سلام من دختر 19 ساله هستم.موردی برام از یه شهرستان پیش اومد و ما برای آشنایی بیشتر بعد از تحقیقات محرم شدیم.خب خوب نبودن و جدا شدیم.بدون مسئله ای.حالا من فکر می کنم که دیگه برام موقعیت ازدواج پیش نمیاد. اهل رعایت هستم و خدا رو شکر طلبه هستم.دوستانم رو دیدم که مثل من خواستگار های زیادی داشتن اما هیچ کدوم نمی تونست نیاز معنوی شون رو بر آورده کنه و تا حالا که مثلا سی یا سی و پنج و ... هستن هنوز ازدواج نکردن. به نظر من انسان ازدواج می کنه تا کامل شه . این رو واقعا بهش رسیدم. با دیدباز اقدام به ازدواج کردم اما طرفم دید باز نداشت و به بلوغ ازدواج نرسیده بود.در مقابل خیلی ها رو دیدم که ازدواج کرده بودن و بعدا طلاق گرفتن.اما بعدش با دادن پیشنهاد به پسری که مورد علاقشون بوده و اون چیزی بوده که اونا می خواستن ، با هم ازدواج کردن و خوشبخت هستن خدا رو شکر.یه مدت به نظرم زده بود که کسی رو دیدم که مورد نظرم بود راجع بهش تحقیق کنم و بهش پیشنهاد ازدواج بدم. اما دیدم ممکنه عزتم بره زیر سوال.می خواستم برم حوزه علمیه برادران با مسئولشون صحبت کنم بگم که کسی که اهل رعایته و حدود 27 سالشه بهم معرفی کنن دیدم خب اینجوری همم بده. زشته . می گن چه دختر پرروییه.تازه به این نتیجه رسیدم که باید با کسی ازدواج کنم که از ممن حداقل 5 یا 6 سال بزرگتر باشه.چون آقایون معمولا توی سن بالا پخته میشن.حالا من نمی دونم چی کار کنم؟اکثرا می گن سخت می گیری.ولی خب میخوام طوری ازدواج کنم که دینم رو حفظ کنم نه واسه ی مسائل پست دنیوی. البته اونا در درجه ی خیلی خیلی خیلی خیلی پایین هستن.شما نگید که سخت داری می گیری.راه حل بدید تا به خدا برسم.می خوام ازم راضی باشه.همه چیم رو واسه ی همسرم میدم اما برای کسی که واقعا عاشقانه خدا رو دوست داشته باشه و با فرهنگ باشه و بدونه با خانمش چه جوری باید رفتار کنه. واسه کسی که تکیه گاه محکمی باشه نه اینکه انقدر بچه باشه که از تاریکی بترسه ونتونه اراده ی محکمی داشته باشه.این عقیده ی منه.می خوامبه یاد شهدا ازدواج کنم.حالا راه بدید به اذن خدا...
ممنون موفق باشید .. خداقوت
خواهر گرامي از اين که در امر ازدواج سعي داريد با مشورت تصميم بهتري اتخاذ کنيد، بسيار خوب است. اميد است که با پاسخ خود بتوانيم شما را در اين مساله ياري کنيم. در ادامه نکاتي را ذکر کرده ايم که توجه به آنها ميتواند مفيد باشد:
الف - پيشنهاد ازدواج از سوي دختر
مساله اولي که در نامه مطرح کردهايد و در نهايت جوابي هم به آن دادهايد، مساله يافتن پسر مورد نظر و پيشنهاد ازدواج به اوست. به نظر ما در اين مورد بهتر است حرکت از سوي پسر باشد نه دختر. به عبارت بهتر توصيه ميکنيم که به طور مستقيم، نسبت به پسر خاصي که مورد تاييد شماست، ابراز علاقه نکنيد. اگر خودتان پيش قدم شويد و ابراز علاقه کنيد، دو احتمال وجود دارد:
1- پسر ناراحت شده و شما را رد کند؛ در اين صورت شما سبک شده و احساس حقارت و سرشکستگي خواهيد نمود.
2-پسر خوشحال شده و اعلام رضايت کند؛ در اين صورت بايد گفت هر چند پسر خوشحال ميشود، ولي احتمال زياد وجود دارد که تدريجا در ذهن خود نسبت به شما حالت بياعتمادي پيدا کند؛ زيرا مردان معمولا به حياي همسرشان خيلي حساسند؛ دوست دارند زنشان حياي زيادی داشته باشد. از اين رو با توجه به اين مساله اگر پسر ببيند، شما نسبت به او - که يک مرد نامحرم است- ابراز علاقه ميکنيد، ممکن است ناخودآگاه تصور نسبتا منفي به شما پيدا کرده و احتمال دهد شما نسبت به مردان ديگر هم ممکن است ابراز علاقه کنيد.
