براي درمان غفلت اولين مرحله به تعبير اصحاب سير و سلوك «يقظه و بيداري از خواب غفلت و توجه به غافل بودن خويش» ميباشد.. پس از آن ميبايست انسان عزم خود را جزم كرده و تصميم قاطع بگيرد هميشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تكاليف الهي باشد. چه در امور عبادي و چه در امور اجتماعي و ديگر ابعاد زندگي. هر قدمي كه برميدارد و هر سخني كه ميگويد و هر برنامهاي كه دارد نخست ببيند آيا رضاي خداوند در آن ميباشد يا نه والا از آن صرف نظر نمايد.
در مرحله اول بايد انسان خود را مقيد به انجام واجبات و ترك محرمات نمايد و پس از مدتي كه بدين كار عادت كرد و انجام آن برايش آسان شده خود را مقيد به انجام مستحبات و ترك مكروهات نمايد و گرنه چنين تقيدي در قدمهاي اوليه آثار سوئي به دنبال خواهد داشت. به هر حال رعايت تقوا و انجام تكاليف الهي در هر مرحلهاي خود زمينه ساز درك بيشتر و توفيق افزونتر و توجه و تقرب والاتري به ذات باري تعالي خواهد بود. چنانكه در سوره انفال آيه 29 آمده است: « يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يجَْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَ يُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيَِّاتِكمُْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم ؛ اي اهل ايمان! اگر پرهيزگار بوده و تقواي الهي پيشه كنيد خداوند براي شما نيروي تشخيص حق از باطل قرار داده و بديهاي شما را پوشانده و شما را بيامرزد و خداوند داراي فضل و رحمت بزرگ است». آري اگر قدمهاي اوليه برداشته شود زمينهاي براي دريافت برنامه ادامه مسير فراهم ميشود.
به تعبير خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا. كساني كه در راه ما تلاش نمايند ما ايشان را به راههاي خويش هدايت ميكنيم». براي تقويت اين حركت و رشد آن توجه به چند نكته لازم است:
1- پرهيز از مجالست و همنشيني با اهل دنيا و دور از معنويت. چه آنكه از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنيا قلبم زنگار گرفته و مكدر ميشود و براي جبران آن روزي هفتاد مرتبه استغفارميكنم». خداوند نيز در سوره نجم آيه 29 ميفرمايد: « فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَليَ عَن ذِكْرِنَا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَوةَ الدُّنْيَا ؛ پس ازكساني كه از ياد ما روي گرداندند و جز زندگي دنيا را نخواستند اعراض كن و روي بگردان».
2- محاسبه نفس كه هر شب يا هر هفته و يا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسي نمايد و به تعبيري به خود نمره بدهد. اگر كار شايستهاي انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفيق را بخواهد و اگر مرتكب خلافي شده استغفار نموده و تصميم بر ترك آن بگيرد.
3- بهرهگيري از ثقل اكبر و قرآن كريم و انس با آن. چه اين كه هم تلاوت و حفظ قرآن به انسان نورانيت بخشيده و معنويت ميدهد و هم آشنايي با معارف آن (هركسي در حد خودش حتي در حد ترجمه) موجب رشد روحي ميباشد. زيرا معارف قرآن و آياتش نسخههايي است براي درمان دردها و مشكلات.
4- بهرهگيري از ثقل اصغر و ائمه هدی(ع) و توسل به ايشان. بايد توجه داشت كه توسل به حضرات معصومين(ع)هم خود توجه به حق تعالي و عالم ملكوت است و هم زمينه ساز بهره گيري بيشتر از فيض ربوبي و كسب توفيقات بيشتر.
بنابراين نميتوان چنين پنداشت كه به ائمه (ع) توسل داشتهايم ولي جوابي نگرفتهايم. زيرا همان توفيق توسل خود توجه به حق بوده است و مايه دوري از غفلت. پس خود جواب بوده است و چه بسا كه همين روحيه كمال خواهي و به دنبال معنويت بودن از آثار و بركات همان توسلات باشد كه بايد ادامه يابد. چه بسيارند كساني كه ازغفلت خود نيز غافلند و يا پس از توجه در صدد درمان بر نميآيند. از اين رو بايد سپاسگزار نعمتها و معنويات به دست آمده بود و درخواست استمرار و افزايش آن را از خداوند داشت.
۱۳۹۰/۱۰/۲۸ ۱۹:۱۵
شناسه مطلب: 59483






