با سلام. می خواستم بدانم که برای انسانی که در عمر خود یک کار بد کرده که موجب خشم خداسست و عذاب الهی را در پی دارد و یک کار خوب هم کرده که موجب رحمت خداست اعمال وی چگونه محاسبه می شوند و کدامیک بر دیگری غلبه می کند؟
در ابتدا باید اشاره شود که قرآن کریم این مطلب را بسیار روشن بیان کرده و فرموده:
«وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِینَ؛ (1) ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مىنهیم. پس هیچ کس در چیزى ستم نمىبیند. اگر عمل هموزن دانه خردلى باشد، آن را مىآوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم».
از قراین برمیآید که در آخرت نوعی سنجش برای محاسبه اعمال افراد به کار برده می شود ، منظور از میزان، وسیله سنجش به معنای عام آن است؛ زیرا میدانیم که هر چیزی وسیله سنجش مناسب خود را دارد. وسیله سنجش حرارت را میزان الحراره یا دماسنجش میگویند و وسیله سنجش هوا را میزانالهوا یا هواسنج.
منظور از میزانهای سنجش اعمال در قیامت، کسانی هستند که خود معیار و نماد خوبی و درستی بودند ، در نتیجه اعمال نیکان و بدان را با اعمال آن ها میسنجند؛ چنان در روایتی آمده: «إنّ أمیرالمؤمنین و الأئمة من ذرّیّته هم الموازین؛ (2) امیر مؤمنان و امامان از فرزندان او، میزانهای عدل قیامتاند». در برخی روایات آمده که انبیا و اوصیا (ع) میزان سنجش اعمال مردماند. (3) بر این اساس :
«فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا کَانُواْ بِآیَاتِنَا یِظْلِمُونَ؛ (4) پس هر کس میزانهاى عمل او گران باشد، آنان خود رستگاران اند و هر کس میزانهاى عمل او سبک باشد، پس آنان اند که به خود زیان زدهاند؛ چرا که به آیات ما ستم کردهاند».
اما در مورد خنثی شدن اعمال نسبت به هم در مجموع می توان گفت بنا براعتقاد پیروان اهل بیت (ع) در عالم آخرت و هنگام حسابرسی ، اعمال نیک و بد همدیگر را از بین نمی برند و موازنه صد درصدی در این خصوص وجود ندارد ، اگر چه در دنیا با توبه و اصلاح گذشته می توان اثر اعمال بد را از بین برد و یا بالعکس لکن اگر چنین اتفاقی در دنیا نیفتاد در قیامت هر عمل و رفتاری اثر و نتیجه خاص خود را دارد و لذا اگر عمل فردی در مقایسه با عمل انسان کامل و معصوم ، نیک و قابل قبول باشد به جهت آن عمل نیک پاداش می گیرد و اگر عمل سوئی از او سر زده باشد و در دنیا بدون توبه آن را رها کرده باشد، برای آن کیفر خواهد دید. (5)
البته در همین زمینه باید به دو نکته توجه داشت ؛ اول آنکه که مستقل بودن اعمال نیک و بد نیز به طور صد درصد و بدون هرگونه ارتباط با هم نیستند و چه بسا برخی اعمال نیک و بد نوعی همپوشانی نسبت به اعمال طرف مقابل داشته باشند که این امر در بحث احباط و تکفیر مطرح است .
آیه الله مصباح یزدی در کتاب آموزش عقاید خود به همین مساله اشاره فرموده و بعد از تاثیر متقابل ایمان و کفر بر هم در تعیین سرنوشت فرد و اثری که بر همه اعمال قبل می گذارند می نویسد :
« نظير رابطه بين ايمان و كفر را مىتوان فى الجمله بين كارهاى نيك و بد در نظر گرفت ولى نه بطور كلّى و به صورتى كه هميشه يا در نامه اعمال انسان كار شايسته، ثبت باشد و اعمال نارواى پيشين، محو شده باشد (چنانكه بعضى از متكلّمان معتزلى پنداشته اند) يا هميشه حاصل جمع جبرى اعمال گذشته با توجّه به كميّت و كيفيّت آنها منعكس باشد (چنانكه بعضى ديگر گمان كرده اند) بلكه در مورد اعمال، بايد قائل به تفصيل شد به اين معنى كه برخى از عمال نيك اگر بطور شايسته و مقبول انجام گيرد آثار اعمال بد گذشته را از بين مىبرد ...
اما هر عمل نيكى اثر هر گناهى را از بين نمىبرد و از اينرو ممكن است شخص مؤمن، مدتى گرفتار كيفر گناهش باشد و سرانجام به بهشت جاودانى درآيد. گويى روح انسان، داراى ابعاد گوناگونى است و هر دسته از اعمال نيك و بد با يك رويه آن، مربوط مىشود مثلاً عمل نيكى كه مربوط به رويه «الف» است اثر گناهى كه ارتباط با رويه «ب» دارد را از بين نمىبرد مگر اينكه عمل صالح آنقدر نورانى باشد كه به جوانب ديگر روح هم سرايت كند يا گناه آنقدر آلوده كننده باشد كه ساير ابعاد را هم آلوده سازد. از جمله، در روايات شريفه، وارد شده است كه نماز مقبول، گناهان را شستشو مىدهد و موجب آمرزش آنها مىشود. و در قرآن كريم كه مىفرمايد:
«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ (6) و نماز را در دو طرف روز و ساعاتى از شب بپاى دار كه كارهاى نيك، بديها را مىبرد.»
ولى تعيين انواع و مقدار تأثير و تأثر اعمال نيك و بد در يكديگر را بايد از طريق وحى و سخنان معصومين (عليهم السلام) به دست آورد و قاعده كلّى براى همه آنها نمىتوان تعيين كرد. » (7)
و نکته دوم آن که با وجود تاثیر مستقلی که ممکن است هر گناه و عمل ناشایستی به دنبال داشته باشد ؛ باز زمینه های مغفرت و بخشایش مانند شفاعت و ... وجود دارد که می تواند عامل بخشایش انسان از عذاب و کیفر این گناهان باشد .
در نهایت و با توجه به آنچه ذکر شد باید گفت کسانی که اعمال نیک و بد آن ها یکسان است، برای اعمال بدشان اگر توبه نکرده باشند و به نوعی اعمال نیکشان یا بخشش مطلق خداوند و شفاعت و... زمینه بخشش آن ها را فراهم ننموده باشد ، به واسطه این اعمال کیفر داده شده و بعد از چشیدن کیفر و یا بخشی از آن از عذاب خارج شده و وارد بهشت خواهند شد. (8)
پی نوشت ها:
1. انبیاء(21) آیه 47.
2. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق. ج 7، ص 252.
3. بحرانی، البرهان، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، بی تا. ج 3، ص 61.
4. اعراف (7) آیه 8 و 9.
5. علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص 413، نشر جامعه مدرسین، قم، بیتا.
6. هود (11) آیه 114.
7. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، نشر بین الملل، تهران، 1377ش، ص 469-470 .
8. شیخ صدوق و شیخ مفید، اعتقادات الامامیه و تصحیح الاعتقاد، ج1، ص 52، کنگره شیخ مفید،1414ق.






