با سلام
جوانی 26 ساله هستم که به تازگی عقد نمودم
می خواستم چند وقتی را نامزد باشیم که پدر دختر اجازه نداد و سریع عقد برگزار شد.
موارد زیر را در قبل و بعد از عقد به دست آورده ام که عرض می کنم:
1-قد دختر خانم از همان اول به نظرم مناسب نرسید که به خاطر تدین و خانواده و اخلاق و سطح سواد و خلاصه محاسنی که در دختر می دیدم از آن گذشت کردم.
2-زیر بار مهریه بالا نمی رفتم (هم به خاطر احادیث و هم به خاطر پسرهایی که در زندان ها هستند) اما در نهایت با 514 سکه عندالاستطاعه موافقت کردم
3-وقتی برای عقد شرعی به اصفهان (شهر فامیل های دختر) رفتیم با فامیل های دختر که آشنا شدم همه را حسود و فضول یافتم (به اعتراف خود دختر).
4-در اصفهان از همبستر شدن با او لذتی را که باید ببرم نبردم (در کل او خیلی بیشتر از من لذت می برد) واقعا نمی دانم شاید ایراد از من است، شاید به خاطر اختلاق 30 سانتیمتری قد است، نمی دانم من هیچ تجربه جنسی پیش از این نداشتم
5-وقتی برای خرید حلقه اقدام کردیم استفتاء کردم فرمودند پلاتین بگیرم به جای طلا سفید؛ خانواده دختر خیلی غر زدند سر اینکه چرا باید قیمت حلقه من اینقدر بالا باشد و من هم نزد خود فکر می کردم چرا باید اینقدر عقیده من برایشان بی اهمیت باشد.
6-وقتی برای ثبت عقد و مراسم در تهران رفتیم 2 اتفاق افتاد:
الف- خانواده دختر فشار آوردند که 114 سکه عندالمطالبه (تعدادی که در کل من پذیرفته بودم) و بقیه را عندالاستطاعه بنویسیم و باز هم ما پذیرفتیم.
ب- من گفتم بیماری صرع خفیف را که در خواستگاری گفته بودم و پذیرفته بودند در عقدنامه بنویسید تا فردا روزی نگویند که داماد نگفته بود؛ خانواده عروس شاکی شدند که چرا اصلا چنین چیزی را مطرح کردید، خانواده ما هم شاکی شدند که اگر بنویسید یا حتی در کاغذی جدا رسید بدهید مگر چه ایرادی دارد؟
در نهایت دختر به من گفت تو شر را بخوابان من بعدا بهت رسید می دهم ولی به کسی نگو
7- از حق نگذریم دختر نجیب و مهربانی است اما می ترسم اگر نتوانم از او لذت ببرم نتوانم با او زندگی بکنم
پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در نامه خود راجع به مسائل مربوط به ازدواج تان نکاتي را بيان کردهايد، ولي در پايان، دغدغه اصليتان را صريحا ذکر نکردهايد. ما در ادامه چند نکته در رابطه با مواردي که احتمال ميدهيم مورد دغدغه شما باشد، متذکر مي شويم. اميدواريم مفيد واقع شوند.
الف- طبق نامهاي که ارسال کردهايد، ظاهرا دو نفر کاملا عقد کرده و رسما زن و شوهر هستيد؛ بهتر است از حالا به بعد به جاي تمرکز روي اختلافات ،به فکر تقويت روابط و رفع مشکلات احتمالي باشيد، تا زندگي شيرينتري را تجربه کنيد.
ب- در نامه خود به برخي اختلافات اشاره کرديد که در مراحل مختلف ازدواجتان رخ داده است. وجود اختلافاتي بين دو خانواده، مخصوصا زماني که آداب و رسوم آن ها با هم فرق کند، تا حدودي طبيعي است. نه تنها شما بلکه خانوادههاي زيادي هستند که در اين مراحل دچار اختلافاتي ميشوند ، ولي بالاخره اختلافات تمام شده و دختر و پسر زندگي خود را شروع ميکنند.
در اين مرحله آنچه که مهم است، نحوه برخورد با اين گونه مشکلات است. گاهي اوقات ممکن است طرفين يک اختلاف کوچک را چنان بزرگ کنند که تبديل به يک دعوا شود.با برخورد منطقي و حساب شده، مشکلات نسبتا بزرگ تر را کوچک نموده و حل کنيد.
براي اينکه بتوانيد از وقوع اختلافات بزرگ پيشگيري کنيد، لازم است روابط بين خانوادهها و همين طور رابطه بين خانواده خود و همسرتان را مديريت کنيد. بهتر است به توصيههاي زير توجه کنيد:
1- تا حد امکان سعي کنيد ميان خانواده خود، خانواده دختر را تخريب نکنيد. حتي اگر از دست آن ها ناراحت بوديد، بهتر است به والدين خود انتقال ندهيد. نگذاريد ريشههاي کينه و نفاق در دل خانوادهها ايجاد شود. زيرا وجود چنين کينه هايي زمينه اختلافات را فراهم ميکنند . ممکن است دچار لجبازي شده و کوچك ترين دعوا را به بزرگ ترين دعوا تبديل کنند.
اگر رابطه والدين شما و والدين همسرتان، شديدا صميمي شود و به جاي کينه، محبت در دل آن ها ريشه کند، زمينه اختلاف کاهش پيدا ميکند. به همديگر خوش گمان ميشوند. کارهاي مشکوک همديگر را به کارهاي مغرضانه تفسير نميکنند؛ حتي در صورت اختلاف دختر و پسر به جاي اينکه آتش بيار معرکه شوند، سعي ميکنند اختلاف آن ها را حل کنند.
