سلام
ممنون از سایت خوبتون
من پسری هستم که عاشق دختری شدم،الآن حدود 3 ماه از ارتباطمون میگذره هم من خیلی دوسش دارم هم اون منو خیلی دوس داره ولی من متوجه شدم که خانواده ی اون و رسمو روسوماتشون با ما خیلی فرق میکنه،به خاطر همین من بهش گفتم ما با هم خیلی تفاوت داریم،هم خانواده ما هم خانواده اون دختر مذهبی هستن
چند مدت پیش که رابطم رو میخواستم باهاش قطع کنم بهم گفت که دو بار عاشق شده با پسر اولی که 1 سال از خودش کوچیکتر بوده 3 سال ارتباط داشته و با خانوادشون هم رابطه داشته،با پسر دومی نمیدونم چقدر رابطه داشته ولی میدونم که پسره برای خواستگاری از اون با خونوادش صحبت کرده که قبول نکردن،توی این جدایی ها هر دو تا پسرا مقصر بودن،حالا این دختر که از من 2 سال بزرگتره قسم میخوره به خدا،قرآن و خاک داداشش که عشقش به من یه عشق عمیقه و با عشقهای قبلیش خیلی فرق دارم،میگه اگه اون دو تا پسر واقعا عاشقش بودن به خاطرش میجنگیدن ولی خیلی راحت دل بریدن،هنوزم منو خیلی دوس داره،خیلی قسم میخوره که نمیتونه منو فراموش بکنه،نمیدونم با ارتباط هایی که قبلا داشته میتونم بازم دوسش داشته باشم،میتونم بازم باهاش ارتباط داشته باشم یا نه؟؟؟
تو رو خدا کمکم کنید،از این طرف فکرو خیال این دختر زندگیمو داغون کرده از طرفی 3 ماه دیگه کنکور دارم،خیلی فکرم مشغوله

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

اگر چه دوست داشتن و عاشق شدن حق طبیعی شما و دیگر جوانان است و همه جوانان مثل شما روزی باید با ازدواج سالم و موفق، تشکیل زندگی مشترک و مستقلی بدهند و از بودن در کنار همسرشان لذت ببرند اما، با این راهی که شما و آن دختر در پیش گرفته اید و ارتباطات پنهانی و دوستانه ای را با جنس مخالف برقرار کرده اید در واقع، به بی راهه رفته اید و از آن هدف متعالی کیلومتر ها فاصله گرفته اید. اگر زود نجنبید و از مسیر اشتباه خود برنگردید، ممکن است تمام آسیب های ناخوشایند و پیامدهای منفی روابط دوستانه و پنهانی دختر و پسر به سراغ تان بیاید و نه تنها شما را از ازدواج سالم و موفق به کلی محروم سازد بلکه، مشکلات پیچیده و سختی را فرا روی شما و خانواده هایتان قرار دهد.
این را بدانید که اصولاً عشق و عاشقی های دوران نوجوانی و جوانی، معیار مناسبی برای انتخاب همسر نمی باشد بلکه در کنار آن بایستی به معیارهای اساسی تر و مؤلفه های مهمتر که در همه ازدواج های سالم مورد لحاظ است، توجه داشته باشید و آنها را مد نظر قرار دهید. قبل از هر چیز باید ببینید که آیا خودتان شرایط ازدواج را دارید یا نه؟ آیا می توانید زندگی مشترکی را اداره کند و مسئولیت اداره آن را به دوش بکشید؟ با این سنی که دارید طبیعتاً این آمادگی در شما شکل نگرفته است و هنوز شرایط کافی و لازم ازدواج را ندارید. از طرف دیگر، حتی اگر شرایط ازدواج را داشته باشید و از برخی امکانات و مزایایی بهرمند باشید که با آن بتوانید بدون کمترین دغدغه ای قضیه ازدواج خود را دنبال کند، باید ببینید که طرف مقابل تان و دختر مورد نظر شرایط همسری با شما را دارید؟ و فرد مناسبی برای ازدواج با شما هست یا نه؟ طبیعتاً ازدواج زمانی مناسب خواهد بود که همسر آینده شما در معیارها و ملاک های اساسی ازدواج بیشترین تناسب و همخوانی را با شما داشته باشد. مهمتر از همه، باید برای رسیدن به خواسته خود از راهش اقدام کنید تا زودتر و راحت تر به نتیجه برسید. در قضیه ازدواج و همسرگزینی، چارچوب های شرعی و ضوابط عقلی و عرفی حکم می کند که اگر شما دختری را برای ازدواج می پسندید و دوست دارید در آینده با او ازدواج کنید، بیش از برقرای هر گونه رابطه دوستانه و پنهانی، از طریق خانواده ها وارد شوید و با انجام خواستگاری رسمی، در یک فضایی مناسب و رسمی، زمینه گفتگوهای طرفینی و بررسی بهتر را فراهم گردانید تا اگر در معیارها و ملاک های اساسی ازدواج با آن دختر تناسب و همخوانی داشتید و خانواده ها نیز موافق ازدواج تان بودند، قضیه ازدواج خود را تا رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال کنید اما، اگر به جای این کار، راه انحرافی در پیش بگیرید و روابط دوستانه ای با آن دختر برقرار کنید مسلماً نتیجه مطلوبی نخواهید گرفت. حتی اگر به درد ازدواج هم بخورید باز از آنجا که خانواده ها از ابتدا در جریان نبوده اند، ممکن است به همین جهت، با ازدواج تان مخالفت کنند و مانع ازدواج تان گردند.
از آنجا که دختر مورد نظر دو سال از شما بزرگتر است، معلوم می گردد که لااقل در معیار سن با شما تناسب کافی ندارد و اگر معیارهای دیگر ازدواج را نیز بررسی کنیم باز ممکن است تفاوت های دیگری نیز با او داشته باشید که جملگی سلامت ازدواج تان را زیر سؤال می برد. از طرف دیگر، با ارتباط های که آن دختر با دیگران داشته در آینده زندگی شما نقش منفی بازی می کند و باعث برانگیختن احساس بدبینی و سوءظن می گردد و زندگی تان را به نابودی می کشاند از این روی، بهتر است از این ازدواج صرف نظر کنید و به ارتباط دوستانه خود با آن دختر خاتمه دهید و ارتباط تان را قطع کنید و او را به کلی به فراموشی بسپارید.
این را نیز بدانید که اگر شرایط ازدواج را فعلاً ندارید بهتر است فکر و ذهن خود را به امور مهم تر و به ادامه تحصیل معطوف کنید. رابطه دوستانه با جنس مخالف گذشته از این که شما را از ازدواج سالم و منطقی محروم می کند باعث وابستگی روانی عاطفی، دل مشغولی و اشتغالات ذهنی فراوان و آسیب های دیگر می کند و عملاً شما را از مهمترین امور زندگی و مسائلی که موجب پیشرفت و ترقی تان می گردد باز می دارد.