با سلام و عرض خسته نباشید ویزه به مسولین سایت پاسخگو ..
خدا حفظتان کند..
دختری 20 ساله هستم , دانشجوی مهندسی دانشگاه سراسری .. خاستگاری دارم که از همکلاسی های دانشگاهم است .. این آقا انسان مودب و با اخلاق و متواضع و فوق العاده از لحاظ درسی عالی هستند.. از لحاظ ایمانی هم رده خودم هستند .. به جز در مواردی که در کیفیت اعمال متفاوت هستیم .. الحمدالله نقش خدا در زندگیم کمرنگ نیست .. و سعی می کنم در تمام لحظات زندگیم بیشتر مطیع امر ایشان باشم و بیش از قبل نزدیک ..
ما راجع به مسایل دینی با هم صحبت کرده ایم .. ایشان با صداقت کامل تمام حقایق خود را با من در میان گذاشتند .. در همه موارد موافق با اعمال هم بودیم جز چند مورد جزیی که من به خاطر وسواسم در انتخاب همسر به آنها شک دارم ..
مثلا" اینکه هر دو نماز می خوانیم .. با این تفاوت که من تلاشم به اول وقت خواندن است .. یعنی در اکثر مواقع اول وقت می خوانم مگر در مواردی از قبیل : اینکه خانه نباشم و وضو نداشته باشم (مثلا" در دانشگاه) که وضو گرفتن هم سخت باشد .. یا اینکه بیرون از خانه خسته باشم و احساس کنم نمازم خواندنم طوطی وار است و بهتر است صبر کنم تا در خانه با حضور قلب بیشتری بخوانم و... اما ایشان نمازشان را میخوانند اما نا الزاما" اول وقت با وجود اینکه علاقه زیادی هم به اول وقت خواندن دارند ..(یکی از موادی که اول وقت نمی خوانند .. به خاطر شرایط کاریشان است) در این مدتی مه با هم ارتباط داشتیم .. قرار گذاشتیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم .. ایشان هم همیشه همراه من (موقعی که اذان می گویند معمولا" یا من یا ایشان با پیامک به هم اطلاع می دهیم .. اما اکثر اوقات من خبر می دهم) نمازشان را اول وقت به جا می آورند .. حالا من شک دارم که این مورد فاصله ی سطح دینی ماست با هم و ما از لحاظ دینی با هم , هم کفو نیستیم .. (با وجود اینکه ایشان می گویند من در زندگی با همسرم همیشه دوست دارم نمازم را با همسرم بخوانم -- همراه با هم-- که اگر من برای نماز زودتر بلند شوم ایشان هم بلند می شوند و همراه من می خوانند)
این در حالی است که ایشان مرتب به خواندن قرآن عادت دارند و من نه .. (گرچه بسیار علاقه دارم اما به آن عادت نکرده ام .. اما در زندگی مشترک حتما" همراهشان قرآن خواهم خواند .. حتی الان هم ازین موضوع تاثیر زیادی می گیرم)
یا اینکه ایشان به شدن بر صداقت تاکید دارند و در طول این مدت بر من هم بسیار موثر بوده حتی دیگر دروغ های کوچک را هم نمی گفتم ..
در حالت کلی ایشان مستحبات کمتری نسبت به من انجام میدهند اما پایه اعتقاداتشان تقریبا" از من محکمتر است .. چون به قول خودشان هرگز بی دلیل و تحقیق نپذیرفته است..
یا اینکه من حجابم کاملا" کامل نیست (مقدار کمی از موهایم پوشش ندارد.. سایر موارد را خودم رعایت می کنم) و ایشان با دلایل منطقی تاکید داشتن که من حجابم کامل باشد و البته من هم مشکلی ندارم و راضی هم هستم ..
در سایر امور دینی با هم توافق داریم ..
حالا شما مرا راهنمایی کنید ..
هم کفو بودن در مسایل دینی یعنی اینکه دو نفر مثل هم باشند یا مکمل باشند؟؟
آیا ما با این اختلافات با هم از لحاظ دینی هم کفو هستیم ؟
با عرض سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ گویی و راهنمایی برگزیده اید، در پاسخ به پرسش شما ابتدا معیاری کلی ذکر می نماییم که در ازدواج باید رعایت شود تا آن ازدواج قرین پایداری و نشاط باشد و ریسکهای آسیب زای آن به حداقل برسد، و سپس دو کتاب مفید جهت مطالعه به حضورتان معرفی و در پایان به نکات خاصی که در نامه خود به آن اشاره کردید می پردازیم.
درباره معیارهای یک ازدواج موفق باید به ادبیات تحقیق در این باره مراجعه کرد و معیارهای خود ساخته که برخاسته ازدیدگاه های غیر واقعی و احیانا احساسی است، و در ادامة زندگی مشترک همچون حبابی محو خواهد شد، نمیتواند کارایی چندانی در این مورد داشته باشد. واقعیت اینست که هیچ کدام از ما نمی توانیم از همان آغاز زندگی زناشویی تمام پیچ و خم های آنرا در سالهای آتی پیش بینی کنیم و آنچه این پیش بینی را دشوارتر می سازد این است که در جامعه کنونی ما متاسفانه غالب افراد بیش از آنکه تشابه فرهنگی، اقتصادی و فکری را برای انتخاب زوج در نظر بگیرند، در پیروی از احساسات و عواطف خود و معیارهای غیر ضروری و خود ساخته که مبتنی بر باورهای غلط است، به دنبال ازدواج می روند. روال تعیین اینکه دو زوج برای ازدواج مناسب هم هستند و یا نه، بدین گونه است که طرفین به یک مشاوری که متدین و متخصص در امر مشاورة قبل از ازدواج است مراجعه می نمایند و ایشان با تسلط بر آیتم هایی تعیین کننده ای چون تاریخچة خانوادگی طرفین و خاطرات دوران کودکی آنها و گرفتن تست های کتل و گلاسر و Ass و یاسایر تستهایی که بومی شده برای ایران هستند و نیز همخوانی و همسانی نگرش های طرفین در مسائل مختلف اجتماعی و باورهای دینی و سیاسی و غیره که در طی چندین جلسه انجام می گیرد نظر خود را راجع به ازدواج آن دو اعلام می کند. بدین صورت که:
1- در حدوده پانزده درصد از موارد می گوید این پسر و دختر علیرغم علاقه ظاهری که به هم دارند در صورت ازدواج با همدیگر؛ دچار مشکل خواهند شد و بعد از اُفت علایق احساسی و عاطفی به هم، وارد فاز درگیری های لفظی و احیانا فیزیکی خواهند شد.
