لاحول و لا قوه الا بالله

برکات مادی و معنوی ذکر«لاحول ولا قوه الا بالله»
ذکر مبارک «لا حول و لا قوه الا بالله» با اعتراف به ناتوانیِ انسان و قدرت مطلق خداوند، هم غفلتزدایی میکند و هم معارف الهی را آموزش می دهد.

پرسش:

بر اساس روایات، معنای ذکر «لاحول ولا قوه الا بالله» چیست؟ و این ذکر چه برکات مادی و معنوی در زندگی انسان دارد؟

پاسخ:

اذکاری که در روایات بدان توصیه شده‌ است، علاوه بر آن‌که باعث غفلت‌ زدایی از انسان می‌شود، معارف الهی را نیز آموزش می‌دهد و ره‌توشه معرفتی مسافران به‌سوی خدا را فراهم می‌کند. در متون روایی، ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» به‌عنوان کلیدی برای گشایش امور، گنجی از گنج‌های بهشت و وسیله‌ای برای دفع بلا و دوام نعمت‌ها معرفی شده است. این ذکر فراتر از یک عبارت زبانی، بیانگر توحید افعالی و نیاز مطلق انسان به خداوند در تمام شئون زندگی است. نوشتار حاضر به معنای ذکر «لاحول ولا قوه الا بالله،» برکات مادی و معنوی آن در زندگی انسان می‌پردازد.

الف. معنای لغوی «حول» و «قوه»

واژه «حول» در لغت به معنای تغییر و تبدّل حالت، وضعیت و گذار از یک شکل، جریان و ویژگی است، «هو تبدّل الحاله و التحوّل من صوره أو جریان أو حاله أو صفه أو برنامج إلى اخرى» (1) و واژه «قوّه» به معنای استطاعت و توانایی است. (2) پس معنای عبارت «لا حول و لا قوه الا بالله» این است که: «هیچ حرکت و قدرتی در جهان آفرینش جز به مشیت خداوند متعال وجود ندارد

ب. معنای ذکر «لا حول ولا قوه إلا بالله» در روایات

در روایات، ذکر «لا حَولَ ولا قُوّهَ إلّا بِاللّه،» به سه گونه تفسیر شده است:

1. معنای اعتراف به ناتوانی انسان در برابر گناهان و نیاز به یاری خداوند برای انجام طاعات

بر اساس روایات، ذکر «لا حول ولا قوه إلا بالله» به معنای اعتراف به ناتوانی انسان در برابر گناهان و نیاز به یاری الهی برای انجام طاعات است. از امام صادق علیه‌السلام از تفسیر «لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ» سؤال شد ایشان فرمودند:

 «لَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ الْمَعَاصِی إِلَّا اللَّهُ وَ لَا یُقَوِّینَا عَلَى أَدَاءِ الطَّاعَهِ وَ الْفَرَائِضِ إِلَّا اللَّهُ؛‏ (3)

 این ذکر به این معناست که هیچ‌کس نمی‌تواند ما را از گناهان بازدارد مگر خدا و هیچ‌کس نمی‌تواند ما را بر انجام عبادات و واجبات توانا سازد مگر خدا

2. مالکیت خداوند

همچنین از امام علی علیه‌السلام معنى «لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ» را پرسیدند، ایشان فرمودند:

 «إِنَّا لَا نَمْلِکُ مَعَ اللَّهِ شَیْئاً وَ لَا نَمْلِکُ إِلَّا مَا مَلَّکَنَا فَمَتَى مَلَّکَنَا مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنَّا کَلَّفَنَا وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَکْلِیفَهُ عَنَّا؛ (4)

 با وجود خدا ما مالک هیچ‌چیز نیستیم و تنها مالک آن چیزى هستیم که او خود آن را به ملکیت ما درآورده است. پس وقتى آنچه را که او به مالکیتش سزاوارتر از ماست در اختیار ما نهد تکلیفى بر عهده ما نهاده است و هرگاه آن را از ما بازگیرد، تکلیف خویش را از عهده ما برداشته است

3. واگذاری امور به خداوند

امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل فرمودند:‏

 «إِذَا قَالَ الْعَبْدُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَقَدْ فَوَّضَ‏ أَمْرَهُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یَکْفِیَهُ‏؛ (5)

 هرگاه بنده بگوید: "هیچ نیرو و توانى نیست مگر به مدد خداوند،" درواقع، کار خود را به خدا واگذاشته است و بر خداست که برایش کارسازى کند

بنابراین، محور اصلی این ذکر، توحید در قدرت و حول الهی است و انسان را به‌ضرورت توکل بر خدا و استمداد از او در تمام امور زندگی رهنمون می‌سازد. این ذکر یادآور می‌کند که هرگونه تغییر و تحول از گناه به‌سوی طاعت، تنها به مشیت و یاری خداوند امکان‌پذیر است. عبارت «لا قوه الا بالله» به معنای اقرار به این حقیقت است که هیچ نیرویی جز به قدرت خدا نیست. این ذکر زمانی گفته می‌شود که انسان با نعمت‌ها یا مناظر زیبا روبرو می‌شود تا اراده الهی را فراموش نکند و دچار غرور نگردد.

