با سلام : 1-آیاخداوند با عظمت یک بنده بی مقداری مانند ابی لهب را نفرین میکند ومیگوید بریده باد دو دستش وزنش را هم هیزم کش جهنم کند؟ 2-آیا زنان هم در بهشت از مرد نصیب میبرند در کحای قرآن ذکر شده ؟ 3-آیا مردی که عاشق زنش باشد در آن دنیا باز هم به او میرسد 4-منظو ر از حوریان باکره و پستان کال که به مردان میرسند وخواسته ای هم ندارند جیست 5-در بهشت زنان هم میتوانند از جند مرد استفاده کنند؟ 6-چرا در سوره های مکی فقط از رحمت ودوری ازگناه ومساوا ت ولی در سوره های مدنی از جهاد بریدن دست وپا آن هم در جهت مخالف هم و کلا احکام بحث شده آیا دلیلی جز نداشتن قدرت در مکه و داشتن قدرت در مدینه برای آن قایل بود؟
پرسش 1:
ابي لهب
شرح : با سلام : 1-آياخداوند با عظمت يک بنده بي مقداري مانند ابي لهب را نفرين ميکند وميگويد بريده باد دو دستش وزنش را هم هيزم کش جهنم کند؟
پاسخ:
توجه داشته باشيد كه لعنت كردن خدا نشانه عجز او نيست و نفرين و لعنت او با نفرين ما معنايي متفاوت دارد. به همين جهت در آيه، لعنت تکرار شده: أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون؛ خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند.(1)
لعن خدا يعني طرد و دور کردن کافران و ظالمان از رحمت و مغفرت و بهشت و انداختن آن ها در جهنم.
علامه طباطبايي مي نويسد:
اين جمله كيفر كسانى را بيان مىكند كه آنچه از هدايت و آيات كه خدا نازل كرده بود، كتمان كردند. كيفر عبارت است از لعنت خدا، و لعنتى ديگر از هر لعنت كننده .
اگر كلمه لعنت مىكند در آيه تكرار شده، بدان جهت است كه لعنت خدا با لعنت ديگران فرق دارد. لعنت خدا به اين معنا است كه خداوند ايشان را از رحمت و سعادت دور مىكند. لعنت لعنت كنندگان نفرين و درخواست لعنت خدا است. (2)
بنا بر اين وقتي خدا مي فرمايد: "تبت يدا ابي لهب"(3) خبر از واقع شدن مي دهد. در ادامه هم دارد: "ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ" (4)يعني داشته هاي دنيايي او و آنچه کسب کرده بود، او را بي نياز نکرد و قهر خدا را از او دور ننمود.
اين آيه صراحت دارد که "تبت يدا..." طلب عذاب و قهر براي ابي لهب نيست، بلکه خبر از وقوع مي دهد. در لعن هم اين گونه است، يعني خدا رحمت و بخشش و بهشت خود را از او دور کرده است، نه اين که طلب دوري مي کند تا بر عجز دلالت داشته باشد.
علامه طباطبايي مي نويسد:
اينكه فرمود:" تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ"، معنايش در حقيقت" تب ابو لهب" است، و اين نفريني به او به هلاكت خود (خبر از نابود شدن قطعي او) و بطلان و بىاثر گشتن توطئههايى است كه به منظور خاموش كردن نور نبوت مىكرد، و يا قضايى است(واقع شدني و تخلف ناپذير) از خدا به اين هلاكت و بطلان توطئهها. (5)
در آخر اشاره به اين نكته لازم است كه اين لعن و نفرين از سوي خدا و به تبع آن نفرين تمام موجودات نسبت به اين فرد فرومايه و همسر او- كه خواهر ابوسفيان بود- براى اين است كه ظلمهايى نسبت بحضرت رسول(ص) شد که اكثرتوسط اين دونفر بود بالاخص زماني كه عبا بگردن حضرت انداختند و آن قدر فشار دادند كه نفس در سينه مبارك حضرت حبس شد و حضرت روى زمين افتاد و همگان خيال كردند حضرت از دنيا رفته است و همينطور آزارهاي ديگر.(6)
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه159.
