صفات خوب مثل :انسان خلیفه خدا بر روی زمین است،انسان مسجود فرشتگان است،انسان دارای روح الهی است انسان دارای فطرتی خداشناس است.......
صفات زشت مثل:انسان ناسپاس است،انسان بسیار ستمگر ونادان است،انسان عجول وشتابگر است،.......
إنسان بر خلاف ساير مخلوقات علاوه بر اوصافي که به صورت فطري و خدادادي واجد آنهاست یا قابليت رسیدن به آنها را دارد متصف به اوصافي مي گردد که به صورت إختياري آنها را کسب کرده است.
آنجا که خداوند متعال إنسان را خليفه خود و مسجود ملائکه و ... مي خواند در صدد توصيف حقيقت إنسان و قابليت هاي ذاتي و خدادادي انسان است که إنسان قابليت رسيدن به اين مقامات را دارد و آنجا که إنسان را ظلوم و جهول و عجول و ... توصيف مي کند توصيف مقامي است که إنسان با سوء استفاده از اختيار خود به آنها رسيده است؛ يعني ظلم و فسق و فجوری که از انسان سر مي زند و إنسان را متصف به ظلوم و جهول مي کند مقام و منزلتي است که خود إنسان براي خود به درست کرده، اما حقيقت خدادادي انسان چنانکه قرآن توصيف کرده قابليت رسيدن به مقامات بسياري بلندي را دارد که به ذهن بشر خطور نمي کند چنانکه حافظ مي گويد:
تو را ز کنگره عرش مي زنند صفير ندانمت که در اين دامگه چه افتادست.






