آیا یک مسمان میتواند از هر لحظه زندگی لذت ببرد؟ یعنی تا چه حد یک انسان موءمن راسزاواراست که از موفقیت های خود در زندگی ودر مجموع از تمام زندگی لذت ببرد؟اگر میتواند چگونه میتوانیم این مفهوم را در زندگی امامان مخصوصا (علی ) بیابیم در صورتیکه روایت است که آنحضرت با چاه درد دل میکرد.ویا با این حدیث (دنیازندان موءمن است) تعمیم دهیم. لطفا جواب را باروایات و به تفصیل بیان کنید.
سوالی که طرح نمودید، بسیار کلی است. نیاز به ارائه حجم بالایی از مطالب در حد یک کتاب یا پروژه تحقیقاتی است، نه پاسخ به یک سوال. در حالی که مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی تنها به سوالات دینی مراجعان و کاربران پاسخ می دهد. از ارائه مقاله یا تحقیقات علمی به جهت محدود بودن زمان و تراکم بالای سوالات معذور است.
با این همه نکاتی بیان می شود تا مقدمه برای تحقیقات بیشتر از جانب شما شود.
قبل از پرداختن به پاسخ این سوال که آیا یک مسمان می تواند از هر لحظه زندگی لذت ببرد؟ به چند نکته مهم باید توجه شود و نکاتی تبیین شود. از جمله این که حقیقت لذت چیست؟ لذت مادی یا لذت معنوی؟
چيزى را كه ما در خود مىيابيم و از آن به لذت تعبير مىكنيم، حالتى است ادراكى، كه هنگام يافتن شىء دل خواهى براى ما حاصل مىشود.(1) البته حصول لذت، علاوه بر وجود ذات لذت برنده و شىء لذيذ، متوقف بر داشتن نيروى ادراكى خاصّى است كه بتوان يافتن مطلوب را با آن درك كرد. هم چنين متوقف بر شناخت مطلوب بودن و توجه به حصول آن است که مراتب گوناگون لذت نيز بستگى به شدت و ضعف نيروى ادراك، يا مطلوب بودن و يا توجه انسان دارد. دوام لذت نیز بستگى به دوام شرايط تحقق آن دارد و با نابودشدن ذات لذت برنده، يا شىء لذيذ، يا تغيير حالت مطلوب بودن آن و يا تغيير اعتقاد شخص و يا قطع توجه از آن، لذت مفروض از بين مىرود. (2)
با توجه به این نکته، اگر مرادتان لذات های مادی است درپاسخ می گوییم :
اسلام در مورد استفاده از انواع نعمت ها، حد اعتدال را انتخاب کرده، نه مانند بعضى که مىپندارند استفاده از زینت ها و تجملات هر چند به صورت معتدل بوده باشد، مخالف زهد و پارسایى است، نه مانند تجملپرستانى که غرق در زینت و تجمل مىشوند، و تن به هر گونه عمل نادرستى براى رسیدن به این هدف نامقدس مىدهند. قرآن مجید می فرماید: "قُل مَن حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتِیاَخرَجَ لِعِبادِهِ والطَّیِّبـَتِ مِنَ الرِّزق(3) بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟"
آیة شریفه، با لحن تندی در پاسخ کسانی که گمان می کنند، تحریم زینت ها و پرهیز از غذاها و روزی های پاک و حلال، نشانة زهد و پارسایی و مایة قرب به پروردگار است می پردازد، چرا که اگر این امور، بد بود، خدا نمی آفرید."(4)
در روایت شریف است که حضرت على (ع) عاصم بن زیاد را از عمل به تصمیمش که تغییر شیوه زندگى و کناره گیری حلالها و لذّتها بود، نهی کرد. هنگامى که از حضرت پرسید:
پس چرا خودتان این همه ساده زندگى مىکنید؟ فرمود: رهبر جامعه ام، خداوند بر رهبران لازم کرده که سطح زندگى خود را در سطح افراد ضعیف جامعه نگه دارند و در غم دیگران شریک باشند. (5)
حضرت على(ع) در برخورد با خوارج متحجّر، هنگام اعزام نماینده خود ابن عبّاس به سوى آنان، به او دستور مىدهد بهترین لباسها را بپوشد و خود را معطّر و خوشبو ساخته و با اسبى زیبا نزد آن ها برود. (6)
بنابراین تلاش و کوشش و رسیدن به موفقیت ها در زندگی و لذت بردن از زندگی و نیز رفاه و راحتی در زندگی مادی ، عملی مطلوب و ستودنی است. بهره وری از مواهب زندگی تا اندازه ای که شان اجتماعی فرد ایجاب کند، اگر به پایمال شدن حقوق دیگران منجر نشود، هیچ گونه ایرادی ندارد.