2. طباطبايى، سيد محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيدمحمد باقر موسوي همداني، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1374ش، ج1، ص587.
3. مسد(111) آيه1.
4. مسد(111) آيه2.
5. ترجمه تفسير الميزان، همان، ج20، ص664.
6. طيب، سيدعبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، انتشارات اسلام، تهران، 1378ش، ج14 ص256.
پرسش 2:
آيا زنان هم در بهشت از مرد نصيب ميبرند در کحاي قرآن ذکر شده ؟
پاسخ:
هرچند درک ما از بهشت و حقايق عالم آخرت چندان کامل نيست و نمي توانيم به طور دقيق در خصوص وضعيت آن جهان اظهار نظر نماييم، اما در حالت کلي مي توان گفت که از قرائن نقلي درآيات و روايات بر مي آيد که در بهشت جنسيت و لذت هاي جنسي مطرح است . به همين خاطر وعده همسران بهشتي به مومنان اعم از زن و مرد داده شده است و مردان و زنان بهشتي با اراده و اختيار خود از يکديگر يا همسران بهشتي بهره مند خواهند شد .
البته نمي توان به طور قطع گفت که فرايند اين روابط از سنخ لذت هاي جنسي دنيايي است و فرايند ازدواج و توالد و تناسل و مانند آن در بهشت هم وجود دارد ، اما در هر حال آنچه مسلم است، نوعي رابطه متناسب با قوانين و شرايط آن عالم بين زنان و مردان بهشتي وجود خواهد داشت و جنسيت در آن عالم مطرح خواهد بود .
در قرآن در توصيف بخشي از نعمتهاي بهشت از حورالعين و همسران بهشتي ياد شده است که اين موهبت اختصاص به مردان ندارد، مثلاً قرآن کريم فرمود:
«وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَة؛(1) براي بهشتيان در آن جا همسراني پاک و پاکيزه است». ضمير «هم» در آيه به همه بهشتيان اعم از زن و مرد برميگردد، نه فقط به مردان بهشتي. ازواج هم جمع زوج به معناي همسر است، نه زوجه به معناي زن. در آيه ديگر هم ميفرمايد:
« وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عين؛(2)و آنها را با «حور العين» تزويج مىكنيم ». در اين آيه هم ضمير به همه بهشتيان برميگردد. اما حور عين به چه معناست ؟
«حورعين» وصف زيبايي همسران بهشتي اعم از زن و مرد است، زيرا واژه «حور » هم جمع احور (مرد سياه چشم) و هم جمع حوراء (زن سياه چشم) است. واژه «عين» جمع اعين (مرد درشت چشم) و جمع عيناء (زن درشت چشم) است.(3)
پس داشتن همسر در بهشت براي مرد و زن مطرح است. گرچه قرآن کريم به دليل حفظ ادب از همسران زنان و چگونگي کيفيت لذت بردن آن ها از مردان به تفصيل و روشني سخن نگفته، ولي در اين نکته جاي ترديد نيست که زنان مثل مردان از لذات بهشتي مناسب مورد علاقهشان برخوردار هستند.
پينوشتها:
1. بقره(2) آيه 25.
2. دخان(44) آيه 54.
3. ناصر مکارم شيرازى، پيام قرآن ،نشر دار الکتب الاسلاميه، تهران، بي تا ، ج6، ص261.