2- ودر حدود پانزده و بیست درصد از موارد می گوید ایندو با توجه به آیتم های مختلف شخصیتی و خانوادگی و فرهنگی و اجتماعی کاملا به به درد ازدواج با هم می خورند و بعد از ازدواج با مشکل جدی ای بر نخواهند خورد.
3- در حدود شصت هفتاد درصد از موارد می گوید این دو می توانند با هم ازدواج کنند به شرطی که فلان توصیه ها را بطور جدی در زندگی مد نظر داشته و فلان امور را رعایت کنند، مثلا به پسر می گوید شما می توانید با این خانم ازدواج کنید اما ایشان بسیار عاطفی و احساسی هستند و لذا اگر فردا از جنبه عاطفی محرومیتی را به وی تحمیل نمایید ممکن است برسر سفره کس دیگری که از جهت عاطفی او را سیراب می کند بنشیند! و یا مثلا به دختر می گوید دختر خانم ازدواج شما با این آقا پسر بلامانع است اما باید بدانید که او وابستگی زیادی به مادرش دارد لذا باید در این جهت با او مدارا نمایید.
لازم به ذکر است مشاورة قبل از ازدواج علی رغم در نظر گرفتن پارامترهای ضروری که تحقیقات بسیاری در سطح جهان بر روی آنها انجام گرفته فقط در حدود 75% می تواند به پیش بینی موفقیت یک ازدواج حکم نماید. و 25% بقیه مربوط به رعایت مسائلی است که بعد از ازدواج می تواند در غنی سازی زندگی مشترک نقش جدی داشته باشد.
پس پیشنهاد ما به شما اینست که از قوای عقلی ونه احساسی و نیز مشاورة قبل از ازدواج برای انتخاب شریک زندگی آینده خود سود جویید یعنی در مرحلة اول آگاهی بیشتری در مورد خود تان به دست آورید بدین معنی که با تدبر در خود دریابید حقیقتا چگونه فردی هستید؟ اهداف، ارزش ها و علایق اساسی و اصلی شما در زندگی چیست؟ و انتظارات اصلی و اساسی شما از زندگی مشترک چیست؟ و بعد از آشنایی اجمالی با همدیگر که طی چندین جلسه و با حضور خانواده ها صورت می پذیرد، در مرحلة بعد به همراه شخصی که قصد ازدواج با او را دارید نزد یک مشاور با تجربه بروید تا وی با راهکارهای پیش گفته، نظر خود را در مورد انتخاب شما اعلام کند و احیانا مشکلات فراروی را با توجه به آیتمهای شخصیتی شما و فرد انتخابی؛ به شما تذکر دهد. اگر در تهران زندگی می کنید می توانید به کلینیک دکتر سید جلال یونسی که از اساتید با تجربه مشاروه ی قبل از ازدواج و خانواده درمانی هستند مراجعه نمایید. 02144015879
وقتی این مراحل را پشت سرگذاشتید می توانید با طیب خاطر و توکل بر خدای مهربان و با جرات مندی اقدام به ازدواج با مورد انتخابی نمایید. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود و انشاء الله بعد از ازدواج راههای غنی سازی زندگی زناشویی و دستوراتی که اسلام در این زمینه برای بهتر زیستن ارائه نموده به عرض شما خواهد رسید.
به نظر من مطالعه دو کتاب زیر می تواند شما را در اخذ تصمیم فوق بیشتر یاری نماید:
1- تحکیم خانواده، تالیف آیت الله محمدی ری شهری انتشارات حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت،
2- عشق هرگز کافی نیست تالیف پرفسور آرون تی بک ترجمه مهدی قراچه داغی انتشارات ذهن آویز.
شما در نامه خود به مواردی اشاره کرده بودید که اشاره ای تلویحی به داشتن وسواس داشت، و تا حدی حساسیت مرا به عنوان مشاوری که تجارب زیادی در امر مشاوره قبل از ازدواج دارد، برانگیخت، البته برای اینکه معلوم شود شما وسواس داریدیا نه؟ باید به یک مشاور رواندرمانگر مراجعه نمایید، اما اگر وسواس داشته باشید ابتدا باید آنرا درمان نمایید بعد اقدام به ازدواج کنید، چه آنکه وسواس جزو اختلالات اضطرابی است و طبق تحقیقات ازدواج نیز سیزدهمین عامل اضطراب زا در ایران است لذا ازدواج بدون درمان وسواس منجر به تشدید اضطراب شما بعد از ازدواج می شود و از این مسیر زندگی زندگی زناشویی شما در معرض آسیب قرار می گیرد.






