با سلام و عرض خدا قوت
چطور می توان به وجود خدا یقین پیدا کرد بنده تمام راههای عقلی و برهان هایی که در کتابها دینی وبینش دوران تحصیل را مطالعه کرده ام و می خواهم که یقین پیدا کنم که خدایی وجود دارد تا با عشق و علاقه بیشتری عبادت و وظایف دینی خود را انجام دهم و ضمنا با جملاتی از این قبیل که "احتیاط نشانه عقل است و اگر جهان آخرتی وجود داشته باشد مومن ضرر نمی کند که گناه نکرده نیز کنار نمی آیم" با تشکر از شما
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا باید گفت: خد ا وند از راه های گوناگون و متفاوت قابل شناخت و اثبات است. راه هایی که بعضی بسیار ساده و در خور فهم عموم است و بعضی در حدّ متوسط و بعضی بسیار دشوار و پیچیده اند. براهین خداشناسی به سه طریق برهان فطرت و برهان نظم و برهان علیت تقسیم شده اند.
راه فطرت مطمئن ترین راهی است که هر انسان بی غرضی را مستقیماً به سوی معبود رهنمون می کند.
راه فطرت به چند دلیل بهترین راه خدا شناسی است:
1ـ این راه به مقدمات فنی و پیچیده نیازی ندارد و نیز با ساده ترین بیان، می توان آن را مطرح کرد. علاوه بر این، برای همه مردم و در همه سطوح قابل فهم و درک است.
2ـ این راه مستقیماً به سوی خدای دانا و توانا رهنمون می کند.
3ـ اگر این راه با تأمّل و تفکّر همراه شود، حالت عرفانی و شناخت خاصی نسبت به معبود پیدا می شود.
به همین جهت است که اولیای الهی و رهبران دینی برای شناساندن خدا از این راه استفاده کرده و همگان را به پیمودن آن دعوت کرده اند.
شخصی خدمت امام صادق (ع) عرض کرد: خدا را به من چنان معرفی کن که گویی او را می بینم،حضرت از او سؤال کرد: آیا هیچ وقت از راه دریا مسافرت کردهای؟ (گویا حضرت توجه داشتند به این که قضیّه برای او اتفاق افتاده است) گفت: آری. گفتند: اتفاق افتاده است که کشتی در دریا بشکند؟ گفت: بلی، اتفاقاً در سفری چنین قضیّه ای واقع شد. گفتند: به جایی رسیدی که امیدت از همه چیز قطع شود و خود را مُشرف به مرگ ببینی؟ گفت: بلی چنین شد. گفتند: در آن حال امیدی به نجات داشتی؟ گفت: آری. گفتند: در آن جا که وسیله ای برای نجات تو وجود نداشت، برای چه به کسی امیدوار بودی؟
آن شخص متوجه شد که در آن حال گویا دل او با کسی ارتباط داشته، در حدّی که گویی او را می دیده است. این همان حالتی است که گفتیم گاهی توجه انسان از همه بریده می شود و آن حالت به انسان روی می دهد که رابطة قلبی خود با خدا را در می یابد. (1)
بیان معجزهآسای امیرالمومنین در باره نشانه های وجود خداوند نیز چنین است:
«دلّت علیه اعلام الظهور وامتنع على عین البصیر، فلا عین من لم یره تُنکره ولا قلب من اثبته یُبصره فهو الّذی تشهد له اعلام الوجود على اقرار قلب الجحود؛(2) نشانههای آشکار بر وجود خدا دلالت دارد، و به چشم بیننده در نیاید، نه چشمی که او را ندیده، انکارش کند و نه دل کسی که باورش نموده، او را میبیند. او کسی است که نشانههای هستی بر اقرار قلبی منکرانش گواهی میدهد».