پرسش 3:
آيا مردي که عاشق زنش باشد در آن دنيا باز هم به او ميرسد؟
پاسخ:
##
در صورتي که زن و مرد هر دو اهل بهشت و در يک مرتبه باشند ، با رضايت طرفين امکان ازدواج و زندگي آنان در بهشت وجود دارد و اين خواسته برآورده خواهد شد . از امام صادق (ع) سؤال شد: آيا زن و شوهر مؤمن که وارد بهشت مي شوند با هم ازدواج مي کنند؟ حضرت فرمود: خداوند عادل است. اگر مرد از زنش افضل باشد، اختيار با مرد است که زنش را بپذيرد يا نه. اگر پذيرفت، يکي از زنانش ميشود. اگر زن از شوهرش افضل باشد، اختيار با اوست. اگر همسرش پذيرفت، همان شوهرش مي شود.(1)
از اين روايت استفاده مي شود که خداوند به ميل بهشتيان توجه دارد. اگر هر کدام ميل به ديگري نداشت، خدا او را مجبور نخواهد کرد .
پي نوشت :
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت ، 1404 ه ق ، ج 8، ص 102.
پرسش 4:
منظو ر از حوريان باکره و پستان کال که به مردان ميرسند وخواسته اي هم ندارند جيست؟
پاسخ:
توضيح حوران بهشتي در سوال قبل ذکر شد و در مورد برخي توصيفات خاص که ذکر شده، بايد گفت:
اين قبيل توصيفات مربوط به همسران بهشتي مردان است در حالي که زنان نيز همسراني بهشتي دارند که توصيفات و اوصاف ديگري که مطلوب زنان است دارا هستند. در قرآن در وصف حوريان تعابير مختلفي آمده است مانند:
« وَ كَواعِبَ أَتْرابا (1) و حوريانى بسيار جوان و همسن و سال »
در اکثر ترجمه هاي موجود از قرآن اين وصف حوريان با تعابيري همچون جوان و همسال و نورس و پستان برآمده و نار پستان و مانند آن ذکر شده و در هيچ يک از آن ها تعبير پستان کال را نيافتيم، هرچند ممکن است چنين تعبيري عبارت ديگر از همين مقصود باشد.
در تفسير نمونه پيرامون اين آيه آمده است: « " كواعب" جمع" كاعب" به معنى دوشيزهاى است كه تازه برآمدگى سينه او آشكار شده، و اشاره به آغاز جوانى است، و" اتراب" جمع" ترب" (بر وزن حزب) به معنى افراد هم سن و سال است، و بيشتر در مورد جنس مؤنث به كار مىرود ». (2)
وصف ديگري که در مورد حوريان در چند جاي قرآن ذکر شده، باکره بودن آنهاست :
« فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكارا(3) و همه را دوشيزه قرار داديم ».
البته ظاهرا در مورد خواسته نداشتن تصريحي در قرآن نشده؛ اما به هر حال بايد دانست که اين قبيل توصيفات بر اساس تمايلات مردانه است و معمولا در قرآن جزيياتي از اين دست تنها در خصوص حوريان زن بيان شده که مورد تمايل مردان است، اما به جهات گوناگون در مورد همسران زنان بهشتي غير از آنچه در نامه قبل بيان شد توصيف دقيقي نيامده و چه بسا اين امر به جهت رعايت حريم عفت بانوان بوده باشد.
به هر حال بايد دانست که حوريان بهشتي انواع و اقسامي دارند و نمي توان با اين تعابير همه حوريان را منحصر در اين موارد دانست.
پي نوشت ها :
1. نبا (78) آيه 33.
2.مکارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، دار الکتب الإسلاميه، تهران، 1374 ش، ج26، ص 49.
3. واقعه (56) آيه 36.
پرسش 5:
در بهشت زنان هم ميتوانند از جند مرد استفاده کنند؟
پاسخ:
در اين زمينه تصريح روشني در نفي يا اثبات در منابع ديني وجود ندارد و دليل ممنوعيت اين امر در دنيا حکم شريعت و به جهت تبعات منفي آن و مفاسدي که به همراه دارد مي باشد؛ اما در آخرت که شريعت تعريف نمي شود نمي توان به روشني در اين زمينه اظهار نظر نمود .
