با سلام و خسته نباشید
جوانی (چه جوانی. پیرمردی) هستم 28 ساله که از 10 سال پیش آرزوی ازدواج داشتم.
ولی متاسفانه پدر و مادرم هنوزم میگویند زود است و با فشاری که خودم بر خانواده وارد کرده ام مجبورشان کردم برایم به خواستگاری بروند و الان سه سال است که هنوز کسی واسه ازدواج پیدا نکرده ام و از همه چیز نا امید شده ام و از کسی که میگوید امید داشته باش و صبرکن متنفرم و هرکس این را میگوید فحش و بدوبیرا به او میگویم.
فقط میخوام بطور رسمی و شرعی با کسی ازدواج موقت داشته باشم و به جایی رسیده ام که حاظرم مرتکب به هرکاری حتی زنا و... شوم.
تورو بخدا به من کمک کنید تا کسی را برای ازدواج موقت پیدا کنم تا خانواده بتوانند برایم زن بگیرند.
بارها و بارها تصمیم به خودکشی و یا آتش زدن منزلمان و ... شده ام
دیگر صبر ندارم
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. ما برخلاف نظر پدر و مادر شما معتقدیم که شما باید در اولین فرصت ازدواج کنید و حتی معتقدیم ازدواج شما مقداری دیر شده است و شما می بایست خیلی پیش تر از این ازدواج می کردید. چون بهترین فصل ازدواج انسان در دهه سوم زندگی است. ما هم قبول داریم که جوانی مثل شما برای ارضای نیازهایش، نیاز به همدم و مونس و همسری شایسته دارد و باید سریعاً ازدواج کند ولی باید توجه داشت که رسیدن به این هدف مطلوب و مورد پسند دین و عقل نیاز به اموری دارد که مقدمتاً باید انجام بگیرد، در غیر این صورت، امکان وصول به نتیجه رضایت بخش میسّر نمی گردد.
2. معمولاً والدین انسان، دلسوز فرزندان خود هستند و اگر مطلبی می گویند و یا مخالفتی ابراز می کنند از سر دلسوزی و خیر خواهی است؛ گویا پدر و مادرتان بر این باورند که ازدواج بدون داشتن شرایط آن و برطرف کردن موانع آن، شما را با مشکلاتی روبرو می سازد، اگر پدر و مادر شما می گویند که ازدواج شما زود است، شاید بیشتر به خاطر این است که می بینند که شما هنوز شرایط کافی برای ازدواج و اداره زندگی را ندارید و یا آینده شغلی و کاری شما مشخص نیست. ضمن این که با نبود شرایط ازدواج و نداشتن شغل و درآمد کافی، ممکن است خانواده هر دختری با این مسئله به سادگی کنار نیایند و جواب رد بدهند. امروزه کمتر خانواده ای پیدا می شود که شرایط این چنینی را برای ازدواج کافی بدانند و ممکن است در صورت اقدام شما به ازدواج در صورت نبود شرایط لازم، مدت زیادی از وقت شما صرف خواستگاری رفتن های متعدد شود و در این میان سرخورده و افسرده گردید و یا اینکه از معیارهای اساسی ازدواج کوتاه بیاید و تن به ازدواج با دختری بدهید که از موقعیت و شرایط پایینی برخوردار است و برای ازدواج با شما مناسب نیست. به هر حال این ها واقعیت های است که ممکن است پیش روی شما قرار بگیرد، البته این ربطی به شرایط سخت جامعه ندارد بلکه شرایط حداقلی تشکیل زندگی مشترک برای هر دختر و پسری است که می خواهند زندگی مشترک و مستقلی را آغاز کنند.
