سلام.من مي خواستم بدانم بندگي خدا به چه معناست.آيا همه ي انسان ها بنده ي خدا هستند يا اينكه همه ي انسان ها مخلوقات خدا هستند.آيا فردي كه هر كاري بخواهد انجام مي دهد و خودش بيان مي كند كه بسياري از گناهان زشت را مرتكب شده مي توان بنده ي خدا ناميد.تفاوت بندگي خدا و مخلوق بودن خدا چيست.آيا افراد كافر يا يهودي هم بنده ي خدا هستن يا مخلوق خدا.لطفا در پايان بيان كنيد كه جواب سوال از چه كسي يا چه مرجعي است چون خيلي مهم است كه جواب سوال مرجع محكم و قابل استنادي داشته باشد.با تشكر.

پاسخ در چند محور بیان می شود:
الف_ در باره فراز اول پرسش باید گفت: بندگی همان عبودیت است که به معنای خضوع و تذلل است: راغب در مفردات می نویسد: عبودیت اظهار تذلل و عبادت نهایت تذلل است.(1)
عنوان بصری از امام صادق (ع) در مورد حقیقت بندگی و عبودیت سؤال کرد، فرمود: حقیقت بندگی در سه چیز است:
اول این که : بنده، خودش را مالک چیزهایی که خدا به وی عطا کرده نداند، زیرا بندگان مالک چیزی نمی شوند، بلکه مال را مالِ خدا می‌دانند و در همان طریق که فرموده به مصرف می رسانند.
دوم این که : بنده خودش را در تدبیر امور ناتوان بداند.
سوم این که: خودش را در انجام اوامر و ترک نواهی خدا مشغول بدارد. (2)
کسی که عبودیت و بندگی خدا را برگزیده است، در تمام مراحل زندگی و حتی در جزئیات اعمال و رفتار نیز طبق رضای پروردگار عمل می‌کند؛ یعنی واجبات را انجام می‌دهد و محرمات را ترک می‌کند. عمل به واجبات و پرهیز از محرمات حداقل مرتبه بندگی و عبودیت است. مراتب بعدی آن انقطاع از خلق و توجه محض به پروردگار می‌باشد.
امام باقر (ع) می‌فرماید:
هیچ بنده ای آن طور که شایسته و سزاوار است خدا را عبادت نکرده تا آن که از همه مردم نومید شود. در این حال خداوند می‌فرماید: این بنده خود را برای من خالص کرده ، پس او را به کرمش می‌پذیرد. (3)
پس بندگی به معنای عبودیت است. این مقام در صورتی در انسان متصور است که انسان خود را در همه حالات در محضر پروردگار بداند و تسلیم خواسته ها و قضای الهی باشد و آلوده به گناه نشود . در همه حالات و رفتارها و سکنات متوجه خدا باشد و اطاعت از دستورات او را سرلوحه زندگی اش قرار دهد.
بندگان خدا در روابط اجتماعی هم با اخلاق و تواضع و فروتنی با دیگر انسان ها برخورد می کنند چه این که در جای دیگر فرمود: « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (4)بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‏گويند (و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند) ».
ب_ در باره فراز دوم پرسش باید گفت: بر اساس آموزه های قران کریم اساسا فلسفه خلقت همه بندگی خدا وند است لذا فرمود: (( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون )) (5)من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند.) بنابر این همه گذشته از این که مخلوق خداوندند بنده او نیز هستند. ولی برخی در عمل به وظیفه بندگی ممکن است کوتاهی نمایند و شرائط بندگی را در افعال و رفتار خود نمایان نسازند.
ج_ افراد گناه کار نیز به لحاظ واقع بنده خدواندند ولی بنده گناه کار او محسوب می شوند.
د_ گرچه تفاوت خاصی حسب واقع بین بندگی خدا با مخلوق بودن او نیست. ولی بر اساس تحلیل مسأله می توان گفت هر مخلوقی بنده است. ولی ممکن است برخی انسان ها به حسب ظاهر از اظهار بندگی در دنیا خود داری نماید. ولی به حسب واقع او نیز تحت بندگی خدا قرار دارد. بنابر این کفار نظیر یهود یان نیز هم مخلوق خدا وند اند وهم بنده او . دلیل مطلب این است که خداوند در قرآن کریم افراد گناه کار نیز بنده خود خوانده و می‌فرماید: « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً (6) بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم روا داشتید، از رحمت خداوند مأیوس و نا امید شوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد». بر اساس این آیه معلوم می شود که همه انسان هنا حتی کفار و گناه کاران عبد و بنده خد هستند گرچه بنده متمرد وخلاف کار اند.
پی نوشت ها:
1. راغب، المفردات، نشر دار الحیا لتراث العربی، بیروت، بی تا، ص 319.
2. مجلسی، بحارالانوار،نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج1، ص 224.
3. همان، ج67، ص 111.
4. سوره فرقان (25) آیه63.
5. ذاریات (51)، آیه 56.
6. زمر (39)، آيه 53.