به طور کلي مي توان گفت اگر اين موضوع با طبع و سرشت زنان موافقت نداشته باشد -که به نظر مي رسد چنين است- در عالم آخرت نيز نخواهد بود، چون در آخرت براي انسان چيزي فراهم است که انسان مي خواهد و مورد طبع و ميل انسان است. در يکي از آيات مي خوانيم:
" وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ (1)و در آن (بهشت) آنچه دلها مىخواهد و چشمها از آن لذت مىبرد موجود است".
يعني براي بهشتيان چيزي فراهم است که با طبع و سرشت آن ها همخواني داشته و مورد تقاضاي آنان باشد. اما در عين حال اگر اين گونه نباشد و مفاسد ديگري هم در آن وجود نداشته باشد و زني بهشتي همچين امري را بطلبد ، به مقتضاي همين آيه و آياتي چون : « ُ لَهُمْ فيها ما يَشاؤُنَ (2) هر چه بخواهند در آنجا هست» ، چه بسا امکان آن برايش فراهم باشد ، هرچند ميل و خواست بهشتيان نيز منطبق بر امور ناشايست و ناروا نخواهد بود چون در آن عالم باطن همه حقايق نمودار مي شود و اگر امري در باطن خود داراي مفاسدي باشد که در دنيا بر ما پوشيده بود در آخرت و بر اهل آخرت آشکار خواهد بود .
پي نوشت ها :
1. زخرف (43) آيه 71.
2. نحل (16) آيه 31.
پرسش 6:
چرا در سوره هاي مکي فقط از رحمت ودوري ازگناه ومساوا ت ولي در سوره هاي مدني از جهاد بريدن دست وپا آن هم در جهت مخالف هم و کلا احکام بحث شده آيا دليلي جز نداشتن قدرت در مکه و داشتن قدرت در مدينه براي آن قايل بود؟
پاسخ:
درست است که پيامبر اسلام و مسلمانان در مکه که سالهاي ابتداي دعوت به اسلام بود قدرت نداشتند و مشرکان مکه آنها را اذيت و آزار مي دادند. ولي اين مطلب تنها ملاک مکي و مدني بودن سوره هاي قرآن نيست و محققين علوم قرآني براي تشخيص سوره هاي مکي و مدني ملاک هايي را مشخص کرده اند که هر يک به تنهايي نمي تواند ملاک جامع و مانعي باشد. بلکه روي هم رفته تا حدودي تعيين کننده است.
همچنين سوره هاي مکي فقط درباره رحمت و مساوات نيست. بلکه لحن تند و شديد سوره ها بيشتر با اهل مکه است که اهل عناد و لجاج و مقاوم در مقابل حق بوده اند. ولي لحن ملايم و خفيف مدني بودن سوره را مي رساند که بيشتر خطاب به مومنين است.
بحث درباره اصول معارف و اصل ايمان و دعوت به اسلام از ويژگي هاي سوره هاي مکي است که در ابتداي دعوت پيامبر بوده است و در سوره هاي مدني بيشتر از تفاصيل احکام و بيان شريعت اسلام سخن گفته شده است.
از آنجا که احکام اسلام تدريجي و بنا به مقتضيات زمان نازل شده است. تمام آياتي که مربوط به احکام است در سوره هاي مدني نيست. بلکه در سوره هاي مکي هم احکام بسياري بيان شده است.
در مکه علي رغم کارشکني هاي مشرکان هنوز بين مشرکان و مسلمانان جنگي صورت نگرفته بود. بلکه وقتي پيامبر به مدينه هجرت کردند مشرکان براي از بين بردن اسلام به مدينه حمله کردند و دستور جهاد و دفاع نازل شد بنابراين آيات مربوط به جهاد در سوره هاي مدني آمده است.
براي آشنايي بيشتر با سوره هاي مکي و مدني و خصوصيات هر يک به کتاب تاريخ قرآن مراجعه شود.(1)
پي نوشت:
1.معرفت، محمد هادي، تاريخ قرآن، انتشارات سمت، ص47-53.