ج. اهمیت ذکر «لا حول و لا قوّه إلاّ باللّه» در روایات

این ذکر به‌عنوان گنج سخن، گنجینه‌ای از گنج‌های بهشت و ذکر حاملان عرش معرفی شده است.

1. گنج سخن

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «مَنْ أَرَادَ کَنْزَ الْحَدِیثِ‏ فَعَلَیْهِ بِلَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ (6)

 هر کس گنج سخن را مى خواهد، بر او باد [گفتن] هیچ نیرو و توانى نیست، جز به یارى خدا

2. گنجى از گنج‌های بهشت

سلمان فارسى نقل می‌کند:

 «أَوْصَانِی خَلِیلِی رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى کُلِّ حَالٍ ... وَ أَوْصَانِی أَنْ أُکْثِرَ مِنْ قَوْلِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ فَإِنَّهَا کَنْزٌ مِنْ‏ کُنُوزِ الْجَنَّه؛ (7)

 پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، مرا به هفت چیز سفارش کرد که در هیچ حال، آن‌ها را ترک نمی‌کنم ... به من سفارش فرمود که ذکر "هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خدا" را بسیار بگویم؛ زیرا گنجى از گنج‌های بهشت است

3. ذکر حاملان عرش

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «إِنَّ حَمَلَهَ الْعَرْشِ لَمَّا ذَهَبُوا یَنْهَضُونَ بِالْعَرْشِ لَمْ یَسْتَقِلُّوهُ فَأَلْهَمَهُمُ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَنَهَضُوا بِهِ؛ (8)

 حاملان عرش، چون رفتند که عرش را بردارند، نتوانستند آن را بلند کنند. پس خداوند به ایشان "هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خدا" را الهام فرمود. پس آن را برداشتند

د. برکات مادی و معنوی ذکر «لا حول و لا قوه إلا بالله» در روایات

با توجه به روایات، ذکر «لا حول و لا قوه إلا بالله» دارای برکات ارزشمندی در دو بُعد مادی و معنوی است:

1. درخواست دنیا

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى "ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ"‏ (9) فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ‏ الْآیَهَ (10) وَ عَسَى مُوجِبَهٌ؛ (11)

 درشگفتم از کسى که دنیا و زیور آن را مى خواهد، چگونه به این سخن خداوند متعال پناه نمی‌برد: "هر چه خدا بخواهد! نیرویى جز به یارى خدا نیست"؟ چراکه می‌شنوم خداوند عز و جل در دنباله آن می‌فرماید: "اگر مرا ازنظر مال و فرزند، کمتر از خود می‌بینی، باشد که پروردگارم بهتر از باغ تو به من دهد" تا آخر آیه، تعبیر "باشد،" دلالت بر قطعیّت دارد

2. برآوردن حوایج

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «إِذَا قَالَ الْعَبْدُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَائِکَهِ اسْتَسْلَمَ عَبْدِی اقْضُوا حَاجَتَهُ؛‏ (12)

 هرگاه بنده بگوید: "هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خدا،" خداوند عز و جل به فرشتگان می‌فرماید: "بنده‌ام سرِ تسلیم فرود آورد، حاجتش را برآورید."»

 در نقل دیگر از امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «إِذَا دَعَا الرَّجُلُ فَقَالَ بَعْدَ مَا دَعَا "مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ" قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَبْسَلَ‏ عَبْدِی وَ اسْتَسْلَمَ لِأَمْرِی اقْضُوا حَاجَتَهُ‏؛ (13)

 هرگاه بنده دعا کند و پس از دعایش بگوید: "هر چه خدا خواهد! هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خدا،" خداوند عز و جل می‌فرماید: "بنده‌ام از خود، گذشت و تسلیم امر من شد، حاجتش را برآورید."»