3. میل و نیاز به ازدواج، یک فرق اساسی که با برخی دیگر از نیازهای انسان، مثل: گرسنگی و تشنگی دارد، این است که می توان آن را به تأخیر انداخت و این گونه نیست که با تأخیر افتادن آن، حیات و ادامه زندگی انسان به خطر بیفتد بلکه چه بسیار افرادی بودند که به خاطر عوامل گوناگونی، شرایط ازدواج را تا پایان عمر از دست دادند و علی رغم نیازی که به ازدواج داشتند، نتوانستند همدمی برای خود پیدا کنند و تشکیل زندگی مشترک بدهند اما با این وجود به زندگی عادی خود ادامه داده اند و برخی از آنها از نوابغ عصر و از مشاهیر بزرگ جهان گردیده اند. حرفهایی که شما بیان کردید اگر چه از نظر ما جنبه تهدید گونه دارد و بیشتر به خاطر مقابله به مثل با مخالفت والدین و نیز شدت فشار جنسی می باشد ولی هیچ گاه شایسته نیست که از جوانی مثل شما صادر گردد چرا که در این صورت نه تنها مشکل شما را حل نمی کند بلکه بیشتر بر وخامت اوضاع می افزاید.
4. اگرچه ازدواج بهترین عامل برای ارضای صحیح غریزه جنسی و کنترل آن است اما باید بدانید که برای ازدواج نیاز به فراهم نمودن شرایط و زمینه ها و نیز مقدمات آن است و بدون آن اگرچه ممکن است با ازدواج برخی از مشکلات شما از جمله مشکل جنسی شما برطرف گردد ولی خود مشکلات دیگری را به همراه دارد که می بایست هوشمندانه و عاقلانه عمل کنید تا به قول معروف خود را از چاله به چاه نیندازید.
5. ما دقیقاً نمی دانیم که مشکل اصلی شما برای ازدواج چیست؟ و به چه خاطر در این سه سالی که خانواده شما بالاخره با ازدواج شما موافقت کردند و به خواستگاری رفتند، هنوز نتوانسته اید فردی را برای ازدواج پیدا کنید، مسلماً شناسایی علت یا عوامل ایجاد مشکل و رفع آنها کمک بسیاری برای تحقق خواسته شما و رسیدن به آن خواهد داشت. باید توجه داشت که بسیاری از مشکلات ازدواج دائم خود ساخته، یا تحمیل برخی از آداب و سنن و فرهنگ نادرست جامعه و اطرافیان و محیط است که اصلاح آن بر عهده تک تک افراد جامعه و از جمله خود شما است به همین خاطر توصیه می شود که به هیچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنید با بازنگری همه جانبه، روزنههایی هرچند اندک برای ازدواج دائم (که در پرتو تلاش شبانهروزی شما مسیر است) بر خود بگشایید. توصیه می شود اگر مشکل مالی دارید، از مشکلات مالی نهراسید و به وعده الهی امیدوار باشید و مقدمات ازدواج را فراهم نمایید که به یقین به این وسیله و به موجب دوری از گناه، گشایشی در کار شما به وجود خواهد آمد.
6. ازدواج موقت علی رغم توصیه و سفارش دین مبین اسلام و مزیت های فراوان آن، دارای آسیب هایی هم می باشد که شایسته است از دید ژرف اندیشانی مثل شما مخفی نماند. ازدواج موقت هر چند پاسخی جزئی به نیاز جنسی است ولی در بسیاری موارد باعث تشدید غیر قابل کنترل نیاز جنسی میگردد. تا قبل از تجربه روابط جنسی، کنترل قوای جنسی به مراتب سهلتر از بعد تجربه روابط میباشد. این نکته مهمی است که در صورت عدم توجه به آن، فرد را خواسته یا ناخواسته وارد گرداب غرایز غیر قابل مهار مینماید. بنابراین، توصیه می شود به جز موارد اضطراری و حاد از ورود به وادی ازدواج موقت پرهیز کنید و خویشتنداری جنسی همه جانبه را جایگزین آن گردانید و در حد امکان تمرکز خود را روی ازدواج دائم و به وجود آوردن شرایط و آماده سازی مقدمات آن بگذارید چرا که از نظر روانشناختی، ازدواج دائم و خویشتنداری همه جانبه در شرایط حاضر از ازدواج موقت کم حاشیهتر است. چه بسا در صورت عدم امکان ازدواج دائم، خویشتنداری همه جانبه از بسیاری جهات از ازدواج موقت برای شما سهلتر و کم آسیبتر باشد.
