پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
مقام عصمت حضرت نوح و درخواست نجات فرزند خود
درخواست حضرت نوح صرفاً بیان یک پرسش بود و با درکِ ماهیتِ غیراخلاقیِ فرزندش، از درخواست نجات منصرف شد؛ لذا نهی الهی نیز برای حفظ عصمت او پیش از هر خطا بود.

پرسش:

بر اساس برخی آیات قرآن، خداوند متعال حضرت نوح را از درخواست نجات فرزند خود بازمی‌دارد (هود/37، 45، 46) و اصرار زیاد در این زمینه را نشانه جهل می‌شمارد، آیا این مسئله با مقام و موقعیت آن حضرت ناسازگاری ندارد؟

 

پاسخ:

مطابق قرآن، خداوند به حضرت نوح علی نبیّنا و آله و علیه‌السلام خبر داد که از این به‌بعد هیچ‌کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد و سپس به ایشان دستور داد که از من درباره نجات کافران درخواستی نکن؛ چراکه آنان غرق خواهند شد.(1)

«وَ نٰادىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ اِبْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ اَلْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ اَلْحٰاکِمِینَ* قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ اَلْجٰاهِلِینَ * قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ مٰا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاّٰ تَغْفِرْ لِی وَ تَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ؛ (2)

و نوح [پیش از توفان] پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! به‌راستی‌که پسرم از خاندان من است و یقیناً وعده‌ات [به نجات خاندانم] حق است و تو بهترین داورانی؛ خدا فرمود: ای نوح! به‌یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز می‌دهم که مبادا از ناآگاهان باشی. نوح گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی را که به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه می‌برم و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی از زیان‌کاران خواهم بود

حضرت نوح از نگاه قرآن

حضرت نوح از پیامبران بزرگ الهی و نخستین پیامبری است که دارای کتاب و شریعت شد و به‌عنوان اولین پیامبر اولوالعزم شناخته می‌شود. مدت رسالت او ۹۵۰ سال بود (3) که طولانی‌ترین مدت نبوت در قرآن است. پیام اصلی او در این مدت طولانی توحید، دعوت به پرستش خدای یکتا و ترک شرک و بت‌پرستی بود.(4) او در طول این سال‌ها باوجود تکذیب، تمسخر و فرار قوم از شنیدن سخنانش، صبر و مقاومت کرد و هرگز از دعوت دست برنداشت. خداوند در قرآن او را عبد شکور و بسیار شکرگزار معرفی کرده است.(5) خداوند سلام خاصی به او داده که در آن عبارت «فِی اَلْعٰالَمِینَ» آمده که در قرآن منحصربه‌فرد است: «سَلاٰمٌ عَلىٰ نُوحٍ فِی اَلْعٰالَمِینَ.»(6)

حضرت نوح و درخواست نجات پسرش

حضرت نوح پس از حائل شدن موج بین ایشان و پسرش و با دیدن خطر غرق شدن او، خدا را صدا زد و گفت: پروردگارا، پسرم از اهل من است و وعده تو در مورد نجات اهل من، حق است. نوح با یادآوری وعده الهی مبنی بر نجات خانواده‌اش، پسرش را مصداقی از این وعده می‌دانست. خداوند بلافاصله به نوح پاسخ داد: ای نوح، او از اهل تو نیست، او عملی غیر صالح است.(7) این پاسخ به این معناست که «اهل» بودن در منطق الهی، به معنای همراهی در ایمان و عمل صالح است، نه صرف رابطه خونی. پسر نوح به دلیل عمل ناصالح، از دایره «اهل نجات» خارج شده بود. تعبیر «عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ» نشان می‌دهد او آن‌چنان در فساد و عمل ناپسند غرق شده بود که گویی خودش عین آن عمل شده بود. (8) خداوند در ادامه، به نوح فرمود: چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، من تو را پند می‌دهم که از نادانان نباشی. (9)

نسبت درخواست حضرت نوح با مقام عصمت

درباره این‌که سخنان حضرت نوح درباره پسرش، پس‌از این‌که خداوند از او خواسته بود درخواست نجات ظالمان را مطرح نکند، با عصمت حضرت منافات ندارد، شکی نیست؛ اما سخن بر سر چرایی و چگونگی منافات نداشتن است. در این زمینه آرای مختلفی مطرح شده است.