در دعای عرفه سالار شهیدان آمده:
« الهی ترددی فی الاثار یوجب بعد المزار کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر الیک ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک، حتی یکون هو المظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی تکون الاثار هی التی توصل الیک، عمیت عین لاتراک علیها رقیبا؛(3) الهی اگر به یکایک آثار وجود تو برای شناختت توجه نمایم، مرا از وصال معرفت تو دور میکند، چگونه استدلال نمایم بر تو به چیزهایی که در وجودش محتاج تو هستند؟ آیا برای غیر تو ظهوری است که برای تو نباشد تا آن غیر (آثار) ظاهر کننده و اثبات کننده وجود تو باشند ؟ غایب نبودهای که نیازمند دلیل بر اثبات تو باشیم، دور نیستی تا این که آثار ما را به تو برساند، کور است چشمی که تو را بر مظاهر عالم نمیبیند.
بر اساس این آموزه متعالی معلوم میشود که چه بسا راه استدلال و برهان مانع شناخت و معرفت الهی میشود . راه شناخت و معرفت وصال را دورتر میکند، خداوند پیداتر از آن است که انسان برای اثبات او به دلیل و برهان متوسل گردد. از این رو برخی از عارفان نکته آموزنده با الهام از این دعای نورانی میگوید:
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غایب نبودهای که شوم طالب حضور پنهان نبودهای که هویدا کنم تو را
با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را (4)
با توجه به این بیان حال باید گفت: رسیدن به مرتبه باور قلبی و یقین آرزوی همة مؤمنان و بندگان صالح خداست و نرسیدن به این درجات بالای معرفتی، کاستی برای شما محسوب نمیشود، بلکه انسان باید همواره با تحقیق و مطالعه و تفکر و انجام راهکارهایی که در آیات و روایات به آنها اشاره شده، تلاش کند معارف دینی خود را به باروهای عمیق قلبی تبدیل کند.
وجود برخی شبههها و تردیدها همچون برخی بیماری ها که انسان را متوجه برخی مشکلات اساسی جسمی می کند ،نعمتی است که می تواند انسان را به سر منزل سلامت روح و روان برساند. چون شک پل خوبی است اما منزلگاه خوبی نیست .
یعنی باید تلاش کنید از شک و تردید مسیری بیابید برای رسیدن به معرفت یقینی و آرامش فکری ،نه اینکه متوقف شوید.
اما برخی راهکارها که برای رسیدن به یقین و آرامش فکری و ثبات عقیده، مفید است:
1ـ تفکر خصوصاً در شب ها و سحرها که دلمشغولی ها و سر و صداهای دنیا به حداقل رسیده، تدبر و تأمل در خلقت آسمان و زمین نگاه به آسمان و احساس کردن سیطره خداوند بر همه عالم.
2ـ دیدار با علما و اهل معرفت؛ زیرا ملاقات با کسانی که نمونههای عینی یقین و رسیدن به مقصد هستند ،بهترین عامل حرکت و برطرف کننده تردیدها برای کسی است که قصد رسیدن به آن درجه و هدف را دارد.
3ـ جدیت در عبادات و تلاش پیگیر در مسیر بندگی؛ زیرا به فرموده قرآن عبودیت ، زمینهساز رسیدن به یقین است :«وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقين؛(5) و پروردگارت را عبادت كن تا يقين [مرگ] تو فرا رسد .
به این ترتیب که به خود بگویید: هرچند شاید خدایی نباشد اما خدایی را که انبیا و بسیاری از بزرگان از او خبر دادهاند ،تا آنجا که در توانم هست بندگی می کنم.
تلاش در راه رسیدن به این معرفت ضروری ،جهاد در راه خداست و کسی که در راه خدا جهاد کند ،خداوند او را هدایت می کند.(6) اما به جهت برطرف شدن این فشارها خواندن دعای عدیله در اوائل مفاتیح الجنان ( در وقتی که احساس می کنید از آرامش و اعتقاد بهتری برخوردارید) بسیار مفید است.
پینوشتها:
1. صدوق، توحید، نشر جامعه مدرسین قم، ص 231.
2. نهج البلاغه، نشر موسسه امیر المومنین قم 1375 ش ، خطبه 49.
3. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی تهران، ص 496.
4. فروغی بسطامی، دیوان، نشر دار الکتب اسلامیه تهران بی تا، ص1 .
5. حجر (15) آیه 99.
6. عنکبوت (29) آیه 69.






