شاید در بعضی از موارد زیر و در ترجمه بشه ایراد گرفت، اما مورد اول جالب توجهه! خوب فکر کردن در موردش ضرری هم نداره...شما چه فکری میکنین
اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید. تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.
سوره ابراهیم، آیه 4
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید.
و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.
سوره النحل (زنبور)، آیه 36
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ
ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد
برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد.
سوره یونس، آیه 47
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید.
دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت.
سوره الشعراء (شاعران)، آیه 195، 198، 199
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ، وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ، فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
195 و آن (قرآن) به زبان فصیح عربی آمد 198 و اگر آن را برای مردمی که عربی نمیدانند نازل میکردیم،199 محال بود که آن را بفهمند و به آن ایمان بیاورند.
یکبار دیگر به وضوح میگوید که قرآن برای عرب زبانها آمده است. نه برای ما پارسی زبانها.
سوره سجده، آیه 3
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۚ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
ای محمد قرآن را برای قوم تو فرستادیم چون پیش از تو رسولی برای آنها نیامده بود تا تو بر آنان رسولت کنی و شاید که هدایت شوند.
ما زرتشت را داشتیم که یکی از چهار پیامبر کتابدار و مورد قبول الله و محمد هستند. هیچ لزومی نداشت که به ما حمله کنند و آن قتل و غارت و برده گیری را راه بیاندازند. شرایط هنوز هم عوض نشده است. هنوز هم زبان ما پارسی است و فرهنگمان را هم از دست نداده ایم و عرب نشده ایم. بنابراین پیامبر ما طبق دستور الله زرتشت است و دین ما باید زرتشتی باشد.
سوره انعام (چهارپایان)، آیه 92
وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ،
اين نیز كتاب آسمانی مباركی است كه ما نازل كردهايم، تصدیق کنندهٔ كتب آسمانی پيشين. باشد كه به مهم ترين جامعه (مکه) و به مردم حوالی آن هشدار دهی. آنان كه به آخرت ايمان دارند، به اين (كتاب) ايمان می آورند و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا می آورند.
این آیه ثابت میکند که محمد فقط برای پیامبری مکه و اطراف آن فرستاده شده. بنابراین حتی ایرانیانی که خود را عرب زبان میدانند نباید از او پیروی کنند چون آنها در ایران زندگی میکنند، نه در مکه و حوالی.
سوره انعام (چهارپایان)، آیه 130
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنفُسِنَا ۖ وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ
ای جنها و انسانها، آيا از ميان خود رسولانی دريافت نكرديد كه آيات مرا برايتان خواندند و شما را دربارهٔ ملاقات اين روز هشدار دادند؟ آنها خواهند گفت: "ما عليه خود شهادت می دهيم." آنها كاملاً سرگرم زندگی دنيوی شدند و عليه خود شهادت خواهند داد كه كافر بودند
محمد پیامبری از میان ما نیست. پیامبری که از میان ما است زرتشت است.
سوره فصلت (جزییات)، آیه 3
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
کتابی آسمانی که آيات آن با تمام جزئيات بیان شده است، در قرآنی عربی، برای مردمی که عربی می دانند
یکبار دیگر، قرآن عربی برای مردم عرب زبان. نه برای ما مردم پارسی زبان. بیخود نیست که آخوندها سعی دارند که زبان ما را عربی کنند تا از نون خوردن نیفتند.
سوره یوسف، آیه 2
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل كرده ايم، تا شما بفهميد
این را به محمد و مردم مکه و حوالی میگوید. نه به پارسی زبانان ایرانی که عربی نمی فهمند.
