به کسی که هیچ کمبودی در زندگی ندارد،نه بیماری، نه در دریا غرق شدنی، نه فقری و نه .... چگونه می توان ضرورت و نیاز به دین را تفهیم نمود؟

در ابتدا لازم است که این نکته را خدمتتان عرض کنیم: از آنجایی که چندین سوال، دقیقا با تعابیر این سوال در تاریخ مشابه به این مرکز ارسال شده است، احساس کردیم که این سوال از یک گروه به سمت ما فرستاده شده است؛ أما سوال قدری دارای ابهام می باشد، در صورت قانع نشدن، مسأله را برایمان تبیین کنید.
دين بزرگ ترين موهبت الهي به بشر است. گر چه در علم منطق، انسان را به «حيوان ناطق» تعريف مي کنند، اما برخي از متفکران انسان را «حيوان ديندار» نيز ناميده اند. دين از روز اول خلقت بشر، همراه او بوده و نخستين انسان آفريده شده نخستين پيامبر خدا نيز بوده است. به لحاظ مطالعات تجربي نيز در طول و عرض تاريخ و جغرافيا، هرگز جامعۀ انساني بدون دين مشاهده نشده است. اين خود نشانگر آن است که هم دين با تولد انسان متولد شده و هم هميشه انسان خود را با دين معرفي کرده است.
حال که اين موهبت عظيم در اختيار بشر قرار داده شده است، عقل حکم مي کند که از ارزشمندترين هديۀ الهي، عالي ترين بهره برداري صورت گيرد و چون بهره برداري از هر چيز متوقف بر شناخت آن است، اگر انسان تمام سرمايۀ خود را در مسير شناخت دين مصرف نمايد به بيراهه نرفته است.
چگونگی تفهیم مسایل دینی و اعتقادی به دیگران:
1- اصلاح نگرش‏هاي نادرست جوانان نسبت به دين و دين‏داري: رفتار أفراد از نظر پاي‏بندي به واجبات يا شركت در مجالس و مراسم مذهبي با باورها و نوع نگرش فرد، رابطه‏ي مستقيم دارد. هرچه باورهاي فرد نسبت به مذهب محكم‏تر بوده و نگرش مثبت‏تري نسبت به جايگاه مذهب در زندگي داشته باشد، علاقه‏ي آنها به مسايل مذهبي، بيشتر و رفتارهاي مذهبي او نيز فراوان‏تر است.
به نظر مي‏رسد دگرگوني در پندارها و باورهاي فرد به دگرگوني در گرايش‏ها و رفتارهاي فرد مي‏انجامد. از ديدگاه پاسخ‏گويان، مهم‏ترين عوامل بي‏توجهي برخي جوانان به دين و مذهب عبارت است از: نبود آموزش‏هاي مناسب از سوي خانواده و ديگر نهادهاي اجتماعي و ناآشنايي جوانان با دين.
نخستين گام براي تشويق جوانان به دين و «اصلاح نگرش‏هاي نادرست جوانان نسبت به دين و دين‏داري»، آموزش‏هاي مناسب است.
2- تفهیم سعادت أبدی: جوانان باید بدانند اگر بخواهند در مجموع زندگي خود، سعادتمند باشند، در حالي که خودشان به تنهايي قادر به شناخت روابط حاکم بر دو جهان و در نتيجه، قادر به شناخت سعادت حقيقي نيستند و راه رسيدن به آن سعادت را نمي دانند، بديهي است به دنبال اموري بروند که ادعا مي شود چنين امکاني را فراهم مي آورند. دين نيز يکي از اين امور است. بنابراين، اگر انسان در اين زمينه کوتاهي کند و اين کوتاهي موجب شود که جهان آخرت خود را از دست بدهد و سعادت هميشگي از او سلب شود و دچار شقاوت ابدي گردد غير از خود نبايد کسي را ملامت کند.
به دليل آن که انسان ذاتا به دنبال سعادت خود است و ارزشمندترين چيز براي او سعادت ابدي اوست، بنابراين، طبيعي است مسائلي را تحقيق کند که راه رسيدن به اين کمال مطلوب را برايش هموار سازد، و اگر اثبات شود که دين در ادعاهايش صادق است آن گاه تمام هستي ابدي انسان در گرو رسيدن به اين دين است. در اين فرض، پرداختن به موضوعات ديگر، که داراي اين حد از اهميت نيستند، منطقا سزاوار نيست.
3- سرنوشت انسان به دست خود شخص: نحوه ي زندگي انسان در اين دنيا دقيقا بر کيفيت زندگي ابدي او تأثير خواهد داشت. پس فهميدن نحوه ي زندگي درست در اين دنيا بايد براي انسان عاقل در اولويت اول باشد تا زمينه ي سعادت ابدي برايش فراهم شود.
