سلام
من جوانی 27 ساله هستم،مهندس، شغل آزاد، شهرستان،در خانواده ای سنتی و مذهبی به دنیا آمده ام.دارای 4برادر و دو خواهر هستم همگی ازدواج کرده اند و من در کنار پدر و مادر پیرم هستم. با دوستانم خوشترم تا خانواده.اهل نماز و واجبات و دعا هم هستم.ناکامی های شغلی داشته ام.کمتر می خندم. چند ماهی است که به اصرار خانواده باید ازدواج کنم اما من مخالفم. زیرا احساس می کنم هنوز خودم را پیدا نکرده ام، هیچ انگیزه ای برای آینده ندارم، هیچ چیز مرا خوشحال نمی کند. چرا باید ازدواج کرد؟ چرا بچه دار شد. اخرش که باید از این دنیا برویم. همین الان اگر بگویند بیا جانت را بده می گویم بفرمایید.
خواهش می کنم استاد یا کتابی معرفی کنید که مرا از این سردر گمی و افسردگی نجات دهد.
یاحق

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

با این توصیفی که از خود بیان کردید، برخی از نشانگان افسردگی در شما یافت می شود و می توان گفت که شما خلق یک فرد افسرده را پیدا کرده اید اما، این به این معنا نیست که به آخر دنیا رسیده اید و دیگر امیدی به زندگی و بهبودی نیست بلکه، شما همانند همه انسان ها و افرادی که گاهی دچار بیماری جسمی و یا روحی و روانی می گردند، مستحق درمان و پیگیری روند بهبودی خود هستید تا به سلامت کامل نائل آیید. اگر قرار باشد هر فردی که دچار بیماری می گردد این گونه ناامید و دلمرده گردد، مسلماً باید اکثر قریب به اتفاق ساکنین کره زمین از هستی ساقط شوند در حالی که این گونه نیست و همواره همه انسان های واقع بین در حد وسع و توان خود برای ماندگاری و بقا تلاش می کنند و اگر بیماری و مرضی آنها را فرا بگیرد تا جای که امکان دارد در درمان آن می کوشند و راه های بهبودی خود را می یابند. ارتباط مکاتبه ای شما با این مرکز و درخواست کمک به معنای این است که هنوز نور امید در وجود شما وجود دارد و به کلی خاموش نشده است و روزنه ای کوچک به سوی فردای بهتر و سلامت کامل روح و روان وجود دارد پس باید تا به این مقدار به شما تبریک گفت و دست شما را گرفت و از این حالتی که هستید خارج نمود.
برای درمان افسردگی، ابتدا باید ریشه­ها و عوامل ایجاد کننده آن را شناسایی نمود و درمان را از آنجا آغاز کرد. بخشی از خلق افسرده شما می تواند ناشی از ناکامی های شغلی تان باشد که علی رغم تحصیلاتی که دارید هنوز نتوانسته اید شغل مناسب خود را بیابید. بخشی دیگری از آن می تواند ریشه در کمال گرایی منفی شما داشته باشد و این مسئله از جمله شما آنجا که می فرمایید: « احساس می کنم. هنوز خودم را پیدا نکرده ام» مشهود است و نشان می دهد که شما تا حدودی افکار کمال گرایانه دارید و چون به اهداف ایده آل گرایانه خود نرسیده اید دچار ناکامی و افسردگی گردیده اید.
در کمال گرايي منفي و نابهنجار، فرد انتظارات، اهداف و معیارهای خود را به صورت غير واقع بينانه و غير واقع گرايانه و سطح بالا و به شدت افراطي تعريف مي کند و چون به آرمان هايش نمي رسد همواره خود را سرزنش مي کند. كمال گرايي منفی در واقع، از باورهاي غيرمنطقي فرد، سخت گيري، انعطاف ناپذيري، بايدها و مطلق گرايي در افكار نشأت مي گيرد. از این روی، افراد کمال گرای منفی معیار های خیلی خیلی بالا و آرمان گرایانه ای را برای موفقیت در هر کاری در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلندپروازانه نرسند، خودشان را شکست خورده می دانند. افراد داراي اين خصيصه رواني، به دليل داشتن ايده آل‌هاي غير قابل دسترس از شکست مي ترسند و بر اين اساس موانع زيادي را بر سر راه عملکرد خود ايجاد کرده و در واقع خود را به سوي خود ناتوان سازي سوق مي دهند و خود را ناتوان مي سازند و راه رسيدن به موفقيت را بر خود مي‌بندند و گاهی به سوی موفقیت هیچ گامی بر نمی دارند.
معمولاً كمال گرايي منفی و افراطي منجر به احساس شكست، اضطراب، خشم، درماندگي، سرافکندگی، یأس و نااميدي، خلق افسرده، احساس پوچی و احساس تنهایی شده كه با تفكرات خودكشي، افسردگي و افکار وسواسی در ارتباط است. مطالعات اخير نشان مي دهند كه نگرش كمال گرايانه منفی موجب اخلال در موفقيت فرد مي شود و او را از رسیدن به اهداف خود باز می دارد. آرزوي كامل بودن و انجام کارها به نحو شایسته و تمام و کمال، هم احساس رضايت را از فرد مي گيرد و هم او را بيش از ساير مردم (كساني كه اهداف واقع گرايانه تري دارند)، در معرض ناكامي و شکست قرار مي دهد.
از آنجا که نوع و شدت افسردگی و روحیه کمال گرایی شما برای ما دقیقاً مشخص نیست، طبیعتاً ما نمی توانیم درمان متناسب شما را پیشنهاد بدهیم، توجه داشته باشید که درمان افسردگی بر اساس نوع و شدت آن کاملاً از هم متفاوت بوده و شیوه­های مختلف درمانی متناسب با خود را می طلبد، بر فرض مثال در موارد افسردگی حاد یا مزمن نیاز به مراجعه به روانپزشک و مصرف داروهای ضد افسردگی تحت نظر پزشک و سپس مداخله روانشناس و اعمال سایر راهکارهای درمانی مثل روان درمانی، شناخت درمانی و... می باشد. از این روی، برای درمان افسردگی خود توصیه می شود حضوراً به روانشناس بالینی و روانپزشک باتجربه ای در شهر محل سکونت تان مراجعه کنید تا ضمن بررسی تخصصی این مسئله، میزان و نوع افسردگی شما و همچنین عوامل پیدایش و زمینه های تشدید کننده آن شناسایی و راهکارهای درمانی متناسب آن را دریافت کنید و علاوه برآن، اهداف زندگی را به درستی برای خود ترسیم کنید و روحیه كمال گرايي منفی خود را تعديل و درمان کنید.