پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.

1-ميدانيم كه حضرت آدم نخستين بشر خلق شده بوده كه حدود 70 متر بلندي داشته است . الف - چرا وي بايد اينقدر بزرگ جثه باشد ؟ ب - آيا درزمان وي هيچ جاندار ديگري نبوده روي زمين ؟ ج - بااين هيكل بزرگ و درختان و گياهان كوچك وي چگونه شكم خود را سير ميكرده است ؟ د - وقتي بشري برروي زمين نبوده وي پيامبر چه كساني بوده است ؟ ه - درزمان دايناسورها كه ميليونها سال قبل است نيز انسانهايي بروي زمين وجود داشته اند كه براي فهماندن مطالب به هم نقاشي مي كردند و داراي جثه اي تقريبا همانند انسان امروزي بوده اند ، پس آنان كه بوده اند كه داروين برطبق آنها نظريه اي داده كه بشر امروزي از نسل انسانهاي زمان دايناسورها كه به انسان نئاندرتال معروفند داد؟ 2- اگر شما فيلم روح را ديده باشيد روحي در آن فيلم وجود دارد كه پس ازمرگ سرگردان است و فرشته اي همراه آن نيست و همچنين درفيلم ملكوت روح همراه فرشته اي است و عذاب نمي بيند يعني آزاد است حال سوال اين است كه روح پس از مرگ آزاد است و ميتواند هرجا كه خواست برود يا نه ؟ 3- زمان در عالم برزخ چگونه مي گذرد مثلا فرض كنيد دو دوست بوده اند كه يكي از آنها مي ميرد و آن يكي 20 سال بعد مي ميرد آيا كسيكه اول مرده وقتي وارد برزخ مي شود همان 20 سال دنيايي را در برزخ سپري ميكند تا مثلا روح نفر دومي به برزخ بيايد يااينكه زمان در برزخ به نحو ديگري است؟

پرسش 1:
لطفا در مورد سوالات زير توضيح كامل دهيد. شرح : 1-مي دانيم كه حضرت آدم نخستين بشر خلق شده بوده كه حدود 70 متر بلندي داشته است . ا - چرا وي بايد اين قدر بزرگ جثه باشد؟ ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
تصور اين كه انسان هاي نخستين داراي قد و اندامي بي نهايت بزرگ تر از انسان هاي كنوني بوده اند ، تصوري كاملا غلط و نادرست است و هرگز اين گونه نبوده است .

پرسش 2:
اگر شما فيلم روح را ديده باشيد، روحي در آن فيلم وجود دارد كه پس ازمرگ سرگردان است و فرشته اي همراه آن نيست و همچنين درفيلم ملكوت روح همراه فرشته اي است و عذاب نمي بيند ،يعني آزاد است.روح پس از مرگ آزاد است و مي تواند هرجا كه خواست برود يا نه ؟

