با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ظاهرا مراد شما از تفاوت ها ، همان اختلاف در نعمت ها و تفاوت های وجودی افراد گوناگون است که هر کس به گونه ای از آن ها بهره مند است و این امور از جانب خداوند و بنا بر ظرفیت های گوناگون به ایشان عطا شده ؛ مثلا یکی مرد است و دیگری زن، یکی زشت است و یکی زیبا یکی خوش استعداد و یکی بد استعداد و... و بالاتر یکی انسان است و دیگری حیوان یا گیاه و حتی سنگ، آیا این امور به اراده پیشن خداوند و بدون هر گونه دخالت انسان رقم خورده است؟
در پاسخ باید گفت در بسیاری از این امور اراده و اختیار انسان ها یا سنت حاکم بر نظام طبیعت نقش تعیین کننده ای دارد و مثلا تولد فرزندی زیبا و سالم و خوش استعداد نتیجه طبیعی ازدواج والدینی با خصوصیات مشخص و سلامت جسمی و زنتیکی و همچنین تغذیه مناسب و ... است، چنان که معلول یا بی استعداد متولد شدن یک فرزند نیز نتیجه طبیعی علل خاص خود است که اگر از جانب والدین در آن دقت می شد چه بسا این فرزند این گونه متولد نمی شد .
در نتیجه خداوند ضرورتا برای این فرزند چنین نتیجه ای را نخواسته بلکه مجموعه علل و عوامل عالم در کنار هم به گونه ای قرار گرفتند که این نتیجه برای این فرزند رقم بخورد؛ به همین نسبت معنا ندارد که فرزند دو حیوان معین که در موقعیت زاد و ولد قرار گرفتند گیاه یا انسان شود، زیرا ساختار طبیعی عالم بر اساس همخوانی علت ها و معلول ها است و در نتیجه این فرزند متولد شده از زاد و ولد این دو حیوان استعداد و ظرفیت وجودی بیش از این را نداشت.
این تفاوت ها نتیجه طبیعی ساختار عالم است و در این تفاوت بهره مندی افراد از کمالات وجودی بی عدالتی رقم نمی خورد و به همین جهت است که گفته می شود خداوند به هر مخلوقی به اندازه استعداد و ظرفیت وجودی اش عنایت می نماید.
بوعلی سینا جمله معروفی دارد كه: " ما جعل الله المشمشة مشمشة، بل أوجدها" خداوند زردآلو را زردآلو نکرده، بلکه آن را ایجاد کرده است؛ (یعنی این گونه نبود که خداوند موجودی را خلق کند و بعد تصمیم بگیرد که او سنگ شود یا انسان یا انسانی با استعداد و زیبا یا نازیبا و کودن؛ بلکه ایجاد او همان تحقق یک موجود کامل با همه ویژگی ها و تشخصات و تمایزات وجودی اوست ).
لذا مثلاً وقتی میگوییم خاصیت مثلث این است که مجموع زاویههایش برابر با دو قائمه باشد و خاصیت مربع این است که مجموع زاویههایش برابر با چهار قائمه باشد، به این معنا نیست که به یکی خاصیت دو قائمه داشتن و به دیگری خاصیت چهار قائمه داشتن را اعطا کردهاند. و لذا نمی توان گفت:” که چرا به مثلث ستم کرده و خاصیت ۴ قائمه را ندادهاند یا بالعکس. “زیرا مثلث جز همان خاصیت معین و همان ظرفیت معین نمیتواند داشته باشد.
