دختری 25ساله ام زمانی راهنمایی و دبیرستان بودم مورد تجاوز برادرم قرار گرفتم البته دوشیزگی خودم رو از دست ندادم ولی همین کافی بود تا این همه سال زجر بکشم ولی بدتر از اون رفتارهای مادرم با من بود من به خاطر این موضوع بداخلاقی میکردم دم از این موضوع نمیزدم ولی مادرم همش اونو دوست داشت تا اینکه جونم به لبم رست و با مادرم و بدم دعوا کردم و موضوع گفتم کارم بد بود؟منیکه تو این همه سال این همه تحقیر شدم چی؟همیشه میگفتم خدایا چرا من ؟همین موضوع باعث شد عصبی شم با کوچکترین موضوعی از کوره بدر برم تو خودم خورد شدم داغون شدم ولی اون خودشو خوب نشون میدادو من این وسط شدم شیطان صفت اینم بگم هیچ وقت به فکر فرار وخودکشی این چیزهای مزخرف نیفتادمتازیگیها هم تونستم کارشناسی ارشد رتبه بیارم تا به امید خدا مهر برم دانشگاه دولتی ولی چه فایده رفتارهای مادرم با من احساس میکنم آینده نمی تونم زندگی خوبی داشته باشم منم کوتاه ننشستم جوابشم دادم ولی هر بار دعوا میکردیم باز بشیمون میشدم تصمیم گرفتم ازاین به بعد رفتارم خوب شه به شرطیکه اوناهم بهمن خوب باشن
از اتفاقات به وجود آمده به شدت متأسف شديم هر چند با توجه با سن نسبتاً بالاي شما در سنين راهنمايي و دبيرستان اطلاعي از اكراه يا اجبار شما به اين امر نداريم.
در هر صورت شما از دام برادرتان رهيده ايد و بايد از ساير دام ها از جمله دام بي احترامي به والدين رهايي يابيد. خوشبختانه روحيه شما بسيار بالاست و همين امر پيش بيني كننده بسياري از موفقيت ها در اينده زندگي شما خواهد بود. در زمينه تعامل مثبت با مادر بايد گفت كه عنصر همدلي يكي از كليدي ترين عناصر در روابط مثبت و سازگارانه با ديگران است ما بايد نه از زاويه نگاه خود، بلكه از زاويه ديد ديگران به مشكلات و رفتارهاي آنان بنگريم. به عنوان مثال اگر شما از ديد مادرتان به قضايا بنگريد احتمالا بهتر مي توانيد به تحمل رفتارهاي ناسازگارانه يا احياناً تبعيض آميز ايشان بپردازيد.
همان گونه كه شما آسيب ديده ايد و رفتارهاي پرخاشگرانه و عصبي شما نه از روي قصد و غرض بلكه تحت تاثير اسيب هاي گذشته شماست مادر شما نيز آسيب ديده است و برخي رفتارهاي تبعيض آلود ايشان نه از روي خصومت شخصي با شما، بلكه به علت برخي ناهنجاري هاي روحي رواني مي باشد. همان گونه كه شما توقع داريد ديگران همدلانه به رفتارهاي تند شما بنگرند شما هم بايد همدلانه به تفسير و تبيين رفتارهاي مادر بپردازيد.
تجربه شخصي بنده و همكارانم نشان مي دهد هر خيري در جهان هست فقط از مسير رضايت نسبي مادر شما عبور مي كند و محال است خداوند بدون رضايت مادرتان به شما خير واقعي اعطا نمايد.
با فرض اين كه مادرتان به هيچ وجه از شما راضي نگردد. صرف حذف كامل بي احترامي و خداي ناكرده دعوا براي موفقيت آينده شما كفايت مي كند. مهم اين است كه از اين به بعد از جانب شما بدي به ايشان نرسد. هر چند ايشان برايش خوبي يا بدي شما فرقي نداشته باشد. بهترين شيوه اين است كه اولا بپذيريد تغيير در مادر شما قريب به محال است پس بيهوده بر تغيير ايشان اصرار نورزيد. ثانياً نيازي به دفاع يا استدلال تراشي از جانب شما نيست و شما در مواجهه با بدترين و غير منصفانه ترين حرف هاي مادر بايد صرفاً با خونسردي و آرامش كامل گوش كنيد. گويا شما چيزي نمي شنويد. ولي وانمود كنيد كه سراپا گوشيد. ثالثاً به مناسبت هاي مختلف به محبت و دلجويي از ايشان بپردازيد، چرا كه اين كار هر چند در بهبود روابط شما موثر نباشد (حتي اثر معكوس داشته باشد). ولي در جلب رضايت خداوند بسيار مؤثر است.
از آن جا كه پرخاشگري كلامي و غير كلامي آن روي سكه افسردگي مي باشد بهتر است در صورت تشديد اين مساله به مركز مشاوره دانشگاه ارشد خود سري بزنيد. 5 و6 جلسه مشاوره با يك روان شناس خانم سهم بسزايي در بهبود روحيات آسيب ديده شما دارد. در برخي موارد مصرف برخي داروهاي گياهي ضد اضطراب و افسردگي يا احياناً داروهاي شيميايي نقش چشمگيري در بهبود روحيات ما دارد.
بار ديگر اين تصميم خداپسندانه شما را ارج مي نهيم و براي نيل به يك زندگي بهتر براي شما دعا مي كنيم.






