سلام.شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی می گویند شخصی داشته استغفرالله می گفته که امام علی به او می گویند مادرت به عزایت بنشیند، توبه شش مرحله دارد که بعد آن مراحل را نام می برند.آیا این واقعا درست است که چون فردی کم اطلاع بوده و داشته طلب مغفرت از خداوند می کرده به او چنین صحبت کنند؟ به او بگویند مادرت به عزایت بنشیند؟
سپس ایشان مرحله ی پنجم و ششم توبه را این گونه می گویند:باید گوشت بدنت را آب کنی چون این گوشت ها در معصیت روییده است.شیهد مطهری می گوید چون این گوشت ها گوشت انسان نیست باید همه آب شده و دوباره در آید که پاک باشد.بعد امام می فرمایند باید رنج اطاعت را بچشی چون لذت معصیت را چشیده ای.سوال این جاست مگر خدا نمی خواهد تا بنده اش عبادتش کند تا از این طریق لذت واقعی و دائمی را بچشد.پ؟آیا عبادتی که از آن فقط رنج نصیب آدمی بشود به این امید که لذت معصیت جبران شود فایده ای دارد؟شهید مطهری می گوید می بینی شب زنده داری رنج دارد، چون رنج دارد نماز شب بخوان.می بینی روزه رنج و زحمت دارد،چون رنج و زحمت دارد بخوان.
نکته ی بعد این است که من قبل از خواندن این کتاب و مخصوصا این حدیث شاید خدا را دوست داشتم.شاید فکر می کردم که خدا برای سعادتمان این همه احکام را وضع کرده اما حالا می بینم انسان برای معذرت خواهی از خدا برای این که بگوید اشتباه کردم،باید اول پوستش به استخوانش بچسبد بعد هم عبادتی همراه با رنج انجام دهد و چون مخصوصا رنج دارد انجام دهد به این امید که گناهانش بخشیده شود.مگر نمی گویند خدا خیلی مهربان است؟مگر نمی گویند نسبت به آنان که کافر هم هستند رحمن است؟پس این ها چیست؟اگر مردم این حدیث را می دانستند فکر نمی کردم در دعای کمیل اشکشان جاری می شد.چون می دانستند اگر امام علی کنارشان به آن ها چه می گفت؟
من که این حدیث را خواندم اصلا نتوانستم نماز بخوانم،یه یک زوری خواندم، نمی توانستم بگویم الرحمن الرحیم.اصلا درکش برایم سخت شد این که در مفاتیح نوشته اگر روز اول ماه رجب بعد از دیدن ماه غسل کنی گناهانت بخشیده می شود.یا با انجام فلان کار کوچک یا دعای کوچک یا آیه ی کوچک فلان می شود.من فکر می کردم خدا منتظر است بنده اش بیاید طرفش به خاطر همین ماه رجب ورمضان را با این همه فضیلت آفریده.
بعد هم می گویند فلان مجتهد چاق بود.در آخر عمر با یک زاهد گشت و گوشتی که در غفلت روی بدنش بود آب شد.پس امام خمینی هم باید بروند گوشت بدنشان را آب کنند چون چاق بودن نشانه ی غفلت کردن و شکم پرستی است.

با سلام و تشکر از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست عزیز! همین که با کتاب¬های شهید مطهری(ره)، مأنوس شده¬اید جای تشویق دارد؛ منتها باید سیر مطالعاتی کتاب-های ایشان را از أفرادی که در زمینۀ کتاب¬های ایشان مطالعه و تخصص دارند بپرسید؛ زیرا کتاب¬های شهید مطهری(ره) دارای سطوح مختلفی است که اگر سیر مطالعاتی آن مراعات نشود، از جهت در ک آنها دارای مشکلاتی خواهید شد. البته در صورتی که هر جا به مشکلی برخوردید، از اساتید فنّ بهرمند شوید، مطالعۀ کتاب¬های معرفتی ایشان بی اشکال است.
یکی از مطالبی که در اجتماع امروزی، نیاز به بحث و برِرسی و فهم دقیق دارد، نکات مربوط به استغفار و توبه است.
در همین ابتدا شایسته است که خدمتتان عرض کنیم:
اولاً، برای فهم دقیق توبه نباید فقط به یک روایت اکتفاء کرد بلکه همۀ روایات باب را باید در کنار هم ملاحظه کرد. همانطور که ذکر شده، مصداق روایت برای آن شخص بوده نه همۀ افراد.
ثانیاً، منظور از استغفار، گفتن و تكرار جملۀ خدایا مرا ببخش یا «اللهم اغفرلى» نیست، بلكه روح استغفار یك حالت بازگشت به سوى حق و آمادگى براى جبران گذشته است.
