فکر می کنم شاید باتوجه به عبارت "فبعث الله " هدف خیلی والاتری در کار باشد .

فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُواري سَوْأَةَ أَخيهِ قالَ يا وَيْلَتى‏ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخي‏ فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمين ؛ (1) سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين، جستجو (و كندوكاو) مى‏كرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت: «واى بر من! آيا من نتوانستم مثل اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم؟!»و سرانجام (از ترس رسوايى، و بر اثر فشار و جدان،از كار خود)پشيمان شد.
پرسشگر گرامی شما اگر به این آیه خوب توجه نمایید خواهید دانست که خداوند در همین آیه می فرماید که زاغ آمده تا با این روش به قابیل نشان دهد که چگونه هابیل را دفن نماید(: لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُواري سَوْأَةَ أَخيهِ ).
به طورى كه از بعضى از روايات كه از امام صادق (ع) نقل شده استفاده مي شود هنگامى كه قابيل برادر خود را كشت او را در بيابان افكنده بود و نمي دانست چه كند؟ چيزى نگذشت كه درندگان به سوى جسد هابيل روى آوردند و او (كه گويا تحت فشار شديد و جدان قرار گرفته بود) براى نجات جسد برادر خود مدتى آن را بر دوش كشيد، ولى باز پرندگان اطراف او را گرفته بودند، و در اين انتظار بودند كه چه موقع جسد را به خاك مى‏افكند تا به آن حمله‏ور شوند!
در اين موقع همان طور كه قرآن مى‏فرماید: خداوند زاغى را فرستاد كه خاك هاى زمين را كنار بزند و با پنهان كردن جسد بى‏جان زاغ ديگر، و يا با پنهان كردن قسمتى از طعمه خود، آن چنان كه عادت زاغ است، به قابيل نشان دهد كه چگونه جسد برادر خويش را به خاك بسپارد.
البته اين موضوع جاى تعجب نيست كه انسان مطلبى را از پرنده‏اى بياموزد زيرا تاريخ و تجربه هر دو نشان داده‏اند كه بسيارى از حيوانات داراى يك سلسله معلومات غريزى هستند كه بشر در طول تاريخ خود آنها را از آنان آموخته و دانش خود را با آن تكميل كرده است، حتى در بعضى از كتب طبى مى‏نويسند كه انسان در قسمتى از معلومات طبى خود مديون حيوانات است!.
سپس قرآن اضافه مى‏كند در اين موقع قابيل از غفلت و بى‏خبرى خود ناراحت شد و"فرياد بر آورد كه اى واى بر من! آيا من بايد از اين زاغ هم ناتوان تر باشم و نتوانم همانند او جسد برادرم را دفن كنم .(1)
در داستان دفن حضرت هابیل مهم ترین هدف این بود که هابیل چگونگی دفن کردن را یاد بگیرد ولی این هدف مهم اهداف دیگری را هم در خود جا داده است که سبب شده تا خداوند کلاغ را به این ماموریت جدی بفرست که یکی از مهمترین آنها این بود تا جسد یک انسان مومن در زمین نماند و به سبب طعمه شدن حیوانات دیگر و از بین رفتن آن بی احترامی بر آن صورت نگیرد و قابیل هم به وجدان خویش برگردد که عجب غفلت و اشتباه بزرگی کرده است گرچه سودی به حالش نداشته است و این که قابیل آن قدر ناتوان است که باید از یک کلاغ آموزش ببیند تا انسانی را در زمین دفن کند.
اما برخي از پيام هاي آيه :
1 گاهى حيوانات مأمور الهى‏اند و حركت آنان به فرمان او و در مسيرى است كه او مى‏خواهد. «فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً» 2 بسيارى از معلومات بشر، از زندگى حيوانات الهام گرفته است. «فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ» ... «لِيُرِيَهُ»
3. انسان بايد همواره در پى‏آموختن باشد. اصل، آموختن و يادگيرى است، از هر طريقى، گرچه از طريق حيوانات باشد. «فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً») ... ( «لِيُرِيَهُ»
4. خداوند، گاهى انسان را با حيوانات كوچك آموزش مى‏دهد تا بفهماند زاغ هم مى‏تواند وسيله آموزش انسان باشد، پس نبايد مغرور شد. «غُراباً») ... ( «لِيُرِيَهُ»
5. جسد مرده را بايد در زمين دفن كرد (در محفظه قرار دادن، موميايى كردن، سوزاندن و ... صحيح نيست). «فِي الْأَرْضِ») ... ( «يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ»
6 مرده‏ى انسان نيز كرامت دارد و نبايد خوراك حيوانات شود، بلكه بايد دفن شود. «يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ»
7 ندامت، نشانه‏ى حق‏طلبى فطرت‏هاست. «فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ»(3)
پی نوشت:
1. مائده(5)آیه31.
2. مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه، ناشردار الكتب الإسلامية، تهران،سال 1374 ش،نوبت اول، ج‏4، ص 351.
3. قرائتي، تفسير نور، تهران ، 1383، ج 3، ص 71-72 .