ضمن این که در هر حال حاضر، هیچ مرکز رسمی یا غیر رسمی متولی ساماندهی بحث ازدواج موقت نیست. از طریق رسمی نمیتوانید به مورد مناسب خود دست یابید و ما نیز کسی را بدین منظور نمی شناسیم.
7. تصمیم به خودکشی و یا آتش زدن منزل، هیچ گاه روش مناسبی برای حل مسئله ازدواج شما تلقی نمی شود و بیشتر جنبه تهدید دارد که نه تنها مشکل شما را حل نمی کند بلکه بر وخامت اوضاع و مشکلات دیگر شما می افزاید بنابراین بهتر است به جای دامن زدن به مشکلات خود، فرایند حل مسئله را به درستی بیاموزید و نسبت به مشکل ازدواج خود راه حل منطقی پیدا کنید.
8. برای حل هر مشکلی نیاز است مهارت حل مسئله را به خوبی بیاموزید و در مورد ازدواج خود نیز می توانید از آن استفاده کنید. البته حل مسئله یک مهارت است که با ممارست بهدست میآید. بایستی این مهارت را تجربه و تمرین کرد تا در آن ورزیده و ماهر شد. در ادامه به مراحل پنجگانه مهارت حل مسئله اشاره می شود:
1- مواجهه با مشکل و رویكرد صحیح نسبت به مسئله.
اولین گام در مسئلهگشایی داشتن خودآگاهی است؛ بدین معنا که ما خودمان آگاهانه بدانیم، چه ویژگیهایی داریم، از چه استعداد و توانمندیهایی برخورداریم، دارای چه احساس و هیجانی هستیم و در چه موقعیتی قرار داریم. در حل موفقيتآميز مشكل خیلی مهم است كه اين ادراك را در خودمان پرورش دهيم كه "تو ميتواني مشكلت را حل كني". بهکار بردن این بخش از خودآگاهی به شکل گفتار درونی فوق باعث میشود که ذهن ما معطوف به مسئلهای شود که میتوانیم از پس آن برآییم و تمرکز لازم جهت ادامه سایر مراحل این مهارت فراهم نماییم.
2- بررسی، تحلیل و تعریف دقیق مشکل.
3- جستوجو و تهيه فهرستي از راهحلهاي مختلف.
در اين مرحله بايد خوب فكر كنيد و تمامي راه حل هايي ممكن را براي حل مشكل مورد نظر فهرست كنيد.
براي اينكه به راه حل هاي بيشتري دست پيدا كنيد مي توانيد از افراد ديگر مانند پدر و مادر ،معلمان ، مشاوران و دوستان خود كه قابل اعتماد هستند بخواهيد كه راه حل هاي پيشنهادي خود را به شما ارايه دهند .
4- ارزيابي راه حل هاي مطرح شده و انتخاب بهترين راه حل.
5- اجرا و بازبینی راهحلانتخاب شده.
به دنبال اجرای راهحل انتخابی، نوبت ارزشیابی آن میرسد که آیا راهحل مورد نظر مؤثر بوده یا نه؟ اگر موفقيتآميز نبود، اولويت بعدي به اجرا گذاشته میشود. در صورتي كه نتوانستیم با پياده كردن راهحلهاي ارائه شده به حل مشکل برسیم، باید مراحل حل مسئله را مجدداً مرور کنیم. آیا مشکل را به درستی شناسایی و تعریف کردهایم؟ آیا تمام راهحلهای ممکن را در نظر گرفتهایم؟ آيا راهحل انتخاب شده را درست اجرا كردهایم؟
به هر حال اگر راهحلي را انتخاب كرديم ولي به نتيجه نرسيديم، مأيوس نشده، به دنبال راهحلهاي ديگري براي پيدا كردن حل مشكل باشيم؛ چرا كه شكست يك راهحل، پايان تمام راهحلها نيست. تردیدی نداشته باشیم که خداوند با امدادهای خود ما را در مراحل حل مسئله یاری خواهد نمود.






