آیا به جای اینکه یک ماه در سال را روزه بگیریم تا درک کنیم فقرا و مستمندان در طول سال چه سختی را تحمل میکنند, بهتر نبود که یک ماه از سال را به فقیران و مستمندان کمک می کردیم؟تا فقرا هم برای یک ماه طعم بی نیازی را بچشند؟اینکه ما درک کنیم که فقیران و مستمندان چه سختی را تحمل میکنند, ایا به انان کمکی می کند؟آیا از رنج و سختی که فقرا تحمل میکنند کم میکند؟
با سلام و تشکر از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به چند نكته توجه فرمائيد:
1. اگر چه يكي از خواص روزه گرفتن اين است كه انسان با تحمل تشنگي و گرسنگي به ياد فقرا و سختي هاي آنها مي افتد، ولي اين تمام حكمت و فلسفه روزه گرفتن نيست. بلكه اساسا روزه تاثيرات عميق معنوي و جسماني براي هر فرد دارد كه جز با روزه گرفتن نمي تواند به آن برسد«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛(1) اى افرادى كه ايمان آوردهايد! روزه بر شما نوشته شده، همانگونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهيزكار شويد.»
پتمرين صبر و استقاوت ،پرورش روحيه تقوا و مقاومت در برابر شهوات و ... يا رسيدن به سلامت جسماني و دفع يا كاهش بسياري از امراض و ... همگي از تاثيرات روزه است كه اهميت اين حكم الهي را نشان مي دهد كه به چند نمنه از روايات در اين زمينه اشاره مي كنيم: حضرت فاطمه(س) فرمودند:خداوند متعال روزه براي تثبيت اخلاص در بندگان واجب نمود (2) و يا در روايتي ديگر پيامبر اسلام هفت ثمره براي روزه ذكر مي نمايند نظير ذوب شدن گوشت حرام و كفاره گناهان و قرب به رحمت الهي و امان از آتش جهنم و ...(3)
لذا بر فرض هم كه براي فردي يكي از اين تاثيرات نظير افتادن به ياد فقرا حاصل نشود و يا در صورت حصول اين تذكر در فرد عملا تاثيري در سرنوشت فقرا نداشته باشد باز هم لزوم رعايت اين حكم الهي از بين نمي رود.
2. حتي اگر هم به دنبال جلب كمك بيشتر براي فقرا باشيم با توجه به اين كه به لحاظ روانشناسي انساني كه درد و رنج كسي را با عمق جان دريافت كرده باشد و تجربه نموده باشد. بيش از كساني كه صرفا چيزي شنيده اند انگيزه كمك و ياري مي يابد، خصوصا اينكه تاكيدات و سفارشات لازم براي تحريك افراد در كمك به فقرا به شيوه هائي كه شما اشاره نموديد در معارف دين به اندازه كافي وجود دارد، اما افراد زيادي از كنار اين همه سفارشات به راحتي عبور مي كنند. چون خود رنج محروميت را نچشيده اند و لذا روزه گرفتن از روي اجبار عملا آنها را با اين محروميتها مواجه مي كند و تاثير بيشتري در جلب كمك اين افراد براي فقرا به دنبال خواهد داشت خصوصا اينكه پايان ايام روزه را خداوند با زكات فطره و كمك ويژه به فقرا قرار داده است .
3. اگر هم روزه گرفتن اغنيا عملا تاثيري در افزايش كمك آنها به فقرا نداشته باشد، حداقل در آن بستر از زمان كه همه روزه مي گيرند و گرسنگي را مي چشند فقرا و مساكين با همين احساس كه ديگران نيز همانند آنها گرسنه هستند اند. كي احساس همدردي و داشتن درد مشترك را در اين همراهي اغنيا با خودشان احساس مي كنند ودر تحمل ناداري ها تسكين مي يابند.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 183.
2. شيخ صدوق، علل الشرائع، انتشارات مكتبة الداورى، بي تا، ج1، ص 248.
3. همان، ج 2، ص 379.