پاسخ:
ظاهرا اين سوال را قبلا هم در چند نوبت پرسيده بوديد ؛ در صورت پاسخ مجددا ارسال مي شود ؛ فارغ از برخي فيلم هاي غربي كه در خصوص ارواح ساخته شده و هيچ ارزش علمي ندارد و جداي از بحث در خصوص سريال ملكوت كه آن هم داراي اشكالات متعدد اعتقادي است بايد گفت :
انديشمندان ديني بر اين باورند که آدمي پس از مرگ دو مرحله از زندگي را در پيش دارد :
مرحله نخست که عالم برزخ نام دارد، با مرگ آغاز مي‌گردد و تا فرا رسيدن رستاخيز (قيامت) ادامه مي‌يابد.
مرحله دوم که عالم آخرت است، با وقوع رستاخيز آغاز مي‌شود و تا ابد ادامه دارد و هيچ پاياني براي آن نيست.
بر اساس اين ديدگاه، روح هر انساني پس از مرگ، به عالم برزخ منتقل مي‌شود تا سرانجام رستاخيز فرا رسد و همه انسان‌ها در پيشگاه خداوند حضور يابند.
شماري از روايات بيانگر آن­اند که انسان‌ها در بدو ورود به عالم برزخ، مورد حسابرسي قرار مي‌گيرند . از آنان درباره اعتقادات و اعمال شان سئوال مي‌شود.‌ حسابرسي در زبان روايات به سئوال قبر معروف است. مؤمناني که به خوبي از عهده پاسخ برآيند،‌ مشمول رحمت خداوند مي‌گردند . آنان که از پاسخ صحيح عاجزند، دچار عذاب مي‌شوند.
در پس اين حسابرسي اجمالي ارواح داراي وضعيت هاي متفاوتي خواهند بود . احيانا اختيارات و وسعت عمل هايي براي آن ها در نظر گرفته مي شود. تا حدودي امكان حضور در دنيا و توجه محدود به برخي از امور از جمله بازماندگان خود و جسم دنياي شان و ... براي آن ها مد نظر قرار داده مي شود ؛ در نتيجه در برخي موارد ديده مي شود كه در خواب بازماندگان از وضع اموات و از برخي حوادث و پيشامدها آگاه مي شوند .متوجه روشن بودن برخي حوادث دنيايي براي درگذشتگان مي شوند .
آزادي عمل و امكان حضور در مكان هاي مورد نظر براي ارواح مطلق و بي قيد و شرط نبوده، تابع حدود و ضوابطي است كه در عالم برزخ براي آن ها در نظر گرفته مي شود ؛ در واقع اين امر بيش از هر چيز به اعمال و رفتارهاي خود فرد بر مي گردد كه در برزخ به واسطه اعمال و رفتارهاي خوب خود داراي آزادي عمل و اختيارات قابل توجهي باشد يا محدود و محبوس و گرفتار در اعمال نادرست خود گشته باشد .
در هر حال ممكن است كه انسان در دنيا بدهي هاي به افراد يا امور ديگر داشته كه به جا نياورده، همين ناراحتي و حسرت موجب آزار او در عالم برزخ شود و يا تلاش كند بر اساس آزادي هايي كه به او داده مي شود ،اين امر را به بازماندگان در خواب و رويا منتقل نمايد و اين وضعيت او به سرگرداني و اضطراب تعبير شود.