نظایر این را در چندین نقطه دیگر در قرآن میتوان یافت مثل:
سوره رعد، آیه 37
سوره طه، آیه 113
سوره الزمر، آیه 28
سوره الزخرف، آیه 3 و آیه 44
سوره الاحقاف، آیه 12
سوره النمل
سوره توبه، آیه 128
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم هر پيامبري به طور طبيعي در قومي و منطقه اي مبعوث مي شود و هدايتگري اش را بايد از جايي شروع کند و طبيعي است که بايد همزبان قومي باشد که بين آنان مبعوث شده تا بتواند با آنان ارتباط برقرار کند و قوم، زبان و پيام او را بفهمند. همه پيامبران بعد از انذار و دعوت قومي که بين آنان مبعوث شده اند، اگر برايشان امکان داشته، افراد و اقوام ديگر و اهل زبان هاي ديگر را هم دعوت کرده اند و لازم هم نبوده که کتابش هم به زبان آنان باشد، زيرا کتاب را ترجمه کرده و براي استفاده در اختيار آنان قرار مي دهد. البته خود پيامبر مي توانسته به اراده خدا بدون تعليم و فراگيري زبان آنها را بداند و بفهمد.
علاوه این که درست است که در بخشي از آيات قرآن، سخن از بعثت پيامبر براي هر قومی از خود آن قوم (مثل آیات بالا که نقل کرده اید) و بعثت پیامبربرای قوم خود، يا حتي اهل مكه و اطراف آن و... آمده است، اما بخش ديگر از آيات هم او را پيامبر براي تمام عالميان و براي تمام كساني كه پيام او بدان ها برسد، معرفی کرده است از جمله:
و ما أرسلناك الاّ كافةً للناس بشيراً و نذيراً؛ ما تو را بشارت دهنده و ترساننده، براي عموم مردم فرستاديم".(1)
نيز فرمود: "و ما أرسلناك الا رحمةً للعالمين؛ ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم".(2)
از اين رو مي بينيم قرآن در دعوت هاي خود از لفظ "الناس" بهره گرفته و مي گويد: "يا أيّها النّاس قدجائكم الرّسول بالحقّ من ربّكم فآمنوا خيراً لكم؛ اي مردم، رسولي از جانب پروردگار شما به حق نزد شما آمده است. پس به او ايمان بياوريد كه براي شما بهتر است".(3)
البته رسول گرامي اسلام(ص) هم زماني كه دعوت خويش را آغاز كرد، به طور طبيعي انذار خود را در مرحله نخست، متوجه قوم خود فرمود تا جمعيتي را كه پيش از او براي آنان بيم دهنده اي نيامده بود، انذار كند:
"بل هو الحق لتنذر قوماً ما أتاهم من نذيرٍ من قبلك؛ اما اين سخن حقي است از سوي پروردگارت تا گروهي را انذار كني كه پيش از تو انذار كننده اي براي آنان نيامده است".(4)
اين به معناي آن نبود كه قلمرو رسالت وي،محدود به ارشاد گروهي خاص است. بدين جهت گاه مي بينيم كه قرآن در عين اين كه جمعيت خاصي را مورد دعوت قرار مي دهد، بلافاصله آن را براي همه كساني كه دعوت او مي تواند به آنان برسد، حجت مي شمرد و مي فرمايد:
"و أوحي إليّ هذاالقرآن لانذركم به و من بلغ؛ اين قرآن بر من وحي شده تا به آن، شما و همه كساني را كه اين پيام به آنان مي رسد،انذار كنم".(5)
بديهي است كه پيامبران در درجه نخست بايستي قوم خود را به آيين خويش دعوت كنند، خواه دعوت آنان جهاني باشد، خواه منطقه اي. قرآن در اين مورد يادآور مي شود كه:
"هيچ پيامبري را جز به زبان قوم خويش نفرستاديم".(6)
همان گونه كه مثلاً مسيح را با همان زمان قوم خود فرستاد، اما امروز در تمام نقاط عالم و سرزمين ها با زبان هاي مختلف به مسيح و دين او اعتقاد دارند و به او دعوت می کنند.مگر مسيح، پيامبر امت هاي گوناگون در جهان نيست ؟ آيا بايد آنان به اين بهانه که مسيح عبري بوده، از پيروي او خود را محروم کنند؟