مراتب موجودات جهان نیز همین طور است ، یعنی این تصور غلط است که فکر کنیم خداوند ابتدا همه موجودات را به طور مساوی آفریده و بعد بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده است. بلکه صحیح آن است که بگوئیم هر چیز در جهان، فقط گونهای خاص از وجود را میتواند بپذیرد و بس، که خداوند هم همان خلقت را به او میدهد؛ در یک کلمه باید گفت تفاوت موجودات جهان ذاتی آنها و لازمۀ نظام علت و معلول است. (3)
بنا بر اين هر موجود بر حسب لیاقتش خلق می شود، یعنی خداوند بر حسب ظرفیت و استعداد ذاتی اشیا آنها را خلق میکند نه این که ابتدا برای آن ها ظرفیت تعیین می کند و بعد آن ها را می آفریند . درجات و موقعیتهایی که در آفرینش برای موجودات معین شده است که یکی لیاقتش و ظرفیتش این باشد که جزء جمادات یا نباتات و یا غیره باشد، مانند پُستها و عنوان های اجتماعی نیست که قابل تبدیل و تغییر باشد، بلکه این موقعیت ها مانند خواص اشکال هندسی ذاتی موجودات است .
یعنی معنا ندارد که وقتی دو اسب توالد و تناسل انجام دادند فرزند آن ها خرگوش بشود و یا اسبی برخلاف نژاد والدین خود و برخلاف شکل و شمائل و خصوصیات وجودی اش و این خصوصیات که بر اساس آن وضعیت یک موجود رقم می خورد همان ظرفیت وجودی اوست .
در عین حال نباید فراموش کرد که در تفاوت بین انسان ها معمولاً بخششهای الهی و استعدادها چنان تقسیم شدهاند که هر کسی قسمتی از آنها را دارد، یعنی کمتر کسی پیدا میشود که همه نعمتها را یک جا داشته باشد. اگر کسی از نعمت مال بهره مند است. اما شاید در نعمت سلامت یا فرزند مناسب بهره چندانی نداشته باشد. اگر کسی در فقر به سر می برد . اما دارای نعمت های مشابه در زمینه ای دیگر است، مثلا از اعتقادات پاک و سالم برخوردار است که منزلت اجتماعی و شهرت نیک و اعتماد جامعه را به دنبال دارد.
به هر حال اختلاف و تفاوت در این امور مادی و ظاهری باعث احتیاج و نیازمندی انسان ها به یکدیگر و تشکیل جامعه بشری دارای پیوندهای عمیق خواهد بود، از این رو قرآن مجید میفرماید:
" معیشت آنها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم کردیم . بعضی را بر بعضی برتری دادیم، تا آنها یکدیگر را به کار گیرند و به یکدیگر خدمت نمایند".(4)
قرآن مجید به یکی از اسرار مهم تفاوتها اشاره کرده و آن آزمایش الهی است. خداوند میفرماید:
"او کسی است که شما را جانشینان در زمین قرار داد . بعضی را بر بعض دیگر درجاتی داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید".(5)
راز اصلی تفاوت ها بین انسان ها را باید در حقیقت عالم یعنی آزمودن انسان دریافت؛ در حقیقت تفاوتها برای این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادی بهره برداری میکند. اگر نابرابریها نبود، زمینه امتحان در شکلی مهم و جدی از میان میرفت.
البته شکل آزمون ها دارای تفاوت های بسیاری است، بعضی افراد با مال و نعمت و گروهی دیگر با تنگدستی و نقمت، گروهی با بیماری و درد جسمی و گروهی با سلامتی و تندستی آزمایش میشوند؛ اما همه اختلافات به شکلی دقیق و عادلانه در نحوه تکالیف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد.
مهم آن است که ما نگاه خود را به زندگی در این جهان محدود نکنیم. این بخش از زندگی را باید در پیوست با بخش عظیمتر از زندگی و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقیتر نگریست. اگر نگاه ما به زندگی محدود به دنیا بود، اشکال از نقص حکمت در مورد این تفاوتها در دنیا به جا بود، در حالی که هر چیزی در دنیا، آزمایشی برای انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید . نباید از وجود برخی تفاوت ها در دنیای کوتاه ناراحت بود.
پینوشتها:
1. انفاق (8) آیه 53.
2. اعراف (7) آیه 96.
3. رک : استاد مطهری، مجموعه آثار، نشر صدرا ،تهران 1370 ش، ج 1، ص 125- 171 .
4. زخرف (43) آیه 31.
5. انعام (6) آیه 165.