پرسش 3:
زمان در عالم برزخ چگونه مي گذرد ،مثلا فرض كنيد دو دوست بوده اند كه يكي از آن ها مي ميرد و آن يكي 20 سال بعد مي ميرد .آيا كسي كه اول مرده، وقتي وارد برزخ مي شود ،همان 20 سال دنيايي را در برزخ سپري مي كند تا مثلا روح نفر دومي به برزخ بيايد يااينكه زمان در برزخ به نحو ديگري است؟ پاسخ :
پاسخ:
ذهن ما به پديده‌هاي هستي، از دريچه زمان و مکان مي‌نگرد . چيزي که داراي زمان و مکان نباشد يا زمان و مکاني متفاوت از زمان و مکان دنيوي داشته باشد، درک نمي‌کند و يا ديرتر درک مي‌کند.
عالم برزخ و نظام حاکم بر آن از زمان و مکان و حرکت تهي نيست، اما زمان و مکاني متفاوت از زمان و مکان دنيوي دارد. آثار ماده مانند وزن و مقدار را دارا است، ولي آثار مادي آن با دنيا متفاوت است.(1)
بنابراين اوضاع حاکم بر آن را نمي‌توان با ذهن محدود انساني درک کرد.
اگر اين سؤال پيش مي‌آيد که عالم برزخ براي بعضي طولاني يا کوتاه است، بدين خاطر است که ما با ذهن خويش به آن نگاه مي‌نگريم .معمولاً هنگامي که عالم آخرت را با ويژگي‌ها و خصوصيات عالم مادي مي‌سنجيم و ارزيابي مي‌کنيم، در مورد آن دچار شبهه و اشکال مي‌شويم. از اين نظر تصور مي‌کنيم که زمان در عالم برزخ همان تعريف را دارد که در عالم ماده دارد و در آن منزل چنان جريان دارد که در دنيا در جريان است.
زمان به مفهومي که در دنيا تصور و تحقق دارد، در عالم برزخ وجود ندارد، زيرا زمان مقدار حرکت است و حرکت از شئون ماده مي‌باشد، حال آنکه عالم برزخ، عالم غير مادي و مجرد از ماده است و موجودات آن در عين اينکه حقايق و موجودات مقداري هستند، حقايق ثابت و غير متغيرند.
به همين جهت ممکن است از نظر زمان دنيوي شخصي زودتر از دنيا برود، اما نسبت به کسي که ديرتر به عالم برزخ وارد شده، برزخش کوتاه‌تر باشد، مانند حالت خواب که يکي شايد صد سال بخوابد، اما تنها چند دقيقه را حس کند، ولي کسي چند دقيقه به خواب رود و هزاران حادثه و جريان براي او اتفاق افتد و خواب خود را طولاني تصور کند.
همين معنا در مورد عالم برزخ و زندگي آن در آيات قرآن نيز آمده است، چنان که در آية 55 و 56 روم مي‌خواني:
«گروهي از مجرمان بعد از برپا شدن قيامت، سوگند ياد مي‌کنند که: ساعتي بيش در جهان برزخ نبوده‌اند، ولي به زودي مؤمنان آگاه به آن‌ها مي‌گويند: به فرمان خدا مدتي طولاني تا روز قيامت مکث کرده ايد و اکنون روز قيامت است».
داستان عزير پيامبر در قرآن، نيز اصحاب کهف به همين صورت بوده است.
دوم: جايگاه افراد در برزخ از حيث خوب يا بد بودن تابع اعمال آن ها در دنيا است. طولاني يا کوتاه بودن مدت برزخ، و بر اساس اصل عدل الهي، حيات انسان‌ها پس از مرگ طبق اعمال و افکار آن ها رقم مي‌خورد. بنابراين اگر کساني زودتر يا ديرتر از دنيا بروند، تنها بر اساس اعمالي که انجام داده اند، زندگي خواهند کرد . زود و دير رفتن انسان‌ها تأثيري در کم يا بيش بودن عذاب نخواهد داشت. هنگاهي که با براهين عقلي عدالت خداوند را اثبات نموديم، چون عقل ما از جزئيات برزخ کاملا آگاه نيست، نمي‌توانيم دير يا زود رفتن را بر خلاف اصل ثابت شده «عدل» تصور نماييم.
سوم: انسان پس از مرگ دو مرحله زندگي دارد:
زندگي برزخي و زندگي در عالم آخرت؛ پس زندگي بعد از مرگ، منحصر در برزخ نيست . عذاب و نعمت نيز منحصر در آن نيست، تا هر کسي پاداش و جزاي تمام اعمال خود را ببيند. زندگي حقيقي و دائمي در جهان آخرت است. حتي اگر کساني با زود رفتن در عالم برزخ در عالم برزخ بيش تر عذاب ديده‌اند، اين مسئله موجب پاکي و طهارت آن ها از گناه شده ، در قيامت وارد بهشت شده يا زودتر وارد بهشت مي‌شوند.
در هر صورت محاسبه اصلي تمام افراد در روز قيامت خواهد بود . بر اساس نحوه زندگي و مقدار عذاب يا تنعم در برزخ، زندگي آن ها در عالم قيامت نيز متفاوت خواهد بود.
براي مطالعه بيش تر ر.ک:
1ـ تفسير نمونه، ج 14، ص 314 به بعد
2ـ حيات برزخي، علي محمد اسدي
3ـ معاد شناسي، آيت الله طهراني، ج 2 و 3، بحث برزخ
پي‌نوشت‌:
1. معاد يا بازگشت به سوي خدا، ج2، ص123، نوشته محمد شجاعي، شرکت سهامي انتشار.

پرسش 4:
آيا در زمان حضرت آدم هيچ جاندار ديگري نبوده روي زمين ؟
پاسخ:
يقينا جانداران گوناگون مانند انواع حيوانات در زمان حضرت آدم عليه السلام بر روي زمين وجود داشتند . اين امر از شغل فرزند آدم عليه السلام هابيل كه چوپاني معرفي شده يا از داستان يادگيري پنهان كردن جسد برادر توسط قابيل از يك كلاغ كه در قرآن آمده و نمونه هاي ديگر به خوبي به دست مي ‌آيد .