اصولا مگر حق به زبان خاص تعلق دارد؟ آيا ما خود را از ميراث پزشکان دانشمند در گذشته به اين بهانه که زبان آنان فارسي نبوده ، محروم مي کنيم؟ يا پزشکان فارسي زبان گذشته را فقط به خودمان اختصاص داده و ديگران را از استفاده از ميراث علمي آنان منع مي نماييم؟ آيا معارف توحيد و نبوت و معاد و اخلاق انساني و دستور عمل هاي حياتبخش را بايد چون به زبان عربي نازل شده اند، به کنار نهيم؟
پيامبران همگي فرستادگان يک خدا براي هدايت انسان ها به سوي سعادت هستند. هر پيامبري همه پيامبران قبل از خود را تصديق کرده و تاييد نموده، به پيامبران بعد از خود بشارت داده و پيروانش را به اطاعت از آنان فرا خوانده، همگي پيامبران گذشته به آمدن پيامبر خاتم بشارت داده، پيروان خود را به اطاعت از او فراخوانده اند. حالا چگونه ممکن است ما پيرو زرتشت به عنوان پيامبر فارسي زبان باشيم و به پيامبر خاتم که سيد و سالار پيامبران است، ايمان نياوريم؟ آيا در قيامت زرتشت ما را توبيخ نخواهد کرد که چرا به سيد و سالار ما ايمان نياوردي؟ آيا اگر خود زرتشت زنده بود، با افتخار به او ايمان نمي آورد؟
چرا در معنويات زبان و وطن و مکان را دخالت مي دهيم؟ مگر معنويات تابع زمان و مکان هستند؟ آيا خداپرستي و يکتا پرستي ربطي به فارسي و عربي بودن دارد؟
بنا بر اين درست است که هر پيامبري به زبان قومي که بين آنان مبعوث شده، سخن مي گفته است و ...؛ ولي بدين معنا نيست که بايد فقط تابع پيامبراني باشيم که به زبان خودمان سخن گفته اند و پيامبراني که به زبان ديگر سخن گفته اند، به ما ربطي ندارند و نبايد پيرو آنان شويم و از ميراث وحياني و هدايتي آنان بهره بگيريم.
اصولا ما زرتشت و محمد را می پرستیم یا خدای زرتشت و محمد را؟ زرتشت و محمد برای ما به عنوان خودشان (بدون توجه به نبوتشان) مورد احترام و اسوه و الگو و محبوبند یا بدین جهت که رسول خدا و محبوب خدا هستند؟
اگر ما تابع زرتشت و محمد به عنوان شخص باشیم که شرک و کفر است و اگر تابع آنها به عنوان پیامبر باشیم، باید با آمدن پیامبر بعد که تصدیق کننده پیامبر قبل است، ضمن قبول پیامبر قبل تابع پیامبر بعد شویم.
بنا بر این نبوت پیامبر اسلام متوجه همه مردم و همه عالمیان است و این هم عموم مکان ها را در بر می گیرد. یعنی به قومی اختصاص ندارد و هم همه زمان ها را در بر می گیرد یعنی به زمانی اختصاص ندارد. در ضمن علاوه بر اینها قرآن به صراحت ایشان را "ختم کننده" سلسله پیامبران شمرده است:
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّين (7)
محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست. او رسول خدا و خاتم پيامبران است.
در روایات هم تصریح شده که بعد از ایشان دیگر پیامبری نبوده و وحی جدید نازل نمی شود.
ما ایرانی ها هم اگر بخواهیم به واقع تابع زرتشت باشیم باید تابع پیامبر اسلام شویم زیرا زرتشت از جانب خدایی پیامبر بوده که پیامبر اسلام را به عنوان آخرین پیامبر فرستاده و قبول نکردن پیامبر اسلام یعنی رد زرتشت و خدایِ زرتشت.
پي نوشت ها:
1. سبا (34) آيه 28.
2. انبياء (21) آيه 107.
3. نساء (4) آيه 170.
4. سجده (32) آيه3 .
5. انعام (16) آيه 19.
6. ابراهيم (14) آيه4.
7. احزاب (33) آیه 40.






