شوهرم استاد است در کلاس دختری را برای خواهر زاده اش انتخاب کرد ولی دید که آن دختر با پسرها حرف می زند برای نصیحت او را به اتاقش خواند .بعد برای نمره و تحقیق او را بیشتر دید و با صحبت بیشتر فهمید که دختره با پسری که به او قول ازدواج داده دوست است حتی شوهرم عکس پسره را گرفت و برای دختره تحقیق کرد .به گفته شوهرم آن دختره حیف است و دوست داشت در خانواده ما ازدواج کند حساسیت و حتی فکر کنم علاقه شوهرم به او زیادشده و به بهانه های مختلف هر چند روز او را به اتاقش فرا می خواند یک با که او را خواست و نیامد به تعقیب او پرداخت و او را جلوی خانه پسره یافت و خیلی عصبانی شد و هر دوی آنها را به ماشینش اورد و نصیحت کرد.شوهرم بعد دو ماه اینها را به من کفته است و از من خواسته که دو کار کنم 1.دختره را اصلاح کنم یعنی به بهانه تدریس دختره به دخترم او را به خانه بیاورم و با او صحبت کنم 2- به شوهرم برای فراموش کردن او.من باید چه بکنم .ما در 10 سالس که ازدواج کردیم مشکلی نداشتیم و حتی یک بار هم دعوا نکردیم

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
به عنوان دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد روان شناسي به شما خواهر گرامي خاطر نشان مي سازم كه اصلاح گري و نهي از منكر شوهر شما، از جمله مصاديق رفتار حرام است. اصلاح كردني كه به افساد خود و ديگري بينجامد، صد درصد شيطاني است و به هيچ وجه رحماني نمي باشد.
شوهر شما مانند هر مرد ديگري بايد از نگاه بي حريم به جنس مخالف پرهيز كند و اگر از عهده اين امر بر نمي آيد، بايد به جاي استادي دانشگاه به شغل هاي كم آسيب ديگر بپردازد.
اما چند نكته:
1. از ظواهر امر بر مي آيد هر گونه تكرار مواجهه با اين دختر به نفع شما و شوهرتان نمي باشد و بهتر است در حد امكان بدون هيچ حساسيت برانگيزي، از دعوت ايشان به خانه تان طفره رويد. شايد به برخورد قاطع نيازي نباشد و با رفتار ملايم هم بتوان به حذف اين ديدار خانگي پرداخت.
2. با شوهرتان طوري رفتار نماييد كه از بازگويي و رازگشايي رابطه اش با اين دختر پشيمان نگردد. هر گونه موضع گيري تند شما در اين زمينه، به زيرزميني شدن اين رابطه مي انجامد. البته اين همراهي ستراتژيك، مدت دار است و بايد در يك بازه زماني محدود به او اجازه دهيد كه خودش به مديريت و حذف رابطه آسيب زا بپردازد. اگر اين رابطه به جاي تعديل، تشديد گشت، با انجام اقدامات باز دارنده شديدتر، راه را بر پيشروي ايشان ببنديد.
3. محيط خانه را ايمن كنید و از پرس و جوهاي چالش برانگیز كه فضاي خانه را ناايمن می سازد، بر حذر باشيد. بايد به جاي ملامت و سرزنش ايشان، به القای غير مستقيم روش صحيح مواجهه با جنس مخالف بپردازيد. نكات و هشدارهاي خود را در لفافه صحبت هاي عاميانه و روزمره به خورد ايشان دهيد. بي شك، همه اين امور مستلزم آرامش خاطر و خونسردي شما مي باشد.
4. اگر شما و ايشان از بنيه مذهبي قوي برخورداريد، سعي نماييد با تكيه بر باور داشت هاي مذهبي شوهرتان مدیریت اصلاح این دختر از شوهرتان را به يك فرد ديگر همچون روحاني نهاد دانشگاه يا روحاني مسجد يا هر فرد معتمد ديگر منتقل نماييد. بدیهي است كه نيازي به وارد كردن واقعي فرد روحاني و... به اين ماجرا نيست؛ بلكه اين مسئله مي تواند صرفاً حربه اي براي خلع سلاح كردن شوهرتان در زمينه اصرار بر اصلاح ايشان باشد.
5. نظام حساسيت ها و به اصطلاح رگ خواب شوهرتان را به دست آوريد و با انگشت گذاشتن به موقع بر روي آن ها، به تعديل و حذف رفتارهاي آسيب آفرين ايشان بپردازيد.
به عنوان مثال، مي شود اين گونه وانمود كرد كه «به نظر من (یعنی شما) مادر يا خواهر من يا مادر يا خواهر تو يا يكي از نزديكان طرفين، بيش ترين صلاحيت را براي اصلاح اين دختر دارند. پس من با مادرم تماس مي گيرم و از او مي خواهم به صحبت با اين دختر بپردازد».
قطعاً اين سناريوي ساختگي، هيچ بهره اي از واقعيت ندارد و شما صرفاً با پيشنهاد وارد كردن اين شخصيت ها به ماجرا، سعي در هزينه دار كردن ادامه اين رابطه براي ايشان می نمایید.
اگر ايشان بعضي اوقات خود را به خواب مي زند، بد نيست شما نيز بعضي اوقات خود را به خواب بزنيد و با پيشنهادهاي خواب آلود، خواب را از چشمان ايشان بزداييد.
6. در همه اين امور، مصالحي نهفته است. پس با تقويت رابطه خود با خدا و همچنين انجام برخي رفتارهاي خداپسندانه مانند توكل و توسل و نذر، سعي در ختم به خير شدن اين ماجرا نماييد.
7. فارغ از اين ماجرا، از هر گونه رابطه وابسته دار با شوهرتان پرهيز نماييد؛ چرا كه مردان زود از زنان وابسته خسته مي گردند و به اقتضاي روح اكتشاف گرشان، به سوی امور و افرادي كه بیش تر قابليت كشف دارند، مي روند. وابستگي، هر گونه جذابيت را از زن مي زدايد و مرد را به سوی زنان جذاب و كمتر دست يافتني مي كشاند.