پرسش 5:

بااين هيكل بزرگ و درختان و گياهان كوچك وي چگونه شكم خود را سير مي كرده است ؟

پاسخ:
اين تصور اشتباه بوده ، اما حتي اگربه فرض محال اين گونه بود، باز مشكلي وجود نداشت زيرا فرد داراي بدن بزرگ تر، توانايي بيش تري هم داشته ، قدرت جمع آوري غذاي بيش تري را هم دارا است و تصور ناتواني در اين خصوص بي معناست .

پرسش 6:
وقتي بشري برروي زمين نبوده ،وي پيامبر چه كساني بوده است ؟
پاسخ:
وي پيامبر همسر و فرزندان خود محسوب مي شده ، به علاوه خود نيز براي رسيدن به سعادت و بهشت ابدي نيازمند هدايت هاي الهي و دستورات خاص خداوندي بود كه بر وي وحي مي شد .

پرسش 7:
درزمان دايناسورها كه ميليون ها سال قبل است نيز انسان هايي بروي زمين وجود داشته اند كه براي فهماندن مطالب به هم نقاشي مي كردند و داراي جثه اي تقريبا همانند انسان امروزي بوده اند ، پس آنان كه بوده اند كه داروين برطبق آن ها نظريه اي داده كه بشر امروزي از نسل انسان هاي زمان دايناسورها كه به انسان نئاندرتال معروفند است؟
پاسخ:
بنا بر ظهور آيات قرآن و روايات، آدم و حوا عليهما السلام اولين انسان ها از نسل موجود بشر روي زمين بوده و نسل کنوني بشر به آن ها مي­رسد اما ظاهرا قبل از اين نسل بشر موجوداتي شبيه به انسان هم در زمين وجود داشتند. به نوعي موجودات تكامل نيافته و ابتدايي محسوب مي شدند .
ما معتقديم انساني كه به عنوان اشرف مخلوقات محسوب مي شود ،نسل آدم و حوا است . آدم و حوا اولين افراد اين نوع هستند .قبل از آنان فردي از اين نوع وجود نداشته و مخلوقاتي که بوده­اند ،از نوع هاي ديگر بوده اند اما شباهت هاي بسياري به ما انسان ها داشتند . البته بنا بر تحقيقات ظاهرا درزمان دايناسورها انساني زندگي نمي كرده است.
اما مي توان گفت قرن ها بعد از انقراض نسل دايناسورها و قبل از زمان آدم و حوا عليهماالسلام موجودات انسان نمايي در زمين زندگي مي كردند . شايد بعضي از آثار و فسيل­ها كه ، از موجوداتي شبيه انسان مانند نئاندرتال ها و ... هر از گاهي به دست مي آيد ،مربوط به همين ادوار قبل از اين دوره ما بوده است.
اين امري است كه از مجموعه شواهد درون ديني هم تا حدودي به دست مي‌آيد . بر اساس بعضي روايات، روشن مي شود كه قبل از نسل ما، نسل هايي وجود داشته كه نابود شده اند.
از امام سجاد(ع)سؤال شد: آيا قبل از اين انسان ، انسان هايي بوده ؟ فرمود: آري ، به خدا سوگند! خداوند هزارهزار آدم و هزار هزار عالَم آفريد كه شما در آخرين آن عوالم قرار داريد. (1)
از امام باقر(ع)روايت شده : خداوند پس از فناي اين خلق و جهان، جهان و خلقي ديگر پديد مي آورد، با زمين وآسماني ديگر، كه او را به يگانگي پرستش كنند. آيا مي پنداريد خدا جز شما بشري نيافريده است ؟ چنين نيست ، بلكه هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريد كه شما آخر آن عالم ها و آدم هاييد. (2)
اما در خصوص نظريه تكامل داروين يا همان فرگشت و ارتباط ان با حضرت آدم عليه السلام بايد گفت :
