آیا پیامبر(ص) طبق آیه 26 سوره جن معصوم است؟
طبق این آیه برای پیامبر(ص) فرشتگان محافظی قرار داده شده که از او برای جلوگیری از گناه حفاظت می نمایند. آیا این معصومیت پیامبر(ص) را زیر سوال نمی برد؟
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط شما با این مرکز.
پرسشگر گرامي! ظاهراً مراد شما آيه 27 سوره جن باشد كه مي فرمايد: «مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آن ها قرار مىدهد». صدر و ذيل آيه دلالت دارد بر اين كه وحى الهى از آن لحظه كه از مصدر وحى صادر مىشود، تا زمانى كه به مردم مىرسد و همچنين در طريق نزولش تا وقتى كه به شخص مورد وحى برسد، از هر دستبرد و تغييرى محفوظ است. حال اين آيه نه تنها عصمت پيامبر(ص) را زير سؤال نمي برد، بلكه اتفاقاً آن را تأييد مي نمايد؛ زيرا عصمت در اصطلاح، عبارت از لطفي است كه خداوند در مورد بنده انجام مي دهد و به واسطه آن، انسان با اختيار خود از فعل قبيح امتناع مي ورزد. (1)
حال همان گونه كه از تعريف عصمت برداشت مي شود، در معصومين امكان و قدرت بر گناه وجود دارد؛ اما به واسطه اين لطف، انگيزه بر گناه از بين رفته است و اين بدان معنا نيست كه معصوم قدرت بر گناه ندارد و گناه نكردن خارج از اختيار او باشد؛ مثلاً هيچ فرد عاقلي به سيم لختِ برق دست نمي زند؛ ولي در عين حال، چنان نيست كه قدرت بر اين كار را نداشته باشد؛ بلكه او با توجه به پي آمدهاي این كار، ترك را بر فعل ترجيح مي دهد و در طول زندگي گِرد چنين كارهايي نمي رود.
به عبارتي ديگر، صدور چنين كاري از انسان هاي عاقل و علاقه مند به سلامت خود، به صورت محال عادي در مي آيد، نه محال عقلي. تفاوت اين دو بسيار روشن است. در اولي، امكان انجام فعل محفوظ است؛ هر چند تحقق نمي پذيرد. ولي در دومي، فعل امكان انجام ندارد. چنان که قرآن در آيه ديگر مي فرمايد: «... اگر انجام ندهي، رسالت خدا را ابلاغ نكرده اي». (2) اين آيه آشكارا قدرت پيامبر بر عصيان را تصريح مي كند و اين كه پيامبر با داشتن عصمت، , قادر بر ترك رسالت مي باشد. بنابراين، عصمت قدرت و اختيار را از معصوم سلب نمي كند تا امتياز بر آنان حساب نشود. از این رو، معصوم درعين قدرت بر گناه، آن را اختياراً انجام نمي دهد.
اما منشأ عصمت يا به عبارتي مصاديق اين لطف، مختلف است. در برخي موارد، مصداق اين لطف تعيين نگهبانانى، براى حفظ وحى از هر تخليط و تغيير دادن، يعنى كم و زياد كردن مي باشد كه ممكن است از ناحيه شيطان ها با واسطه و يا بىواسطه صورت بگيرد. چنان که آيه بيان شده به آن اشاره دارد. در برخي ديگر نیز مصداق لطف، علم خاصي است كه خداوند به انبيا و ائمه عطا مي كند؛ چنان که در قرآن خطاب به شخص رسول خدا (ص) مي فرمايد: «وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ»؛ (3) « خداوند كتاب و حكمت را بر تو نازل كرد، و علمى به تو تعليم داد كه خودت از راه اكتساب هرگز آن را نمىآموختى». اما معناى اين جمله را بدان جهت كه خطابى است خاص، آن طور كه بايد نمىفهميم؛ زيرا ما انسان هاى معمولى، آن ذوقى را كه حقيقت اين علم را درك كند، نداريم؛ اما از جمله «وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم» معلوم مي شود اين موهبت الهيه كه ما آن را به نام نيروى عصمت مىناميم، خود نوعى از علم و شعور است كه با ساير انواع علوم مغايرت دارد. ساير علوم همان طور كه گفتيم، گاهى مغلوب ساير قواى شعورى واقع گشته (در كوران ها مورد غفلت قرار مىگيرند)؛ ولى اين علم هميشه بر ساير قوا غالب و قاهر است و همه را به خدمت خود در مىآورد. به همين جهت است كه صاحبش را از كل ضلالتها و خطاها حفظ مىكند. (4) بنابراین، در اين گونه موارد، مصونيت معصومان در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقواي آن ها سرچشمه مي گيرد؛ درست همانند پرهيز از پاره اي از گناهان براي ما كه به دلیل علم و آگاهي و ايمان و معرفت، آن ها را ترك مي كنيم.
پي نوشت ها:
1. رباني، علي، امامت در بينش اسلامي، ص 215، چ دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1386ش.
2. مائده (5)، آيه 67.
3. نساء (4)، آيه 113.
4. موسوى، سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان، ج 5، ص 127، چ دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1374 ش.






