ما الفرق بين الخلق و الانشاء؟

معناي خلق ايجاد كردن مستقيم است و هم در ابداع شيئ بدون اصل و نيز ايجاد شيئ از شيئ ديگر استعمال ميشود. مثال براي استعمال اول: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض؛ ستايش براى خداوندى است كه آسمانها و زمين را آفريد.(1) و مثال براي استعمال دوم : خَلَقَ الْانسَنَ مِن نُّطْفَة؛ انسان را از نطفه بى‏ارزشى آفريد.(2)(3)
هر وقت در قرآن کلمه " خلق " را نام می برد نظر به ایجاد تدریجی اشیاء دارد: خداوند آسمان و زمین را در شش روز آفريد. حالا مقصود از شش روز هر چه می خواهد باشد خلق کرده است.
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِين؛ خدا آن کسی است که نطفه را در رحم به صورت علقه در آورد، علقه را به صورت مضغه در آورد، آن وقت مضغه را استخوانها کرد، از آن پس آن را آفرينش تازه‏اى ايجاد كرديم، بزرگ است خدايى كه بهترين خلق كنندگان است!(4) هر جا کلمه " خلق " در قرآن گفته می شود، عنایت به وجود تدریجی اشیاء است، یعنی اشیاء از آن جهت که به علل زمانی و علل مکانی خودشان ارتباط دارند.(5)
اما " انشاء" همانگونه كه ارباب لغت گفته است به معنى" ايجاد كردن چيزى توأم با تربيت آن" است،(6) اين تعبير نشان مى‏دهد كه مرحله اخير با مراحل قبل (مرحله نطفه و علقه و مضغه و گوشت و استخوان) كاملا متفاوت است مرحله‏اى است. مهم كه قرآن از آن سر بسته ياد كرده و تنها مى‏گويد:" سپس ما به آن آفرينش تازه‏اى داديم" و بلا فاصله پشت سر آن" فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ" مى‏گويد.
اين چه مرحله‏اى است كه اين قدر شايان اهميت است، اين همان مرحله‏اى است كه جنين وارد مرحله حيات انسانى مى‏شود، حس و حركت پيدا مى‏كند، و به جنبش در مى‏آيد كه در روايات اسلامى از آن تعبير به مرحله" نفخ روح" (دميدن روح در كالبد) شده است.
اينجا است كه انسان با يك جهش بزرگ زندگى نباتى و گياهى را پشت سر گذاشته و گام به جهان حيوانات و از آن برتر به جهان انسانها مى‏گذارد، و فاصله آن با مرحله قبل آن قدر زياد است كه تعبير از آن با جمله ثم خلقنا كافى نبود و لذا" ثُمَّ أَنْشَأْناهُ" فرمود.
در اينجا است كه انسان، ساختمان ويژه‏اى پيدا مى‏كند كه او را از همه جهان ممتاز مى‏سازد، به او شايستگى خلافت خدا در زمين مى‏دهد، و قرعه امانتى را كه كوه‏ها و آسمانها بار آن را نتوانست كشيد، به نام او مى‏زنند.(7)
پي نوشت ها:
1. انعام(6)آيه 1.
2. نحل(16)آيه 4.
3. راغب اصفهاني، مفردات، ترجمه مصطفي رحيمي، انتشارات سبحان، تهران، 1386ش، ص157.
4. مومنون(23)آيه 12-14.
5. مطهري، مرتضي، معاد، انتشارات صدرا، تهران، 1389ش، ص136.
6. ايراني طرفي، عبدالمحمد، فرهنگ ابجدي قرآن، نشر ائمه(ع)، قم، 1384ش، ص148.
7. مكارم شيرازي، ناصر، تفسیر نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374ش، ج14، ص212.