اين نظريه به رغم همه دگرگوني هاي تئوريكي كه از زمان مطرح شدنش تا كنون پيدا كرده و به رغم مدعيان و طرفداران بسياري كه دارد ،همواره مخالفان و منكراني از طيف انديشمندان و زيست شناسان و فسيل شناسان نيز داشته است . نمي توان به طور قطع به درستي آن اذعان نمود .
هنوز حلقه هاي واسطه بين انسان و موجودات قبل از او به درستي پيدا نشده ، زيرا در فرض صحت فرضيه تكامل لااقل صدها نمونه واسطه بين انسان و شامپانزه نياز است تا صحت اين فرضيه را منطقي و قابل قبول كند .
در هر صورت حتي اگر بنا را بر صحت صد در صد اين فرضيه بگذاريم، باز از نگاه آموزه هاي اسلامي صحت اين فرضيه هيچ منافاتي با مباني كلي فكري و اعتقادي ما نخواهد داشت ؛ هرچند كليساي كاتوليك از گذشته تا حال به شدت با اين فرضيه به مقابله برخاست . پذيرش آن را عين مخالفت با انجيل و مباني خداشناسي دانست ، اما ما مسلمانان هيچ گاه چنين ديدگاهي نداشته و نداريم .
اين نظريه ممكن است از چند جهت با مباني فكري ما در چالش باشد ،مانند خدشه بر برهان نظم ، وجود خداوند و خالق و... اما يكي از مهم ترين چالش هاي اين فرضيه داستان خلقت انسان از حضرت آدم و حواست كه تقريبا در همه اديان ابراهيمي به عنوان اصلي مسلم پذيرفته شده است .
در حالي كه با اندكي تامل مي توان دريافت كه تكامل و پذيرش اجداد حيوانى براى انسان هيچ گونه مخالفتى با اينكه انسان‏هاى موجود همه داراى پدر و مادر واحدى به نام آدم و حوا باشند ندارد ، در واقع هيچ اشكالي ندارد كه همه انسان هاي موجود فرزندان دو انسان به نام آدم و حوا باشند و همه ما نسلي معين از انسان ها باشيم كه منشا آن مربوط به چند هزار سال قبل و والديني مشخص است .
البته در اين صورت اين سوال پديد مى‏آيد كه خود آدم و حوا چگونه خلق شده اند و آيا خلقت آن ها از گل بوده و از هيچ حيوان ديگري نبوده يا از حيواناتي انسان نما به وجود آمده اند؟
ظاهر آيات قرآن مويد نظريه اول است ،ولى در عين حال اين آيات نفى كلى نظريه ترانسفورميسم را در مورد انسان‏هاى قبل از اين نسل بشر (مانند انسان‏هاى نئاندرتال) نمى‏كند . ممكن است آيات قرآن در مورد آفرينش انسان از خاك چنين تفسير شود كه خاك پس از طي مراحل تكاملي بعد از ميليون ها سال به صورت خلقت كامل انسان درآمده است. همان گونه كه برخي نويسندگان آيات قرآن را با نظريه تكامل تطبيق داده اند.
در بررسي آيات متعدد قرآن در خصوص خلقت حضرت آدم عليه السلام مي توان گفت تئوري خلقت دفعي حضرت آدم از خاك بيش تر مورد تاييد و توافق آيات وروايات است ،هرچند كيفيت اين تبديل و تغيير ماهيتي براي ما روشن نيست.
در مجموع در خصوص ريشه همه انسان ها آنچه مي توان به يقين گفت آن است كه نسل كنوني بشر ناشي از خلقت اعجازگونه يك زن و مرد و توالد و تناسل آن دو است ، اما قبل از اين نسل موجودات ديگري همچون انسان روي زمين مي زيستند كه از كيفيت خلقت و زندگي آن ها اطلاع چنداني نداريم .چه بسا خلقت آن ها نتيجه تطور انواع و تكامل و فرگشت موجودات باشد . در نتيجه با اين فرض هم مي توان نظريه فرگشت را درست دانست و هم خلقت دفعي آدم و حوا(فيكيسم) را .

پي نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 25 ص 25.
2. سيد مصطفي دشتي ، معارف و معاريف ، ج 1 ص 53 به نقل از سفينة البحار.