با سلام و خدا قوت چندتا سوال داشتم
با توجه به آیه 57 سوره غافر چرا آفرینش آسمان و زمین از آفرینش مردم مهمتر است با توجه به اینکه خدا در مورد خلقت آدم می گوید از روح خودم در او دمیدم؟
امام صادق شاگردی دراند به اسم ابو شاکر مه با مناظره می کنند در مورد مسایل مختلف.از جمله مرگ.امام صادق در جواب ابو شاکر می فرماید مرگ برای همه است وهمه پیامبران میمیرند همانطور که پیامبر مردند.آیا چنین چیزی صحت دارد اگر دارد پس حضرت ادریس ،خضر،عیسی....لطفا توضیح دهید
مرسی یا حق
پرسش 1:
متفرقه
شرح : با سلام و خدا قوت چندتا سوال داشتم با توجه به آيه 57 سوره غافر چرا آفرينش آسمان و زمين از آفرينش مردم مهمتر است با توجه به اينکه خدا در مورد خلقت آدم مي گويد از روح خودم در او دميدم؟
پاسخ:
آيه اي که شما به آن اشاره کرديد اين است:
لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبرَُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُون؛ (1) آفرينش آسمان ها و زمين از آفرينش انسان ها مهمتر است، ولى بيشتر مردم نمىدانند
اما خداوند منان در قرآن مجيد از کرامت و ارجمندي انسان و برتري او بر بسياري از موجودات ديگر سخن به ميان آورده است که در ذيل آيه را هم مي آوريم:
و در پاسخ سوال شما عرض مي کنيم:
آفريدن آسمان ها و زمين بزرگ تر از آفريدن مردم است، پس براى مردمى كه در خلق و آفرينش ضعيفترند، شايسته نيست كه در مقابل آنچه كه از او بزرگ تر است تكبّر نمايند و كبر بورزند براي همين فرموده است:
آفريدن آسمان ها و زمين بزرگ تر از آفريدن مردم است و خداوند نفرموده است: خود آسمان ها و زمين بزرگ تر است.
تا اشاره و اعلام به اين مطلب نموده باشد كه صورت خلقى و آفرينشى آسمان ها و زمين بزرگ تر از صورت ظاهري و آفرينشي انسان است، ولى نشئه روحى انسانى به مراتب بزرگ تر از صورت آسمان ها و زمين است.
و مجادله كننده از مقام روحى امرى خويش به صورت خلقى و آفرينشى تنزّل نموده گويى كه اصلا نشئه روحى ندارد.(2)
و در برتري روحي انسان ها بر آسمان و زمين به اين آيه اشاره مي کنيم :
- وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنىِ ءَادَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلىَ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا ؛ (3) ما آدميزادگان را گرامى داشتيم و آنها را در خشكى و دريا، (بر مركب هاى راهوار) حمل كرديم و از انواع روزي هاى پاكيزه به آنان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از موجوداتى كه خلق كردهايم، برترى بخشيديم.
اما اصل کرامت و شرافت انسان، از دو ناحيه قابل برّرسي است:
1. کرامت ذاتي، يعني انسان از نظر ساختار وجودي و امکانات، برتري دارد، که نشانه عنايت ويژه خداوند به نوع انسان است. انسان بر خلاف حيوان و فرشته، از شهوت و عقل برخوردار است.
2. کرامت اکتسابي، يعني انسان در پرتو ايمان و عمل صالح، کمالاتي را به دست مي آورد. از جهت همين کمال اختياري است که ميتواند به مراتب بالاي هستي دست يابد و از فرشتگان نيز برتر شود. مقام والاي انساني نيز از طريق دست يافتن به کمال اختياري تحقق مي يابد.
انسان، تنها موجودي است که از نيروهاي مختلف مادي و معنوي تشکيل شده و در لابه لاي تضادها ميتواند پرورش پيدا کند و استعداد تکامل و پيشروي نامحدود دارد. امام علي(ع) در اين باره ميفرمايد: "خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفريد: فرشتگان، حيوانات و انسان ها. فرشتگان عقل دارند، بدون شهوت و غضب. حيوانات مجموعهاي شهوت و غضباند و عقل ندارند. اما انسان مجموعهاي است از هر دو؛ هم عقل دارد و هم شهوت و غضب، تا کدامين غالب آيد. اگر عقل او بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است. اگر شهوتش بر عقلش چيره گردد، از حيوانات پستتر". (4)
در نتيجه، شرافت انسان در آن است که مي تواند در ميان تمايلات گوناگون و مختلف و تضادها و تعارضات دروني، زمينه و بستر تعالي و رشد خود را فراهم آورده، به سعادتي عظيم و غير قابل دسترسي ساير موجودات برسد.