آن شخصی که آمد خدمت حضرت علی (ع) و گفت: «استغفر الله ربی و اتوب الیه»؛ خیال کرد توبه یعنی کلمه استغفار را بر زبان آوردن. حضرت به او گوشزد نمود و فرمود: «ثکلتک امک؛ مادرت به عزایت بنشیند»، «اتدری ما الاستغفار؟ الاستغفار درجة العلیین»؛ آیامیدانی استغفار چیست؟ استغفار در جه علیین (والا مقامان) است». (1)
حضرت استغفار را تشریح می کند: پشیمانی کاملا ازگذشته تیره و سیاه، تصمیم قوی بر برنگشتن به گناهان سابق، ادای حقوق الهی که فوت شده است، ادای حقوق الناس که فوت شده است.
أما نکاتی که در سوالتان اشاره کرده¬اید و قابل تأمّل است از این قرار است:
1- نحوۀ گفتاری معصومین(ع) با مخاطبین خود کاملاٌ حکیمانه و طبق فهم آنها بوده و چون معصوم بودند، موقعیت روحی و درونی مستمعین خود را متوجه بوده¬اند و همانند بعضی از ما انسان¬ها أفراد را از خود نمی¬راندند، بلکه با تمام ملاحظات سعی¬شان بر این بود که واسطه¬ای برای برقرای ارتباط با خدای متعال باشند. اگر نکته¬ای در روایت ظاهراً با فضای ذهنی ما سازگاری ندارد- در صورت صحیح بودن روایت- باید به پشت پرده و فهم دقیق روایت مراجعه کرد، نه اینکه به راحتی از مبانی خود برگردیم و تمام مقدسات خود را زیر سوال ببریم!
در مورد خاص این روایت هم باید این رویه را در پیش بگیریم تا مانند آب خوردن نماز و روزه¬مان را زیر سوال نبریم.
2- این جملۀ صحیحی است که خدای متعال دنبال بهانه است تا بندگان خود را در آغوش پرمهرِش بگیرد؛ او انسان را ضعیف وهلوع (سیری ناپذیر) خلق کرد و در صورت خطا و اشتباه انسان، دری به نام توبه گشود تا بوسیله¬ی این درب، بندگان با کم¬ترین دوری، دوباره به خدای متعال متصّل شوند. (2)(3)
3- اگر قدری در مسائل و قوانین اسلام دقّت کنید، پی خواهید برد که تمام مبانی دینی، طبق مصالح و مفاسد برای انسان وضع شده است و نسبت به تمام انسانها، نگاه ویژه¬ و رحمت عامه دارد؛ شاهد مثال این قضیه، گرایش و مسلمان شدن عدۀ زیادی از غیر مسلمین است.
4- ضمناَ شما از کجا مطلعید که آن شخص که از امیرالمومنین(ع) سوال پرسیده است، فردی کم اطلاع بوده و داشته طلب مغفرت از خداوند می کرده است؟ شاید با استغفار فقط لسانی، خدا را مورد تمسخر قرار داده است.
معنای این¬که مادرت به عزایت بنشیند این است که بیشتر از این غرق گناه نشوی! و معنای این¬که گوشت بدنت آب شود این است که با توبۀ صورت گرفته، ناخودآگاه گوشت جدید بدن جای گوشت گنه¬کار قبلی را بگیرد، نه این¬که شخص مثلاً روزه بگیرد تا پوست بر استخوان بچسبد!
5- در مورد دو مورد آخر که اشاره کرده اید، شرط کمال توبه است و برای همه هم نیست. بلکه برای کسانی است که از راه حرام گوشت بدنشان روئیده است لذا برای کسی که از راه حلال چاق شده و گناه کرده همان پشیمانی از گناه و ترک آن کفایت می کند.
نکتۀ پایانی: از خدای متعال جز مهر و محبت نباید انتظار داشت، زیرا او مخلوق ماست و بعد از خلق ما به خود تبریک گفته است و به ملائکه دستور بر سجده داده است؛ پس خیلی طبیعی است که بر همین انسانی که این همه سرمایه گذاری کرده، سخت¬گیری مفرط نکند، ولی باید در این مسئله به خوف و رجا دقّت و تأمّل داشت.
برای توضیحات بیشتر در این موردمی توانید با شماره (09640) تماس بگیرید.
همچنین می¬توانید از کتاب¬های زیر بهره¬ مند شوید:
1. استغفار بهترين عبادت وبرترين برکت، رسول نجات بخش، آستان قدس رضوي مشهد.
2. توبه آغوش رحمت، استاد حسين انصاريان، مرکز علمي تحقيقاتي دارالعرفان.
3. توبه، آيتالله العظمي مظاهري، مؤسسهي فرهنگي مطالعاتي الزهرا (س).
پی¬نوشت¬ها:
1. نهج البلاغه، ترجمۀ مرحوم محمد دشتی، حکمت 417، قم: مشهور، چاپ نهم، 1380 ش.
2. نساء (4) آيه28.
3. معارج (70) آيه 19.