3. از بین بردن وسوسه

امام صادق علیه‌السلام از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل فرمودند:

‏ «إِنَّ آدَمَ شَکَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یَلْقَى مِنْ‏ حَدِیثِ‏ النَّفْسِ‏ وَ الْحُزْنِ فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لَهُ یَا آدَمُ قُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَقَالَهَا فَذَهَبَ عَنْهُ الْوَسْوَسَهُ وَ الْحَزَنُ؛ (14) آدم علیه‌السلام به خداوند عز و جل از دچار شدن به خیالات و اندوه، شِکوه کرد، پس جبرئیل علیه‌السلام بر او فرود آمد و به او گفت: اى آدم، بگو: «هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خدا؛" آدم علیه‌السلام این را گفت و وسوسه و اندوهش برطرف شد

مردى به امام جواد علیه‌السلام نامه‌ای نوشت و از وسوسه‌هایی که بر خاطرش می‌گذشت، شِکوه کرد. امام علیه‌السلام در ضمن پاسخى که به او نوشت، چنین مرقوم فرمود:

 «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ شَاءَ ثَبَّتَکَ فَلَا یَجْعَلُ لِإِبْلِیسَ عَلَیْکَ طَرِیقاً قَدْ شَکَا قَوْمٌ إِلَى النَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله لَمَماً یَعْرِضُ لَهُمْ لَأَنْ تَهْوِیَ بِهِمُ الرِّیحُ‏ أَوْ یُقَطَّعُوا أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِنْ أَنْ یَتَکَلَّمُوا بِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله أَ تَجِدُونَ ذَلِکَ قَالُوا نَعَمْ فَقَالَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّ ذَلِکَ لَصَرِیحُ‏ الْإِیمَانِ‏ فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ فَقُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ (15)

 خداوند عز و جل ـ ان شاء اللّه ـ استوارت بدارد و براى شیطان، بر تو راهى قرار ندهد. عدّه‌ای به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله شکایت بردند که وسوسه‌هایی در دل آن‌ها می‌گذرد که اگر توفان، آنان را در هم پیچد یا پاره‌پاره شوند، نزدشان خوش‌تر است تا این وسوسه‌ها را بر زبان آورند. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: به‌راستی چنین احساسى دارید؟ گفتند: آرى. فرمود: سوگند به آن‌که جانم در دست اوست، این، عینِ ایمان است. پس هرگاه این وسوسه‌ها را در خود یافتید، بگویید: به خدا و پیامبر او ایمان آوردیم. هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خدا

4. فرونشاندن خشم

ابلیس به موسى علیه‌السلام گفت: «وَ إِیَّاکَ‏ وَ الْغَضَبَ‏ وَ إِذَا غَضِبْتَ فَقُلْ- لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ یَسْکُنُ غَضَبُک‏؛ (16) از خشم، دوری‌کن و هرگاه خشمگین شدى، بگو: "هیچ نیرو و توانى نیست، مگر به یارى خداى والا و بزرگ،" خشمت آرام می‌گیرد.»

5. ایمن ماندن از اندوه و نگرانى

پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند:

 «مَنْ‏ حَزَنَهُ‏ أَمْرٌ فَلْیَقُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ (17)

 هر کس، چیزى او را اندوهگین سازد، بگوید: "هیچ نیرو و توانى نیست، جز به یارى خدا."»

امام صادق علیه‌السلام به سفیان ثورى فرمودند:

 «یَا سُفْیَانُ إِذَا حَزَنَکَ أَمْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ أَوْ غَیْرِهِ فَأَکْثِرْ مِنْ قَوْلِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنَّهَا مِفْتَاحُ‏ الْفَرَجِ‏ وَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّهِ؛ (18)

 اى سفیان! هرگاه ناراحتی‌ای از جانب سلطان یا جز آن به سراغت آمد، بسیار بگو: "هیچ نیرو و توانى نیست، جز به یارى خدا؛" چراکه این ذکر، کلید گشایش و گنجى از گنج‌های بهشت است.