بر اين اساس، روشن مي شود که ماهيت شرافت انسان، امري روحي و دروني است و به امور جسماني و ظاهري ربطي ندارد و اصولاً عظمت آفرينش آسمان و زمين نسبت به انسان هيچ منافاتي با شرافت ذاتي انسان ندارد.
دقت داشته باشيد مراد از روحي اين نيست كه خداوند مانند انسان روح دارد. بلكه منظور اين است كه از روحي كه خالق و مالكش منم در آن دميدم
پي نوشت :
1.غافر(40 ) آيه 57.
2. خانى رضا و حشمت الله رياضى، ترجمه بيان السعادة فى مقامات العبادة، ناشر مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پيامنور، چاپ تهران،سال 1372 ش، نوبت اول، ج12، ص449.
3. اسراء (17)، آيه 70.
4. مکارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، دار الکتب الإسلاميه، تهران، 1374 ش، ج 12، ص 200.
پرسش 2:
امام صادق شاگردي دراند به اسم ابو شاکر مه با مناظره مي کنند در مورد مسايل مختلف.از جمله مرگ.امام صادق در جواب ابو شاکر مي فرمايد مرگ براي همه است وهمه پيامبران ميميرند همانطور که پيامبر مردند.آيا چنين چيزي صحت دارد اگر دارد پس حضرت ادريس ،خضر،عيسي....لطفا توضيح دهيد مرسي يا حق
پاسخ :
پاسخ:
امام صادق (ع)با ابوشاکر چند مناظره داشته اند که تا جايي که بررسي شد مناظره مورد سوال در کتب روايي نبود.
در مورد حتمي و حق بودن مرگ و مردن هيچ ترديدي نيست و در چند آيه قرآن تصريح به آن شده است:
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ» (1) هر انسانى مرگ را مىچشد، سپس شما را بسوى ما بازمىگردانند.
« أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في بُرُوجٍ مُشَيَّدَة »(2) هر جا باشيد، مرگ شما را درمىيابد هر چند در برجهاى محكم باشيد
« لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »(3)
براى هر قوم و ملّتى، سرآمدى است هنگامى كه اجل آنها فرا رسد نه ساعتى تأخير مىكنند، و نه پيشى مىگيرند.
درباره مردن پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز قرآن مي فرمايد:
« إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ» (4)زمر ( اي پيامبر )تو مىميرى و آنها نيز خواهند مرد.
بنابراين از اول خلقت حضرت آدم (ع) تا امروز مرگ و مردن يک چيز حتمي و همگاني بوده و همه انسان ها اعم از اولياء الهي و پيامبران و به تعبير قرآن هر نفسي مرگ را چشيده و هنگامي که اجل و زمان مردن رسيد، مي ميرد.
اما در طول تاريخ انسان هايي بودند که عمر طولاني داشتند و بيش از اندازه عمر طبيعي بشر در اين جهان زندگي کردند مانند حضرت نوح که مشهور است که ايشان 2500 سال عمر کرد و قرآن مي فرمايد حضرت نوح 950 سال در ميان قومش پيامبري کرد. « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسينَ عاماً..»(5)و يا انسان هاي ديگري که پيامبر و اولياء خدا هم نبودند اما عمر طولاني داشتند ولي بالاخره مردند و از اين دنيا رفتند.
بعضي ديگر انسان ها هستند که عمر طولاني دارند و هنوز هم زنده هستند و در اين جهان زندگي مي کنند مانند پيامبران الهي که نام برديد و امام زمان (ع) که تا اين زمان 1173 سال عمر کرده اند. در مورد اين افراد بايد گفت اينها هم بالاخره مي ميرند و با مرگ از اين جهان مي روند ولي بنا بر مصلحت هايي خداوند عمر طولاني به اين افراد داده است. خداوند در يک آيه اي پايان اين جهان را چنين توصيف کرده که با دميدن در صور همه کساني که در آسمان و زمين هستند مي ميرند يعني با دميدن در صور چه کساني که تا آن وقت عمر طولاني داشته اند و هنوز زنده اند و چه غير از اينها هر کسي که زنده است مي ميرد و با مرگ از اين جهان مي رود: « وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ...»(6)؛ و در صور دميده مىشود، و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند مىميرند مگر كسانى كه خدا بخواهد.
پي نوشت ها:
1. عنکبوت(29)آيه57.
2. نساء(4)آيه78.
3. يونس(10)آيه 49.
4. زمر(39)آيه30.
5. عنکبوت،آيه14.
6. زمر،آيه68.