شهيد مطهري براي تبيين اين ضرورت، از راه ارتباط و پيوستگي دو زندگي دنيوي و اخروي وارد مي شود و مي فرمايد همان گونه که در احاديث آمده است: «دنيا مزرعه اي است که بندگان خدا در آن ترش و شيرين و خير و شر کشت مي کنند».(1) سرنوشت زندگي ابدي انسان در همين دنياي مادي و به دست خود انسان رقم مي خورد. نه خود انسان از بين رفتني است و نه نتيجه ي اعمال او، بلکه در قيامت، نتيجه ي اعمالي که او در دنيا انجام داده است مجسم خواهد شد و بايد تمام زندگي ابدي خود را با اين اعمال تجسم يافته بگذراند که اگر اعمالي نيک باشند او به سعادت ابدي و اگر اعمالي ناپسند باشند او به شقاوت ابدي رسيده است.(2)
4- پسندیده بودن تکالیف شرعی: یکی دیگر از مبانی مورد استفاده متکلمین در باب نیاز بشر به دین استفاده از قاعده‌ی «پسندیده بودن تکالیف شرعی» است. همان‌طور که می‌دانیم دین مجموعه‌ای از آموزه‌های دینی را در بر می‌گیرد که برای هدایت انسان‌ها فرستاده شده است. این آموزه‌ها در بیان فقها و متکلمین با عنوان «تکالیف» یاد می‌شود. از دیدگاه متکلمین اسلامی تکالیف با همه‌ی دشواری‌ها و مشقت‌هایی که دارد امری پسندیده و حسن قلمداد می‌شود، زیرا موجب رسیدن انسان به سعادت دائمی می‌شود. مشقت و تلاش موقت برای رسیدن به خیر دائمی معامله‌ای پر سود قلمداد می‌شود.
5- چشاندن طعم ایمان با رفتار شایسته: أفراد باید طعم عملی ایمان را در زندگی شما ببینند، یعنی وقتی می گویید: الا بذکر الله تطمئن القلوب (تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد)، باید خودتان هم تا حدی به این آموزه ها پایبند باشید و آنها را در خود پیاده نموده باشید. امام صادق (ع) می فرماید: "كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَيْرِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرع".(3) مردم را با غیر زبان خود (یعنی با عمل خوب خود)، به نیکیها دعوت کنید؛ آنها باید پرهیزکاری و راستی را در عمل شما ببینند.
6- تشویق: در آموزش مسایل دین استفاده از تشویق عنصر لازم است و پیامبر اکرم (ص) به عنوان بزرگترین مبلغ دین از این مطلب در راه تبلیغ اسلام از آن بهره می بردند: "وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذيراً".(4) اى پيامبر! ما تو را جز بعنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستاديم.
سخن پایانی:
به دیگران این نکته را تفهیم کنید که عقل چنين حکم مي کند که براي پرهيز از اشتباه، در تشخيص کمال نهايي و همچنين براي پرهيز از انتخاب وسايل نادرست، براي رسيدن به اين هدف، سراغ کسي برويم که خود او انسان، جهان، هدف ها، وسايل، استعدادها و توانايي هاي انسان را آفريده و دقيقا بر آفريده ي خود آگاه است. اگر چنين کرديم آنگاه ضمانتي براي شناخت صحيح هدف و شناخت صحيح وسيله ي متناسب با آن را پيدا کرده ايم.
منطقا کسي بهتر از همه مي تواند موجودي را بشناسد و براي او برنامه اي واقع بينانه طراحي کند که خود، خالق آن موجود است و تمام واقعيات او را دقيقا مي داند؛ زيرا خود او چنين واقعياتي را آفريده است.
و در آخر: از آنجایی که این بحث نیاز به توضیح مفصل دارد و ما در این مرکز محدودیت هایی داریم، شما را به دو مقالۀ استاندارد و دو کتاب که در این زمینه نوشته شده است، ارجاع می دهیم:
- دلیل نیازمندی به دین: (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=4633&urlId=169)
- نیاز به دین از دیدگاه شهید مطهری(ره): ( http://www.rasekhoon.net/article/show-34209.aspx)
1ـ نياز به دين، نویسنده: يوسفيان، حسن، تهران، موسسه دانش و انديشه معاصر.
2ـ مباني معرفت ديني، نویسنده: حسين زاده، محمد، مؤسسه امام خميني(ره).

پی نوشت ها:
1. ابن شعبه حراني، تحف العقول، تحقيق علي اکبر غفاري، چاپ دوم، قم، اسلامي، 1363ش.
2. مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي، ج6، ص 29-31، چاپ هشتم، تهران، صدرا، 1373ش.
3. مجلسی، محمدباقر بن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)، ج68 ص8، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
4. فرقان(25) آیۀ 56.