهی عجیبی بودند. چون بعدا مسئله پیش نیاید که آنها مقصر باشند گفتند تو واقعیت را می دانی. خودت برای خودت تصمیم بگیر.رضا داشت دیوانه می شد. زهنش پر از سوالای بی جواب بود.
من برای پاسخ به نیاز جنسی دنبال روش حرام نرفتم اما حالا که می خواهم به صورت حلال به دست بیاورم اینطور........پس بیخیال مرضیه
مرضیه دختر واقعا خوبیه باهاش زندگی خوبی خواهم داشت پس بیخیال موضوعات جنسی
لذت شب زفاف مثل هیچ شب دیگه ای نیست پس بیخیال مرضیه
بهتره لذت لحضه ی اول را با یکی دیگه تجربه کنم بعد برم مرضیه رو بگیرم
چون خودم پسر سالمی بودم حقم این نیست پس بیخیال مرضیه
پاک بودن که به ظاهر نمی شده. مرضیه واقعا دختر خوب و پاکیه.حالا تو تصادف این مشکل براش پیش اومده دیگه. چه عیب داره....برم مرضیه رو بگیرم.
نکنه نامه پزشک قانونی در مورد ایجاد این مشکل از تصادف دروغ بود و مرضیه در دانشگاه با کسی رابطه ی نا مشروع داشته!!!!!!!!!!پس بیخیال مرضیه
عموم بهم دروغ نمی گه پس برم مرضیه رو بگیرم
دوستام، پسر عموهام، پسر دایی هام و...... آخرش که خبر خواهند شد نگاه آنها را چطور تحمل کنم !!!!!!!!!!پس بیخیال مرضیه
چطور بعد چهار سال فکر کردن به مرضیه از او بگذرم......
.....
.....
.......
بعد یک هفته رضا نتوانست تصمیم درستی بگیرد و تمام تصمیماتش پر از شک و تردید بود.
آخرش رضا رفت پیش روحانی مسجد محلشون مراجعه کنه واز او خواست براش استخاره بگیره....... ....... ........ .......
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
داستان زندگی رضا و مرضیه را شنیدیم اما، بر این باوریم که این مشکل همانند بسیاری از مشکلات دیگر قابل حل است. اول از همه، این را بدانید که احتمال این که آن خانواده درباره گفته خود صادق باشند و برگه پزشک قانونی واقعاً حقیقت داشته باشد و آن دختر پرده بکارت خود را در اثر تصادف از دست داده باشد وجود دارد. آن دختر چه با شما ازدواج کند و چه با دیگری در هر صورت، پدر و مادر او ناگزیر بودند که این موضوع را به اطلاع خواستگار دخترشان برسانند تا از سوءبرداشت های بعدی ممانعت به عمل آورند چون به هر حال، این موضوع در معاینه قبل از ازدواج و یا در شب زفاف آشکار می شد.
اثبات خلاف این مطلب نیاز به دلیل و مستند واقعی و معتبر دارد، هرگز نمی توان با حدس و پندار و یا شواهد نامعتبر با مسئله برخورد کنید و بی جهت سوءظن داشته باشید خصوصاً این که شما در پاکی و صداقت آن دختر و خانواده اش تردیدی ندارد و گفتن این موضوع به شما پیش از ازدواج، خود می تواند نشانه صداقت آنان باشد. از طرف دیگر، اگر در این باره تردیدی دارید، می توانید با مراجعه مجدد به پزشک قانونی و مشورت با پزشکان متخصص و بررسی این ماجرا از صحت و سقم مسئله آگاه گردید و تردیدها را برطرف کنید. حتی اگر برگه پزشک قانونی، جعلی باشد، احتمال این که بکارت آن دختر نه بر اثر ارتباط نامشروع بلکه بر اثر طهارت نادرست و یا بر اثر کنجکاوی کودکانه و یا جست و خیز و ورزش پاره شده باشد وجود دارد. حتی اگر رابطه نامشروعی هم قبلاً داشته است با اثبات توبه حقیقی آن دختر، گاهی شما نیز می توانید او را ببخشید. البته، چون معمولاً روابط نامشروع در پنهانی صورت می گیرد، دلیل بر این نمی شود که دوستان تان، پسر عموهای تان، پسر دایی های تان و دیگران به سادگی متوجه قضیه شوند و با نگاه شان شما را تحقیر کنند. مگر این که قضیه علنی شده باشد و یا خودتان موضوع را به آنها بگویید.
اگرچه غالباً اولین رابطه جنسی و تجربه عملی آن در شب زفاف برای عروس و داماد لذت بخش و به یاد ماندنی است اما، این را بدانید، این مسئله خیلی ارتباطی به خود پرده بکارت و کیفیت پاره شدن آن ندارد. چرا که گاهی برخی از دختران به صورت مادر زادی فاقد پرده بکارت هستند و برخی دیگر پرده بکارت شان با اولین آمیزش از بین نمی رود. از سوی دیگر، پارگی پرده بکارت در شب زفاف فرایند چندان پیچیده ای نیست بلکه، به محض برخورد آلت تناسلی مردانه با آن و حتی گاهی بدون کوچکترین درد و خون ریزی پاره می شود بنابراین، می توان نتیجه گرفت که لذت اولین رابطه جنسی با همسر به خاطر پارگی پرده بکارت در آن شب به خصوص نیست بلکه بیشتر به خاطر خود اولین تجربه و تازگی بودن آن است. البته، گاهی برخی از دختران و پسران که در اولین آمیزش، ترس از دردناک بودن و یا خون ریزی شدید پارگی پرده بکارت دارند و یا تحت تأثیر استرس و فشار شب عروسی، ممکن است از لحاظ روانی تحت تأثیر قرار بگیرند و در عمل، آمیزش دردناکی را تجربه کنند و از اولین رابطه جنسی با همسرشان لذت کافی نبرند.
به نظر می رسد، مسئله بیش از آن که واقعاً بغرنج و مشکل ساز به نظر آید، خود شما دارید به قول معروف: «از کاه کوه می سازید» و آن را به مشکل جدی تبدیل می کنید و با تمرکز ذهنی بیش از حد به این مسئله، دچار منفی بافی و نوعی وسواس فکری می گردید که اگر نتوانید به تنهایی یا به کمک روانشناسان، این گونه افکار منفی و مزاحم را از خود دور کنید و همین طور بی جهت منفی بافی بکنید، حتی اگر ازدواج با آن دختر واقعاً مشکلی نداشته باشد، ازدواج تان محکوم به شکست خواهد بود. پس همه چیز به خود شما برمی گردد که با این مسئله کنار بیایید و یا نیایید راه سومی وجود ندارد. استخاره هم اگر در مورد خود یعنی در هنگام تحیر و سرگردانی واقعی و هنگامی که با تعقل و مشورت راه به جایی نبرده باشید گرفته شود، از درجه اعتبار ساقط است.