6. از بین بردن فقر

امام صادق علیه‌السلام از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل فرمودند:

 «مَنْ تَظَاهَرَتْ عَلَیْهِ النِّعَمُ فَلْیَقُلِ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ وَ مَنْ أَلَحَّ عَلَیْهِ الْفَقْرُ فَلْیُکْثِرْ مِنْ قَوْلِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِ‏ الْعَظِیمِ فَإِنَّهُ کَنْزٌ مِنْ‏ کُنُوزِ الْجَنَّهِ وَ فِیهِ الشِّفَاءُ مِنِ اثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ دَاءً أَدْنَاهَا الْهَمُّ؛ (19)

 هرکس که نعمت‌ها به‌سویش هجوم آوردند، پس الحمد للّه رب العالمین بگوید و کسی که بر فقر پافشارى کند، بسیار لا حول و لا قوّه الاّ باللّه العلى العظیم بگوید، همانا آن، یکى از گنج‌‌هاى بهشت است که در آن شفاى هفتادودو نوع بلا است که کمترین آن اندوه است

7. دفع چشم‌زخم

از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده است:

 «هر کس چیزى را ببیند که نظرش را بگیرد، بگوید: "اللَّهُ اللَّهُ‏ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ" هیچ‌چیز به او ضرری نمی‌زند.» (20)

8. گرداندن انواع بلا

امام باقر از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل فرمودند:

 «هر کس سه بار بگوید "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ" کَفَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَهً وَ تِسْعِینَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ أَیْسَرُهُنَ‏ الْخَنْقُ؛‏ (21) خداوند عز و جل نود و نُه گونه بلا را از او می‌گرداند که آسان‌ترین آن‌ها خفه شدن است

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «مَنْ قَالَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِائَهَ مَرَّهٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ دَفَعَ اللَّهُ بِهَا عَنْهُ سَبْعِینَ نَوْعاً مِنَ الْبَلَاءِ أَیْسَرُهَا الْهَمُّ؛ (22)

 کسى که در هرروز صدبار "لا حول و لا قوه الاّ باللّه" خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می‌سازد که ناچیزترین آن‌ها، غم و اندوه است

نتیجه:

در روایات، ذکر «لا حَولَ ولا قُوّهَ إلّا بِاللّه،» به سه گونه تفسیر شده است: 1. معنای اعتراف به ناتوانی انسان در برابر گناهان و نیاز به یاری خداوند برای انجام طاعات 2. مالکیت خداوند 3. واگذاری امور به خداوند.

 ذکر مبارک «لا حول و لا قوّه إلّا باللّه،» برکات فراوانى براى زندگى مادّى و معنوى انسان دارد. مهم‌ترین برکات این ذکر عبارت‌اند از: دوام یافتن نعمت‌های الهى، زوال فقر، پاک شدن از گناهان، دفع وسوسه، فرورفتن خشم، پیشگیرى از اندوه، دفع چشم‌زخم و انواع بلاها.

 بدیهى است که گفتن این ذکر، هر چه با حقیقت آن (توحید اَفعالى) بیشتر همراه باشد، برکات بیشترى براى زندگى خواهد داشت. به دلیل اهمّیت این ذکر و نقش مؤثّر و سازنده آن، احادیث اسلامى، از آن با تعبیرهاى بلندى مانند: گنج سخن، گنج بهشت، ذکر حاملان عرش و کلام اهل آسمان‌ها، یاد نموده، مسلمانان را به بهره‌برداری از برکات آن، تشویق کرده‌اند.

پی‌نوشت‌ها:

1. مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏9، ص 346، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، چاپ اول، 1368 ش.

2. مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏2، ص 316، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، چاپ اول، 1368 ش.

3. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، 2 ج‏1، ص 42، دار الکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371 ق.

4. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، حکمت 404، ص 547، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.

5. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج‏1، ص 43، دار الکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371 ق.

6. ابن‌بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، ص 139، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ اول، 1403 ق.

7. ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات)، ج‏3، ص 651، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، 1410 ق.

8. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج‏1، ص 41 و 42، دار الکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371 ق.‏

9. سوره کهف، آیه 39.

10. سوره کهف، آیه 39 و 40.

11. ابن‌بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص 393، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، 1413 ق.

12. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج‏1، ص 42، دار الکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371 ق.

13. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏2، ص 521، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

14. ابن‌بابویه، محمد بن على، الأمالی (للصدوق)، ص 543، کتابچى، تهران، چاپ ششم، 1376 ش.

15. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏2، ص 425، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

16. نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏12، ص 15، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، چاپ اول، 1408 ق.

17. ابن‌بابویه، محمد بن على، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ج‏2، ص 46، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378 ق.

18. اربلى، على بن عیسى، کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط - القدیمه)، ج‏2، ص 156، بنی‌هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381 ق.

19. ابن‌بابویه، محمد بن على، الأمالی (للصدوق)، ص 556 و 557، کتابچى، تهران، چاپ ششم، 1376 ش.

20. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، ج‏92، ص 133، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق.

21. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏8، ص 109، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

22. ابن‌بابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 162، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406 ق.