 علامه طباطبایی این آرا را نقل و نقد (10) و سپس دیدگاه برگزیده خود را چنین مطرح کرده است: حضرت نوح، هم می‌دانست که ظالمان از قومش غرق خواهند شد و هم گمان می‌کرد که اهل او، به‌جز همسرش، همگی نجات پیدا خواهند کرد. از سوی دیگر، پسر حضرت، هرچند با فرمان او مبنی بر سوارشدن به کشتی مخالفت کرد و ازاین‌جهت گناه‌کار و ظالم بود، اما کافر و بت‌پرست نبود؛ به همین دلیل، حضرت گمان می‌کرد چون قرار است تنها ظالمانی غرق شوند که با شرک به خدا ظلم کرده‌اند، نه هر ظالمی هرچند کافر نباشد، پسرش نیز مطابق وعده الهی نجات پیدا خواهد کرد؛ لذا حضرت وقتی دید فرزندش در حال غرق شدن است، خدا را صدا زد و گفت: خدایا با وعده‌ات نسبت به نجات اهل من و حق بودن وعده‌ات ... . حضرت نوح ادب به خرج داد و ادامه نداد و درخواست نجات پسرش را اصلاً مطرح نکرد.

خدا پاسخ داد که پسرت به‌خاطر اعمال ناصالحی که انجام داده، از اهل تو نیست و به‌ همین‌دلیل، وعده من به نجات اهلت، شامل حال او نشد.

در ادامه، خداوند حضرت را بازمی‌دارد از این‌که چیزی را درخواست کند که نسبت به آن علم ندارد و درنتیجه، از جاهلان شود؛ اما این نهی و بازداشتن برای جلوگیری از صدور چنین درخواستی در آینده است؛ نه این‌که حضرت در گذشته چنین درخواستی را مطرح کرده است. این نهی نه‌تنها با عصمت حضرت منافاتی ندارد بلکه خود عصمت است؛ چراکه خدا پیش‌از این‌که پیامبرش درخواست نادرستی را مطرح کند، او را از این کار بازمی‌دارد. چنانکه علم نداشتن حضرت نوح نیز با عصمت ایشان منافاتی ندارد؛ چراکه عصمت به معنای عالم بودن به همه امور نیست. چنانکه حضرت نوح نیز نگفت: خدایا از این‌که در گذشته چنین درخواستی را مطرح کردم، به تو پناه می‌برم، بلکه فرمود از این‌که در آینده چنین درخواستی را مطرح بکنم، به تو پناه می‌برم. جمله اگر من را نیامرزی از خاسران خواهم بود نیز یعنی خدایا اگر من را از اشتباهات پناه ندهی و به زبان ساده حواست به من نباشد، من از زیان‌کاران خواهم بود. (11)

نتیجه:

حضرت نوح گمان می‌کرد که فقط ظالمان بت‌پرست غرق خواهند، نه مطلق ظالمان؛ لذا پسرش که هرچند به‌خاطر مخالفت با او در سوارشدن به کشتی، ظالم بود اما بت‌پرست نبود، به دلیل وعده خدا به نجات اهلش غرق نخواهد شد؛ اما وقتی او را در حال غرق شدن دید، به خدا عرض کرد: پسرم از اهل من است و وعده تو بر نجات اهلم نیز حق است، اما ادامه نداد و از خدا درخواست نکرد که او را نجات دهد. خدا به او گفت: پسرت به خاطر اعمال ناصالحش، از اهل تو نیست؛ به خاطر همین، نجات پیدا نکرد. در ادامه، خدا به حضرت هشدار می‌دهد که مبادا درخواست نجات او را مطرح کند و از جاهلان شود. حضرت نیز از این‌که چنین درخواستی را مطرح کند، به خدا پناه می‌برد؛ بنابراین، حضرت نوح اصلاً نجات پسرش را از خدا درخواست نکرد، چه برسد به این‌که در این زمینه اصرار کرده باشد و این اصرار با موقعیت ایشان ناسازگار باشد.

برای مطالعه بیشتر:

دانش‌نهاد، محمد، وکیلی، محمدحسن، «اثبات عصمت حضرت نوح در مواجهه با فرزند خود بر اساس ظواهر آیات با نقدی بر نظریه علامه طباطبایی»، الهیات تطبیقی، بهار و تابستان 1403 ش، ش 31، صص 79-94.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره هود، آیه 37.

2. سوره هود، آیه‌های 45-47.

3. سوره عنکبوت، آیه 14.

4. سوره نوح، آیه 23.

5. سوره اسراء، آیه 3.

6. سوره صافات، آیه 79.

7. سوره هود، آیه 45.

8. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏10، ص 235.

9. سوره هود، آیه 46.

10. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏10، ص 235.

11. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏10، ص 232-234 و 236-238.