و اما اگر منظورتان لذات های معنوی است در پاسخ می گوییم:
لذت از الفاظى است كه ابتدائاً در امور حسى به كار مىرود: مثل لذت خوردن، لذت شنيدن و ... اما وقتى انسان متوجه مىگردد كه لذت هاى ديگرى نيز وجود دارند، در مفهوم لذت توسعه مىدهد و آن را در دايره محسوسات محصور نمىسازد. لذات معنوی از این قبیل امور است. بندهاى كه در پيشگاه معبود خود پيشانى خضوع و تواضع به زمين مىسايد و به مناجات و عبادت مىپردازد، چنان لذتى از مناجات و عبادت خود مىبرد كه قابل توصيف نمىباشد. گرچه برخى از وجود اين لذت روحانى و معنوى بى خبرند، اما كسى كه مزه عبادت و بندگى خدا را بچشد، لذتى در خود احساس مىكند كه با لذت هاى حسى قابل مقايسه نمىباشد.
يكى از بزرگان مىفرمود: اگر سلاطين و حكام عالم كه براى تأمين خواسته ها و لذت هاى دنيايى خويش نهايت سعى و تلاش خود را به كار مىگيرند، لذتى كه يك مرد الهى از دو ركعت نماز مىبرد مىچشيدند، دست از آن تلاش هاى گسترده براى رسيدن به جاه و مقام دنيا برمىداشتند. اما آنان از وجود اين لذت معنوى غافلند و خيال مىكنند كه لذت منحصر به لذت دنيوى است. لذتى كه آنها از دنيا مىبرند، بسان لذتى است كه يك كودك از بازى و اسباب بازى هايش مىبرد، تا آنجا كه وقتى با همه وجود مشغول بازى مىگردد، حتى دست از غذا نيز مىكشد و به سختى مىتوان او را از ادامه بازى باز داشت. به خيال او در عالم لذتى بالاتر از بازى كردن نيست و اگر او فراتر از بازى، لذت برترى را مىشناخت، مسلماً به لذت بازى كردن بسنده نمىكرد!.
در برخى روايات درباره درجات و مراتب عالى اولياى خاص خدا، در بهشت، آمده است كه برحسب مراتب آنان گاهى يك بار در هفته و يا در ماه و يا سال، و حتى گاهى سى هزار سال يك بار يكى از تجليّات خداوند بر آنان ظاهر مىگردد و چنان لذت و شوقى را در آنان برمىانگيزاند كه همه نعمت هاى بهشتى پيرامون خود را فراموش مىكنند.(7)
با توجه به این مطلب روشن می شود منظور از روایت مذکور که می فرماید دنیا زندان مومن است، مانع بودن دنیا و تمایلات دنیوی برای رشد و کمال مومن در امور معنوی است و کوچکی ظرفیت دنیا و هر آن چه در او و متعلق به اوست برای کمالات معنوی است.
با توجه به آنچه ذكر گرديد، شايسته است كه درباره حقيقت لذت و اختلاف مراتب آن تأمل كنيم، تا بتوانيم عالى ترين و پايدارترين لذت هاى انسانى را در دنیا و آخرت بشناسيم. (8)
پی نوشت ها:
1. مصباح یزدی محمد تقی، خود شناسی برای خود سازی، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم چاپ 15، ص 87.
2. همان، ص 88.
3. اعراف (7) آیه 3.
4. مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ج 6، ص 149.
5. کافى، ج 1، ص 410.
6. قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز درس هایی از قرآن، ج4، ص 55.
7. همان، ص 90.
8. مصباح یزدی محمد تقی، خود شناسی برای خود سازی، ص 98.






