با سلام. در مورد شفاعت یک سوال داشتم.آیا این طور نیست که ما در روز قیامت برای اینکه خدا گناهان مارا ببخشد به ائمه متوسل میشویم؟ و ائمه شفاعت مارا پیش خدا می کنند ؟
پس در اینصورت کسی پیدا شده که رحمت بالا تر از رحمت خدا دارد،چرا که او از گناه من گذشته در حالی که خدا آن گناه را نبخشیده.لطفا این موضوع را برای من توضیح دهید.

در ابتدا باید اشاره شود مسئله شفاعت در آموزه های دینی باز تاب وسیع یافته و به فرض بسیای از اسرار آن برای ما قابل درک نباشد. ولی چون در آموزه های دینی به عنوان یک حقیقت انکار ناپذیر مطرح شده باید به آن باور ایمانی وتعبدی کامل داشت. با توجه به این نکته باید گفت: اگر معنای شفاعت به طور درست و طبق آموزه های وحیانی درک و تحلیل شود هرگز موجب آن چه در پرسش آمده نخواهد شد. لذا باید گفت:
واژه شفاعت از ماده شفع و در مقابل وتر است. شخصی درخواست شفاعت مي كند به دلیل این که توان و نیرویش را برای رسیدن به کمال مطلوب کافی نمی‌داند، نیروی خود را با نیروی شفیع پیوند می‌زند تا از این راه به آنچه که می‌خواهد، دست یابد. شفاعت در مواردی مؤثر است که زمینه و استعداد همراهی وجود داشته باشد.
بنابر این شفیع به منزله بال دوم برای کسی است که دارای یک بال است. با کمک شفیع، بال دیگری برای پرواز می‌یابد.(1)
بزرگان معتقدند که هدایت‌پذیری و حرکت در مسیر ولایت ،تأمین کننده شفاعت در عالم آخرت است. اگر کسی در دنیا از هدایت بی‌نصیب باشد، در آخرت نیز از شفاعت بی‌نصیب خواهد بود.
شفاعت گرچه حقیقتی غیر قابل انکار است و بدون تردید عده‌ای از شفاعت بهره‌مند می‌شوند، اما بذر هدایت دنیوی در آخرت به صورت شفاعت شکوفه می‌زند. توقع شفاعت از سوی کسی که در دنیا بذر هدایت را دریافت نکرده ، در آخرت درست مثل کشاورزی است که بدون پاشیدن بذر توقع محصول داشته باشد.(2)
کسانى که داراى بینش و عقائد فکرى صحیح باشند و تنها در عمل دچار لغزش هایى شده باشند، مشمول شفاعت شافعان مى‏شوند. قرآن مى‏فرماید:
تنها کسانى از شفاعت بهره‏مند مى‏شوند که میان خود و خدا پیمانى داشته باشند. خدا و اولیاى او و راه آنان را قلباً پذیرفته باشند.(3)
امیرالمؤمنین (ع)مى‏فرماید: «اِستَجِیبُوا الاَنبیاءَ وَ سَلِّمُوا بِاَمرِهِم وَ اعْمَلوا بِطاعَتِهِم تَدخُلُوا فِى شَفاعَتِهِم؛ (4)دعوت و نداى پیامبران گرامى را بپذیرید. نسبت به فرمان‏هاى آن بزرگواران تسلیم باشید. عمل شما طبق دستور و فرمان آنان باشيد تا مشمول شفاعت آنان گرديد».
در منطق قرآن و اسلام، شفاعت به عنوان نیرویی محرک، انسان ها را ترغیب می‌کند تا از ادامه راه حق مأیوس نگردند . به مؤمن گنهکار نوید می‌دهد که اگر لغزشی از شما سر زد، شفیعانی هستند که به اجازه خداوند رحمان شما را شفاعت کنند.
عارف معاصر امام خمینی(ره) در این خصوص سخنی شنیدنی دارد:
« شفاعت در آن عالم امر جزافی نیست و از روی تناسب یعنی شافع و مشفوع له است. از این جهت کسانی که از نور توحید و ولایت بی‌بهره‌اند، ممکن نیست به نور شفاعت نایل شوند و اهل معاصی نیز اگر کدورت معاصی آن ها را زیاد فرا گرفته باشد، ممکن است پس از مدت‌هاي مدیدی به شفاعت نایل شوند، بنابر این باید به فکر اصلاح خود باشیم و با انوار اطاعت و مودّت اولیا(ع) خود را متناسب با آن ها کنیم تا مورد شفاعت آن ها شویم و نور شفاعت آن ها با نورانیت اطاعت ما شفع و جذبه روحانیت آن ها ما را مجذوب کند».(5)
در قران کریم در باره مسأله شفاعت به تفصیل سخن گفته شده از جمله فرمود:
«ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ؛(6) هيچ سرپرست ( و یاور) و شفاعت كننده‏اى براى شما جز او نيست آيا متذكّر نمى‏شويد؟!». و یا در جای دیگر فرمود: "قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً ؛ (7) بگو ای پیامبر که شفاعت همه از آن خداوند است". ولی قرآن کریم در آیات دیگر وجود شفیعان و دادرسانی را ثابت می کند که با اجازه خدا دادرسی و شفاعت می کنند؛ مثلا فرمود:
«ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه ؛ (8) هيچ شفاعت كننده‏اى، جز با اذن او نيست».
بنا بر این بدون اذن و اراده خدا برای هیچ کس اعم از مؤمن و کافر شفاعت مستقلی نیست؛ ولی به اذن خدا هست.
درخواست شفاعت زمانی ممکن است موجب تصوری شود که در پرسش اشاره شده که شفیعان را مستقل از خداوند و در عرض پروردگار و مستقل در تصرف و نفوذ بدانیم، در حالی که در شفاعت صحیح، شفیع، واسطه فیض الهی و مجرای رحمت خداوند محسوب می شود و خود بدون اذن خداوند، هیچ اقدامی نمی تواند بکند، چنان که کار سایر واسطه های فیض الهی درباره خلق، رزق، توفی، ... نیز چنین است.
با توجه به آن چه بیان شد شفاعت معنای خاص خود را دارد وهر گز به مفهوم بالاتری رحمت امامان وشفاعت کنند گان بر خدا وند تلقی نمی شود. چون آنها به اذن و مشیت الهی از عده ای شفاعت می کنند و در واقع شفاعت آنها ظهور وتجلی رحمت بی کران خداوند است و آنها در حقیقت مجرای فیض خدا در تجلی رحمت او نسبت به گناه کاران است .
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه،نشر موسسه امیر المومنین، قم 1370 ش، حکمت 63.
2. صادقی، سیمای اهل بیت در عرفان امام خمینی، ص 191، نشر مؤسسه آثار امام، 1387ش.
3 . مریم(19)آیه 87.
4. بحرانی تفسیر برهان، نشر موسسیه البعثت بیروت 1419 ق.ج 3، ص 57.
5 امام خمینی شرح جنود عقل و جهل،نشر مؤسسه آثار امام خمینی، 1377ش، ص 374.
6. سجده (32) آیه 4.
7. زمر (39) آیه 44.
8. یونس (10) آیه 3.