به طور کلي خواهر گرامي ابراز اوليه علاقه و پيش قدمي از سوي دختر هم با عرف جامعه سازگار نيست و هم با روحيه زنانگي که ميل به مطلوب شدن و معشوق شدن دارد سازگار نيست، از اين رو اگر واقعا از عالي بودن پسري براي ازدواج مطمئنيد کاري کنيد که او پيش قدم شده و به خواستگاري شما بياييد نه اينکه شما با ابراز علاقه او را به سمت خود جذب کنيد.يادتان باشد شما هر چه بيشتر خود را سنگين نشان دهيد اعتبارتان در نزد او بالا ميرود.
پيشنها ما
اگر بر فرض پسر خاصي را پيدا کرديد و با تحقيق به يقين رسيديد که فرد بسيار شايستهاي براي ازدواج است و واقعا حيف است که او را از دست دهيد، در اين صورت يک فرد متاهل و کاملا مورد اعتماد را پيدا کرده و او را واسطه قرار دهيد تا پسر را تحريک به خواستگاري از شما بکند. البته اين فرد واسطه نبايد از علاقه شما به او حرفي بزند؛ بلکه بايد تلاش کند زمينه خواستگاري پسر از شما را فراهم نمايد تا بعد از خواستگاري، مراحل تحقيق و آشنايي براي ازدواج شروع شود.
ب- معيار شما در مورد همسر آينده
با توجه به مطالبي که در نامه بيان کردهايد ميتواند دريافت که شما ملاکهاي و معيارهاي خاصي در مورد همسر آينده داريد به طوري که حاضر نيستيد مراتب پايين تر آن را قبول کنيد. شايد بتوان گفت نوعي تصورات تماميت خواهانه يا کمال خواهانه نسبت به همسر آينده داريد. ولي ما توصيه ميکنيم که معيارهاي خود را از حالت تماميت خواهي به حالت نسبي تغيير دهيد.
انتظار نداشته باشيد همسر آينده حتما در حد بسيار از دينداري باشد يا مثل يک عارف عاشق خدا باشد. بدانيد که همسر آينده چه خوب باشد و چه بد راه رسيدن به کمال بسته نميشود. بهتر است دنبال فردي باشيد که نستا وضعيت خوبي به لحاظ دينداري دارد و قابل قبول است (هر چند ممکن است در آن مراحل بالاي اخلاقي نباشد).
البته خواهر گرامي ما مخالف ازدواج با فرد بسيار متدين و فردي کاملا عاشق خدا ميباشد، نيستيم اتفاقا خيلي هم خوب است شوهر آدم در مراحل بالايي از دينداري باشد ولي انصافا چند درصد احتمال دارد که چنين فردي با اين خصوصيات بالا پيدا شده و علاقمند شما هم باشد؟ اصلا بر فرض هم پيدا شد و علاقمند شما هم شد. ولي آيا اين دو مساله براي ازدواج موفق، کفايت مي کند؟ علاوه بر تدين بايد به لحاظ خانوادگي و ويژگيهاي شخصيتي خاص، نيز هماهنگي نسبي داشته باشيد تا ازدواج موفقي را تجربه کنيد. حال اگر بخواهيم همه اين عوامل را در حد بالايي در نظر بگيريم و انتظار داشته باشيم که با همين درصد بالا در کنار هم قرار بگيرند ميدانيد چقدر ازدواج مشکل خواهد بود؟ و حتي احتمال دارد تا سالهاي متمادي موفق به ازدواج نشويد. لذا بهتر است يک نگاه نسبي به خصوصيات شوهر آينده داشته باشيد. اگر در حد نسبي فرد دينداري بود، و در ساير مسائل نيز هماهنگي نسبتا خوبي داشت اقدام به ازدواج کنيد.
نکته پاياني
به نظر ما در ازدواج بهتر است به جاي خوب بودن طرف مقابل، تناسب و هماهنگي را ملاک قرار دهيد.
يعني بهتر است دنبال همسري باشيد که به لحاظ دينداري، خانوادگي و شخصيتي با شما هماهنگ باشد. به عبارت ديگر هنگامي که دنبال کسي براي ازدواج هستيد هم به خود نگاه کنيد و هم به فرد مورد نظر، ببينيد تا چه حد با روحيات و ويژگيهاي شخصيتي شما هماهنگ هست؟ و نه اينکه فقط نگاهتان به خصوصيات پسر باشد و ويژگيها خود را در نظر نگيريد.