2- خودتان نيز استقلال عاطفي داشته باشيد. اگر بين بزرگان اختلافي به وجود آمد، آن را به روابط بين خود سرايت ندهيد.
3- رابطه بين خود را با والدين همسر نيز صميميتر کنيد. طوري رفتار کنيد که آن ها باور کنند به دختر وفادار خواهيد ماند و اهل خيانت و ظلم نيستيد. اگر والدين او مطمئن شوند که دامادشان فرد مورد اعتماد و بسيار خوبي است، زمينه سوء تفاهم کم ميشود . در مواقع اختلاف راحتتر سازش پيدا ميکنند. اگر ميبينيد به مهريه خيلي گير مي دهند، ميتوان گفت به احتمال زياد نگران آينده دخترشان هستند . با اين کار ها ميخواهند جلوي ضررهاي احتمالي را بگيرند. با عمل و رفتار خود ميتوانيد اطمينان آنان را کسب کرده و اين گونه نگراني ها را کاهش دهيد . در نتيجه از سخت گيري هاي افراطي نجات پيدا کنيد.
4- در ميان خانواده خود از محاسن خانواده همسر صحبت کنيد . همچنين به همسرتان بگوييد که براي تقويت روابط از محاسن خانواده شما براي خانوادهاش تعريف کند.
ج - در قسمتی از نامه بيان کردهايد که دختر در مقايسه با شما علاقه بيش تری برای همبستر شدن دارد. هر چند يکی از دلايل احتمالي اين مساله را کوتاه قدي او ذکر نمودهايد ، ولي بايد گفت احتمالات ديگري هم ميتوان براي اين مساله ذکر نمود ،از قبيل:
1- همسر شما به لحاظ جنسي بسيار گرم مزاج باشد و شما در حد متوسط باشيد. در نتيجه طبيعي است که ميل او به مسائل جنسي مقداري بيش تر از شما خواهد بود.
2- علاقه و ميل جنسي همسر متوسط باشد، ولي شما گرايش به سرد مزاجي داشته باشيد.
3- شايد هر دو به لحاظ ميل جنسي شبيه هم هستيد، ولي چون ميل شديد به داشتن همسري با ظاهر و قدي کاملا دلخواه ميباشيد، نميتوانيد به ايشان که قد کوتاه تري دارد، علاقه جنسي نشان دهيد. شايد تماميت خواهي افراطي، باعث اين مساله شده است.
احتمالات متعددي را براي اين مساله ميتوان فرض کرد . لازم است با دقت بيش تري اين مساله بررسي گردد. با توجه مطالبي که گذشت ،براي برخورد با اين مشکل توصيه ميکنيم :
1- سعي کنيد به طور حضوري به متخصص و روانشناس مراجعه کنيد تا از بين احتمال متعدد علت اصلي را تشخيص داده و درمان متناسب با آن را ارائه کند.
2- هم شما و هم همسرتان شيوههاي بهتر ارضاي جنسي در روابط زناشويي را ياد بگيريد. اينکه يک زن چگونه ميتواند در عمل جنسي همسر خود را به نحو بهتر ارضا کند . در نتيجه او را به بيش ترين لذت جنسي برساند.همين طور يک مرد چگونه ميتواند زن خويش را در حد عالي ارضا نمايد.
يادگيري و اجراي مکرر اين شيوهها، باعث ميشود از عمل جنسي با همسرتان بيش تر لذت ببريد . در نتيجه اين عمل در ذهن شما با خاطرات بسيار شيرين تداعي خواهد شد. اين مساله تدريجا باعث ميشود که بر اثر شرطي سازي، علاقه جنسي شما به همسرتان نيز افزايش يابد.
د- ظاهرا قد دختر براي تان مهم است و آرزو ميکنيد که اي کاش بزرگ تر بود . به هر حال ازدواج کردهايد و ايشان همسر شماست، بايد تلاش کنيد او را با همين حالت بپذيريد. در ضمن انتظار نداشته باشيد که دختر کاملا و صد در صد هماني باشيد که ميخواهيد. پيدا کردن زن و شوهري که به طور صد در صد هماهنگ با هم باشند، بسيار مشکل است.
اگر زن و شوهر در 70 درصد معيارها موافق و هماهنگ باشند، خيلي خوب است . ميتوانند با تفاهم در 30 درصد باقي مانده زندگي شيريني را تجربه کنند.
برادر گرامي !
هر چند يکي از مسائل مهم براي شما بلند قدي بود، که در ايشان نيست؛ ولي خوشبختانه ملاک هاي ديگرتان تا حد زيادي در او وجود دارند. توصيه مي کنيم خيلي به خاطر اين مساله نگران نباشيد. هر موقع احساس کرديد که به خاطر کوتاه قدي محبت شما نسبت به او کم ميشود، سعي کنيد با يادآوري نکات مثبت او، از قبيل: نجابت، تحصيلات، خوش اخلاقي و.... که واقعا ارزش بسيار زيادي دارند، محبت او را در دل خود زنده کنيد. نگذاريد اين همه فضايل فداي يک ويژگي ظاهري شوند.
کوتاه بودن قد در اختيار او نيست،پس دليلي براي ناراحتي از او نيست.
در پايان چند کتاب معرفي مي کنيم که مطالعه آن ها ميتواند مفيد واقع شود:
- آيين همسردارى، ابراهيم امينى.
- مديريت روابط زناشويي، دکتر سيد جلال يونسي، انتشارات قطره.
- ازدواج مكتب انسان سازى، شهيد دكتر پاكنژاد.






