چرا فردی به وضعیتی می رسد که از گناه کردن نمی ترسد؟ البته منظور من فرد لاقید نیست کسی که به ظاهر مومن است اما مرتکب گناه یا گناهانی می شود که برای او عادت شده و در هنگام انجام ان گناه با وجودی که خداوند را ناظر براعمال خود می بیند با گفتن اینکه انشاءالله توبه می کنم یا خدا منو می بخشه و اینها بر وسوسه های شیطان نمی تواند غالب شود؟ لطفا راهنمایی بفرمایید
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اگر بخواهیم به طور خلاصه و در یک جمله پاسخ سوالتان را بیان کنیم باید بگوییم:
بروز چنین حالتی برای فردی که به ظاهر مومن است، ناشی از غرور دارد. این غرور اوست که او را بیش از اندازه به رحمت خداوند امیدوار کرده است. این گونه افراد، همان مومنان گنهکارند که در حقیقت فریب خورده اند. می گویند خدا کریم و رحیم است. ما به رحمت خداوند امیدوار هستیم و به کرمش چشم دوخته ایم چرا که فرموده است "رحمتی وسعت کل شیء" گناهان بندگان در مقابل رحمت او چیزی نیست و رجاء به رحمت او نیز حالتی پسندیده است.
لکن همان گونه که علمای اخلاق نیز فرموده اند این گروه از مومنان از مومنانی هستند که فریب خورده اند. زیرا که این حالت ایشان، حاکی از نفاق و خدعه با خداست. کسی که به چیزی امیدوار است در طلبش می کوشد و هر کس که از چیزی می هراسد از آن می گریزد.(1)
حکایت این گونه افراد که گناه می کند و با گفتن اینکه انشاءالله توبه می کنم یا خدا من را می بخشد، به رحمت خدا امیدوار است، حکایت کسی است که ازدواج نکند و لکن بگوید امیدوارم فرزندی داشته باشم. همانطوری که چنین فردی احمق محسوب می شود، از حماقت است کسی که به رحمت خدا چشم بدوزد ولی عمل صالحی انجام ندهدو از کار زشتی نپرهیزد. چرا که «ان رحمت الله قریب من المحسنین».(2) و نیز می فرماید : ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمة الله. (3) یعنی مقام رجاء فقط لایق کسانی است که ایمان آورده و هجرت و جهاد نمودند و بدیهی است مومن گنهکار در جمله این گونه افراد نیست.
به امام صادق (ع) عرض شد: إِنَّ قَوْماً مِنْ مَوَالِيكَ يُلِمُّونَ بِالْمَعَاصِي وَ يَقُولُونَ نَرْجُو. گروهى از دوستان شما مرتكب گناهان مي شوند و مي گويند: ما اميدواريم،
فَقَالَ ـ علیه السلام ـ كَذَبُوا لَيْسُوا لَنَا بِمَوَالٍ أُولَئِكَ قَوْمٌ تَرَجَّحَتْ بِهِمُ الْأَمَانِيُّ مَنْ رَجَا شَيْئاً عَمِلَ لَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْه. دروغ گويند. دوست ما نيستند، آنها مردمى باشند كه آرزوها ايشان را به اين سو و آن سو برد، هر كه به چيزى اميدوار باشد، در راه رسيدن به آن كار كند، و هر كه از چيزى ترسد از آن بگريزد.(4)
و نیز فرمود : امام صادق (ع) مي فرمود: مؤمن، مؤمن نباشد تا آن كه ترسان و اميدوار باشد، و ترسان و اميدوار نباشد تا براى آنچه مي ترسد و اميدوار است عمل كند.(5)
آری ؛ غفلت از ذکر و یاد خداوند، ضعف در خداشناسی و سستی در ایمان به خدا و پیامبر و اهل بیت، ضعف در خودشناسی، ضعف در شناخت حقایق امور و ... مجموعه عللی هستند که موجب می شوند انسان مومن گناه کند.
به یقین کسی که خدای بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهای خودش ببیند، هرگز به خود اجازه نمی دهد، که در محضر او، دست به سوی گناه دراز کند. کسی که قیامت و حسابرسی اخروی را باور دارد، هیچ گاه خود را گرفتار شهوت رانی و شهوت پرستی نخواهد کرد. به یقین کسی که به گوهر عظیم و گرانقدر خود واقف باشد و عظمت وجود انسانی را درک کند، هرگز حاضر نیست که وجود خود را با دنباله روی از شهوات و خواهش های نفسانی تا سرحد حیوانات پایین آورد.پیروی از خواهش های نفسانی، آثار زیانبار روحی و جسمی و اجتماعی فراوانی را در پی دارد که اگر انسان اندکی به آنها توجه کند هرگز به دنبال هواهای نفسانی نخواهد رفت.
هر چه غفلت گستردهتر و پر دامنهتر گردد، غرور نیز گسترش پیدا نموده و بسترساز رشد رذیله غرور و تکبر در وجود آدمی میگردد. کافی است چنین فردی حداقل در وجود خود کمی بیندیشد که، انسان یک موجود ممکن و ضعیفی است که از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است که در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان: «خلق الانسان ضعیفاً». (6)
نظر به طولانی شدن پاسخ، مطالب تکمیلی در این باب را می توانید در کتاب هایی که در ذیل معرفی می شود مطالعه کنید:
1- اخلاق، ترجمه الاخلاق، اثر مرحوم شبر، انتشارات هجرت
2- گناه شناسی، از آقای محسن قرائتی
3- موعظه، از آیت الله ضیاء آبادی
4- پیام قرآن ،ج 6 از آیت الله مکارم شیرازی
و یا از بخش تلفنی مرکز با شماره 09640 بپرسید.
پی نوشت ها :
1. اخلاق ، مرحوم شبر، ترجمه الاخلاق ، انتشارات هجرت، 1378، ص 320 .
2. اعراف (7) آیه 56 .
3. بقره (2) آیه 218 .
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه. ش، ج2، ص 68 .
5. همان ، ج2 ، ص 71.
6. نساء (4) آیه 28.






